eitaa logo
ꔷ𝐇𝖺ࣴ𝖺۪𝐦͟i࣭۠𝐦 𝐄̲࣬c۠𝐡oꔷᯓ̣࣬^᪲᪲᪲
1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
بہ ݩام خالق دو ݘشماݩش👀!>> wᥱlᥴo𑜀ᥱ ᴛoo 𐌼ყ Cꫝ𝖺ᥰᥰꫀl💭𝝑𝝔. ˖ Տtᥲɾt : 𝟷𝟺𝟶𝟻٫𝟷٫𝟷𝟼 ⌚️𔘓 ּ م‍‌آلڪ¹↫ @R_Alizade08 ★ ִֶָ ﻣآلڪ²↫ @Haamitekido1212 ★ ִֶָ
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
هر شب همین موقـ00:00ــع که میشه ـבل من پیش توعه 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
🤍👼🏻🤍👼🏻🤍👼🏻🤍👼🏻 👼🏻🤍👼🏻🤍👼🏻🤍👼🏻 🤍👼🏻🤍👼🏻🤍👼🏻 👼🏻🤍👼🏻🤍👼🏻 🤍👼🏻🤍👼🏻 👼🏻🤍👼🏻 🤍👼🏻 👼🏻 هلن : تو راه برگشت یهو حامی زد کنار اییی کجا؟؟ و از ماشین پیاده شد بعد از حدودا۵ دقیقه با بستنی شکلاتی برگشت هلن:اوقداااااا؛ از کجا میدونستی من عاشق شکلاتممم؟؟ حامی:فعک کنم بخاطر اینه ک دوس.ت دارم هلن:اها نشنیدم صداتو حامی:دوس.تتتت دارممم هلن:اوکی قبوله برو یکم بعد هلن:حامی میشه من وصل بشم اهنگ بزارم حامی:چرا که نه حتما هلن:گوشیمو برداشتم و وصل شدم اهنگ کی میشه من رو گذاشتم کی میشه من کی میشه تو شبیه من و تو کی میشه خب؟ همیشه گیر تو بوده دلمم نباشی چی میشه می.میره خببب و تا بیمارستان با حامی اهنگ هارو میخوندیم و بلاخره رسیدیم بیمارستان ☆☆☆☆☆☆☆☆☆ ثنا:دیگ واقعا نمیتونستم ساکت باشم که صدای در امد و یهو هلن در رو باز کرد هلن:سلاممم ثنا:با نگام گفتم هلن بیای اینجا من میدونم با تو حامی:چطورید؟ شروین:بیا اینجا بهت بگم چطورم🤣 حامی:نوموخام شروین:حامی توروخدا بریممم خسته شدمم حامی:هنوز سرومت تموم نشده شروین:اشکال نداره بریم ارسام:بشین سر جات🤣 ادامه دارد...
🤍🐚🤍🐚🤍🐚🤍 🐚🤍🐚🤍🐚🤍 🤍🐚🤍🐚🤍 🐚🤍🐚🤍 🤍🐚🤍 🐚🤍 🤍 شروین:توروخدااااا ارسام:صبر کن سرومت تموم بشه بعد شروین:دیگ چیزی نگفتم و فقط سرمو تکون دادم ثنا:خب خریداتون رو کردید؟ هلن:اره ثنا:برا هلن چشم غره رفتم هلن:حامی دیگ منو ثنا بریم دیر وقت شد مامان و بابام نگران‌ میشن حامی:اره برید هلن:خدافظ همتون حامی:وایستا تا جلوعه بیمارستان بیام هلن:نه نمیخواد حامی:باشه ثنا:با خجالت خدافظی کردم و از اتاق بیرون امدم و با هلن به سمت ماشین حرکت کردیم جفتمون خیلی خسته بودیم و تا خونه حرف نزدیم بعد از نیم ساعت.. رسیدیم جلوعه در خونمون داشتم کیفم رو از عقب برمیداشتم که یهو بابام امد باباثنا:سلام دخترم چطوری؟(روبه هلن) هلن:سلام ممنون شما چطورید؟ باباثنا:مرسی لباساتونو و وسایلتون رو بلاخره خریدید با ثنا؟ ثنا:یهو که بابام اون حرف رو زد چشام گرد شد با هلن هم هماهنگ نکرده بودم که چنین حرفی زده بودم رفتم پشت بابام داشتم و هعی داشتم ادا در میوردم که سوتی نده یه وقت هلن هلن هم داشت همینجوری منو نگاه میکرد هلن:اره عمو با ثنا همه وسایل رو خریدیم ثنا:باباجون من و هلن از صبحه بیداریم خسته شدیم هلن هم‌ دیر وقته باید بره خونشون باباثنا:باشه دخترم مراقب باش(اشاره به هلن) ادامه دارد...
دو تا پارت تقدیمتون ❤️🎀
صبح شد چشـــ👀ـام خشک شد به راه؛ نیومدی دلم واسه تو خوشو کشت؛مرد صبحتون بخیر❤ 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤