استوری حامیم✨️
𝘏ꪖsꫝꪖᧁ ↝#استوری
ֺ ָ ᗪoꪀ't Ꮯopƴ ¦ J𝚞s𝗍 foɾᥕᥲɾᦔ 🎹𝇁𝇃
مݩ شب تاࢪمو ٺوهم شدۍ ماهﻤو🤍 ^᪲᪲᪲.
.⋆ᒍ᥆Ꭵᥰ ; @Haamim1998 🐈⬛️⊹ ᳝
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید حامیم✨️
منبع
𝘏ꪖsꫝꪖᧁ ↝#استوری
ֺ ָ ᗪoꪀ't Ꮯopƴ ¦ J𝚞s𝗍 foɾᥕᥲɾᦔ 🎹𝇁𝇃
مݩ شب تاࢪمو ٺوهم شدۍ ماهﻤو🤍 ^᪲᪲᪲.
.⋆ᒍ᥆Ꭵᥰ ; @Haamim1998 🐈⬛️⊹ ᳝
🖤🪡🖤🪡🖤🪡🖤🪡
🪡🖤🪡🖤🪡🖤🪡
🖤🪡🖤🪡🖤🪡
🪡🖤🪡🖤🪡
🖤🪡🖤🪡
🪡🖤🪡
🖤🪡
🪡
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۷۷
هلن : بعد یهو یکی از پشت جلوی دهنم رو گرف
با بازو زدم به شکمش
آریا:چته حیـ.ـوون؟؟
هلن: تو بودییی؟؟
من فکر دز.دهههه
آریا:میخواستم شوخی کنم
هلن:این چه شوخی ایه آخه
دردت گرف
آریا: نه زیاد
هلن : پس پاشو محکم تر بزنـ.ـمت
آریا:هع هع هعع
هلن:پاشو برو بیرون کیخوام بخوابم
آریا:باشه و درد داشتااا
هلن:حقته
و رف بیرون و منم در رو بستم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
شروین : بعد از اینکه ثنا و هلن رفتن
ما هم راه افتادیم
توی مسیر بودیم که یهو
حامی :اهااا
شروین: چیه؟!
حامی:خب بزار بگم
روزی که کنسرت داری
شروین:خب؟
حامی:یک روز قبلش تولد ثناس
هلن میخواد روز تولدش داخل کافه تدارک ببینه و فرداش که کنسرت داری هلن بهش بلیط کنسرت بده
شروین:یعنی دو هفته؟!
دست روی صورتم گذاشتم و گفتم
وااااییی یادم رفتهه بودد
من برای کادو چیکار کنم؟؟
حامی: هلن برای هفته دیگ میخواد بره دنبال تدارک ها توهم کمکش کن
شروین :راست میگی
و سکوت شد...
حامی: یکم بعدش شروین رو رسوندم و خدافظی کردیم
ادامه دارد....
استوری حامیم✨️
𝘏ꪖsꫝꪖᧁ ↝#استوری
ֺ ָ ᗪoꪀ't Ꮯopƴ ¦ J𝚞s𝗍 foɾᥕᥲɾᦔ 🎹𝇁𝇃
مݩ شب تاࢪمو ٺوهم شدۍ ماهﻤو🤍 ^᪲᪲᪲.
.⋆ᒍ᥆Ꭵᥰ ; @Haamim1998 🐈⬛️⊹ ᳝
استوری های حامیم✨️
𝘏ꪖsꫝꪖᧁ ↝#استوری
ֺ ָ ᗪoꪀ't Ꮯopƴ ¦ J𝚞s𝗍 foɾᥕᥲɾᦔ 🎹𝇁𝇃
مݩ شب تاࢪمو ٺوهم شدۍ ماهﻤو🤍 ^᪲᪲᪲.
.⋆ᒍ᥆Ꭵᥰ ; @Haamim1998 🐈⬛️⊹ ᳝