🤍🐚🤍🐚🤍🐚🤍
🐚🤍🐚🤍🐚🤍
🤍🐚🤍🐚🤍
🐚🤍🐚🤍
🤍🐚🤍
🐚🤍
🤍
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۴۵
شروین:توروخدااااا
ارسام:صبر کن
سرومت تموم بشه بعد
شروین:دیگ چیزی نگفتم
و فقط سرمو تکون دادم
ثنا:خب خریداتون رو کردید؟
هلن:اره
ثنا:برا هلن چشم غره رفتم
هلن:حامی
دیگ منو ثنا بریم
دیر وقت شد
مامان و بابام نگران میشن
حامی:اره برید
هلن:خدافظ همتون
حامی:وایستا
تا جلوعه بیمارستان بیام
هلن:نه نمیخواد
حامی:باشه
ثنا:با خجالت خدافظی کردم
و از اتاق بیرون امدم
و با هلن به سمت ماشین حرکت کردیم
جفتمون خیلی خسته بودیم
و تا خونه حرف نزدیم
بعد از نیم ساعت..
رسیدیم جلوعه در خونمون
داشتم کیفم رو از عقب برمیداشتم
که یهو بابام امد
باباثنا:سلام
دخترم چطوری؟(روبه هلن)
هلن:سلام
ممنون شما چطورید؟
باباثنا:مرسی
لباساتونو
و وسایلتون
رو بلاخره خریدید با ثنا؟
ثنا:یهو که بابام اون حرف رو زد
چشام گرد شد
با هلن هم هماهنگ نکرده بودم که چنین حرفی زده بودم
رفتم پشت بابام داشتم و هعی داشتم ادا در میوردم که سوتی نده یه وقت هلن
هلن هم داشت همینجوری منو نگاه میکرد
هلن:اره عمو
با ثنا همه وسایل رو خریدیم
ثنا:باباجون
من و هلن از صبحه بیداریم
خسته شدیم
هلن هم دیر وقته باید بره خونشون
باباثنا:باشه دخترم
مراقب باش(اشاره به هلن)
ادامه دارد...
صبح شد چشـــ👀ـام خشک شد به راه؛
نیومدی دلم واسه تو خوشو کشت؛مرد
صبحتون بخیر❤
𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
اد نیاز داریم:)
@Haamim13766
کسی بود به این ایدی پیام بده👆🏻
شرایط خاصی نداره
کسی بود حتما پیام بده
فقط اد ناشناس و چالش نمیخوایم‼️