استوری حامیم✨️
Ꮋᥲ᥉ꫝɬᥲᩅᩛ↝ #استوری
. ᮫ ࿚࿙࿚᯦࣪࿙࣪࿚ֱ࿙𑄽ؗ୧࿚ֱ࿙࿚࣪࿙࿚᯦࿙ ᮫ .
Ꭰ꧐ᥒᡶ ᥴ𐐫թყ⭒˚ ʝᥙ᥉ɬ ẜ꧐ⲅωⲅძ 𝜗𝜚 🫧
ᥣᎥꪀƙ↝ @Haamim1998🪼˚⋆ ໋
استوری حامیم✨️
Ꮋᥲ᥉ꫝɬᥲᩅᩛ↝ #استوری
. ᮫ ࿚࿙࿚᯦࣪࿙࣪࿚ֱ࿙𑄽ؗ୧࿚ֱ࿙࿚࣪࿙࿚᯦࿙ ᮫ .
Ꭰ꧐ᥒᡶ ᥴ𐐫թყ⭒˚ ʝᥙ᥉ɬ ẜ꧐ⲅωⲅძ 𝜗𝜚 🫧
ᥣᎥꪀƙ↝ @Haamim1998🪼˚⋆ ໋
استوری حامیم✨️
Ꮋᥲ᥉ꫝɬᥲᩅᩛ↝ #استوری
. ᮫ ࿚࿙࿚᯦࣪࿙࣪࿚ֱ࿙𑄽ؗ୧࿚ֱ࿙࿚࣪࿙࿚᯦࿙ ᮫ .
Ꭰ꧐ᥒᡶ ᥴ𐐫թყ⭒˚ ʝᥙ᥉ɬ ẜ꧐ⲅωⲅძ 𝜗𝜚 🫧
ᥣᎥꪀƙ↝ @Haamim1998🪼˚⋆ ໋
🎱🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤
🎱🖤
🖤
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۸۸
هلن:صورتمو شستم و حاضر شدم
و از پله ها پایین امدم و سریع رفتم
و سوار ماشین شدم و حرکت کردم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
هلن:توی مسیر زنگ زدم حامی
مکالممون
حامی:سلامم چطوریی؟!
هلن:سلام
فداتشم تو چطوری؟
حامی:خوبم خداروشکر
برا شب اماده ای؟؟
هلن:ارههه
انقدر ذوققق دارمم که نگوو
حامی:منم
ولی شروین استرس داره
هلن:چرا؟!
حامی:چند ساعت قبل کنسرت همینه
هلن:اها
اوک
حامی:میبینمت
هلن: همچنین
خدافظظظ
حامی:خدافظ
و قطع کردیم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
هلن:چند دقیقه بعد رسیدم خونه ی ثنا اینا
و ماشین رو پارک کردم
و پیاده شدم و در زدم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ثنا:داشتم فیلم میدیدم که یهو صدای در امد
فهمیدم هلنِ
و با ذوق رفتم در رو باز کردم
هلن:سلاممممم
و ثنارو بغل کردم
ثنا:چقدرر دیر امدیی
هلن:مهم اینه امدم
ثنا:اره
بیا تو
هلن: و رفتم داخل
ادامه دارد...
🎱🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤
🎱🖤
🖤
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۸۹
هلن:تنهایی؟
ثنا:اره
هلن:خبببب
ثنا:بشین برم خوراکی بیارم
هلن:برو
و نشستم روی مبل
ثنا:خوراکی هارو اوردم
و نشستم روی مبل
و مشغول غیبت شدیم
هلن:داشتم میخندیدم یهو چشمم به ساعت
افتاد
بلند گفتم..
ساعتتتتتت ۶
ثنا:برگشتم ساعتو نگاه کردم
گفتم..
یاااخداااا پاشوووو هلنننن
و تند تند اماده شدیم
و سریع به سمت ماشین رفتیم
بعد از نیم ساعت رسیدیم
بلیط ها چک شد
و روی صندلی هامون نشستیم
هلن:داشتم دنبال حامی میگشتم
یهو خودش امد
حامی:سلامم
دیر کردم؟!
هلن:سلامم
نه ما هم تازه امدیم
حامی:خداروشکر
و بعد کنسرت شروع شد
و آقای حاجی پور بلاخره امد
شروین:با کلییی استرس وارد استیج شدم
ادامه دارد...
🎱🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤
🎱🖤
🖤
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۹۰
شروین: میکروفن رو جلوی لبام اوردم و
گفتم
سلامم
همه: با صدایی بلند گفتن
سلاممممم
شروین:چطورین؟!
همه:عالیییی
شروین:بریم سراغ موزیک جدید؟؟؟
همه:بلهههه
و بعد سکوت شد..
نوازنده ها شروع کردن
شروین:شروع کردم به خوندن
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ثنا:غرق آهنگ ها شده بودم
و به فکر چیز دیگه ای نبودم
شروین:خبب خبب
یه خواننده یا بهتره بگم رفیق درجه یک
اینجاست
به افتخار...
به افتخارررر
حامیمم
حامی:از جام بلند شدم و دست تکون دادم
و بعد رفتم شروین رو بغل کردم
و بعد دوباره نشستم سر جام
شروین:آی ستاره آی ستاره
این ماه طفلی
و بعد دستم رو بردم طرف ثنا و ادامه دادم..
جوز تو کی رو داره؟!
و بعد همه دست زدن
ادامه دارد...
🎱🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤🎱🖤
🎱🖤🎱🖤
🖤🎱🖤
🎱🖤
🖤
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۹۱
هلن:داشتم دست میزدم که یهو..
گوشیم زنگ خورد
مامانم بود
از صندلی بلند شدم و رفتم بیرون جواب بدم
بخاطر سروصدا ها
گوشی رو جواب دادم و گفتم
مکالممون
هلن:الو؟!
سلام مامان
مامان:با صدای بغضی گفتم
هلنن
هلن:چرا صدات اینجوریه
چیشده؟!
مامان:دخترم زود بیا بیمارستان
هلن:بـ.. بیمارستان چرا؟؟؟
مامان:آریا
بعد صدای گریه...
هلن:مامان آریا چی؟؟
مامان: تصادف کرده 😭
هلن:چـ. چـی؟؟؟؟
کــ کدوم بیمارستانید؟؟؟
مامان:ادرس رو دادم
هلن:اَ الان میام مامان
و گوشی رو قطع کردم
ادامه دارد...