3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#post
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒
𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#post
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒
𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
🤍💋🤍💋🤍💋🤍💋
💋🤍💋🤍💋🤍💋
🤍💋🤍💋🤍💋
💋🤍💋🤍💋
🤍💋🤍💋
💋🤍💋
🤍💋
💋
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۶
هلن:خب خب دم در زشته
بیاید داخل
حامیم:ممنون مزاحم نمیشیم
هلن:نه بابا این چه حرفیه
مراحمین
حامیم:حالا این همه اسرارر میام😂
اول هلن رفت و بعد خودم
شروین:خوشکله بفرما
ثنا:لبووو شده بودم
و سرمو انداختم پایین
و رفتم داخل
شروین هم پشت سرم امد
حامیم روی مبل نشسته بود و شروین هم رفت کنارش
هلن:ثنا میای کمک
ثنا:اره الان میام
رفتم کمکش تا پذیرایی کنیم
بعد از پذیرایی رفتیم باهلن نشستیم
حامیم:چخبر دخترا خوبید؟
هلن:مرسی خوبیم
داشتم با حامی حرف میزدم
دیدم شروین داره ثنارو نگاه میکنه
لبخندی زدم و ادامه حرفمون رو با حامیم زدیم
بعد از۱ساعت
شروین:داداش بریم من کار دارم
حامی:اره بریم
هلن:کجا برید؟
نشسته ایم دیگ
شروین:شرمنده
من کار دارم واسه موزیک جدید
هلن:عع خب باشه ولی دوباره میاید ها
شروین:لبخندی زدم
و گفتم چشم
هلن:حالا اقا شروین
اسم موزیکتون چیه؟
ثنا:تاکی
داخل استوری هاتون دیدم
شروین:پس پیجم رو داری
ثنا:سرم رو بالا گرفتم
و گفتم بله
شروین:لبخندی زدم
و گفتم خدافظ همتون
مراقب خودتون باشید
که دوباره با حامی تصادف نکنید😂
حامی:به شروین چشم غره امدم
و گفتم برو تا نک.شتمت
خندیدیم و حرکت کردیم که یهو
هلن:حااامی
حامیم:جون دلم
هلن:سوئیچ ماشینت
حامی:راست میگیا
حواسم نبود میخواستم پیاده برم😂
خندیدیم و حرکت کردیم شروین برای موزیک جدید کار داشت
و اونو رسوندم
و خودم رفتم خونه مامانم
بعد از۲۰دقیقه رسیدم
و زنگ خونه رو زدم و در باز شد
مامان لیلا:به به اقا حامی
راه گم کردی
حامی:سلام مامان جونم چطوری؟
مامان لیلا:مرسی پسر قشنگم
رفتیم داخل نشستیم روی مبل ها
حامی:مامان نمیدونی این دوروز چیا شده
همه چی رو براش تعریف کردم
بعد از شام راه افتادم سمت خونه
....
خونه هلن
هلن:ثنا
ثنا:جونم
هلن:یجور شروین رو نگاه میکردی چشمات برق میزد
ثنا:با ارنجم کوبیدم پهلوش و گفتم هلنننن ببنددد
هلن:باشه نک.وشیمون جمونگ😂😂
خندیدیم
ثنا:هلن منو میشه ببری خونمون؟
هلن:نمیشه پیشم بمونیییی
ثنا:از دیشب اینجام
مامانم نگران میشه
هلن:اشکال نداره من بهش زنگ میزنم
ثما:نه نمیشه کنکور دارم
هلن:هعییی پس میخای بری؟
ثنا:اره خب توهم بیا خونمون
هلن:فردا دانشگاه دارم
ثنا:اوفف
خب بازم همو میبینیم
کل کتاب رو خوندم
فقط دوره میکنم یادم نره
هفته ی دیگ کنکور دارم
هلن:باشه اماده شو ببرمت
ثنا:لپ هلن رو م.اچ کردم
و گفتم الان میام
هلن:منم بیام اماده بشم
ثنا:بیا
اماده شدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم
داخل ماشین اهنگ گذاشتیم و عین دیوونه ها داشتیم می.رقصی.دیم
نیمه ی گمشده ی من
پیش تو گمشده دلم
میشه سراغمو بگیری؟
....
بلاخره رسیدیم
همدیگه رو ب.غ.ل کردیم
و خدافظی کردیم و من پیاده شدم
منتظر شدم هلن دور بزنه و بره
که رفت
در زدم مامانم درو باز کرد
ثنا:سلام مامان
مامان ثنا:سلام دخترم کجایی تو ازت خبری نی؟
ثنا:خونه هلن بودم
هلن منو رسوند
مامان ثنا:خب میگفتی بیاد داخل
ثنا:هلن فردا دانشگاه داشت نتونست بیاد داخل خیلی خوابم میومد
و شب بخیر گفتم و رفتم اتاقم
ادامه دارد...