eitaa logo
ꔷ𝐇𝖺ࣴ𝖺۪𝐦͟i࣭۠𝐦 𝐄̲࣬c۠𝐡oꔷᯓ̣࣬^᪲᪲᪲
1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
بہ ݩام خالق دو ݘشماݩش👀!>> wᥱlᥴo𑜀ᥱ ᴛoo 𐌼ყ Cꫝ𝖺ᥰᥰꫀl💭𝝑𝝔. ˖ Տtᥲɾt : 𝟷𝟺𝟶𝟻٫𝟷٫𝟷𝟼 ⌚️𔘓 ּ م‍‌آلڪ¹↫ @R_Alizade08 ★ ִֶָ ﻣآلڪ²↫ @Haamitekido1212 ★ ִֶָ
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤
🤍💋🤍💋🤍💋🤍💋 💋🤍💋🤍💋🤍💋 🤍💋🤍💋🤍💋 💋🤍💋🤍💋 🤍💋🤍💋 💋🤍💋 🤍💋 💋 هلن:خب خب دم در زشته بیاید داخل حامیم:ممنون مزاحم نمیشیم هلن:نه بابا این چه حرفیه مراحمین حامیم:حالا این همه اسرارر میام😂 اول هلن رفت و بعد خودم شروین:خوشکله بفرما ثنا:لبووو شده بودم و سرمو انداختم پایین و رفتم داخل شروین هم پشت سرم امد حامیم روی مبل نشسته بود و شروین هم رفت کنارش هلن:ثنا میای کمک ثنا:اره الان میام رفتم کمکش تا پذیرایی کنیم بعد از پذیرایی رفتیم باهلن نشستیم حامیم:چخبر دخترا خوبید؟ هلن:مرسی خوبیم داشتم با حامی حرف میزدم دیدم شروین داره ثنارو نگاه میکنه لبخندی زدم و ادامه حرفمون رو با حامیم زدیم بعد از۱ساعت شروین:داداش بریم من کار دارم حامی:اره بریم هلن:کجا برید؟ نشسته ایم دیگ شروین:شرمنده من کار دارم واسه موزیک جدید هلن:عع خب باشه ولی دوباره میاید ها شروین:لبخندی زدم و گفتم چشم هلن:حالا اقا شروین اسم موزیکتون چیه؟ ثنا:تاکی داخل استوری هاتون دیدم شروین:پس پیجم رو داری ثنا:سرم رو بالا گرفتم و گفتم بله شروین:لبخندی زدم و گفتم خدافظ همتون مراقب خودتون باشید که دوباره با حامی تصادف نکنید😂 حامی:به شروین چشم غره امدم و گفتم برو تا نک.شتمت خندیدیم و حرکت کردیم که یهو هلن:حااامی حامیم:جون دلم هلن:سوئیچ ماشینت حامی:راست میگیا حواسم نبود میخواستم پیاده برم😂 خندیدیم و حرکت کردیم شروین برای موزیک جدید کار داشت و اونو رسوندم و خودم رفتم خونه مامانم بعد از۲۰دقیقه رسیدم و زنگ خونه رو زدم و در باز شد مامان لیلا:به به اقا حامی راه گم کردی حامی:سلام مامان جونم چطوری؟ مامان لیلا:مرسی پسر قشنگم رفتیم داخل نشستیم روی مبل ها حامی:مامان نمیدونی این دوروز چیا شده همه چی رو براش تعریف کردم بعد از شام راه افتادم سمت خونه .... خونه هلن هلن:ثنا ثنا:جونم هلن:یجور شروین رو نگاه میکردی چشمات برق میزد ثنا:با ارنجم کوبیدم پهلوش و گفتم هلنننن ببنددد هلن:باشه نک.وشیمون جمونگ😂😂 خندیدیم ثنا:هلن منو میشه ببری خونمون؟ هلن:نمیشه پیشم بمونیییی ثنا:از دیشب اینجام مامانم نگران میشه هلن:اشکال نداره من بهش زنگ میزنم ثما:نه نمیشه کنکور دارم هلن:هعییی پس میخای بری؟ ثنا:اره خب توهم بیا خونمون هلن:فردا دانشگاه دارم ثنا:اوفف خب بازم همو میبینیم کل کتاب رو خوندم فقط دوره میکنم یادم نره هفته ی دیگ کنکور دارم هلن:باشه اماده شو ببرمت ثنا:لپ هلن رو م.اچ کردم و گفتم الان میام هلن:منم بیام اماده بشم ثنا:بیا اماده شدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم داخل ماشین اهنگ گذاشتیم و عین دیوونه ها داشتیم می.رقصی.دیم نیمه ی گمشده ی من پیش تو گمشده دلم میشه سراغمو بگیری؟ .... بلاخره رسیدیم همدیگه رو ب.غ.ل کردیم و خدافظی کردیم و من پیاده شدم منتظر شدم هلن دور بزنه و بره که رفت در زدم مامانم درو باز کرد ثنا:سلام مامان مامان ثنا:سلام دخترم کجایی تو ازت خبری نی؟ ثنا:خونه هلن بودم هلن منو رسوند مامان ثنا:خب میگفتی بیاد داخل ثنا:هلن فردا دانشگاه داشت نتونست بیاد داخل خیلی خوابم میومد و شب بخیر گفتم و رفتم اتاقم ادامه دارد...