eitaa logo
ꔷ𝐇𝖺ࣴ𝖺۪𝐦͟i࣭۠𝐦 𝐄̲࣬c۠𝐡oꔷᯓ̣࣬^᪲᪲᪲
1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
بہ ݩام خالق دو ݘشماݩش👀!>> wᥱlᥴo𑜀ᥱ ᴛoo 𐌼ყ Cꫝ𝖺ᥰᥰꫀl💭𝝑𝝔. ˖ Տtᥲɾt : 𝟷𝟺𝟶𝟻٫𝟷٫𝟷𝟼 ⌚️𔘓 ּ م‍‌آلڪ¹↫ @R_Alizade08 ★ ִֶָ ﻣآلڪ²↫ @Haamitekido1212 ★ ִֶָ
مشاهده در ایتا
دانلود
🤍💋🤍💋🤍💋🤍💋 💋🤍💋🤍💋🤍💋 🤍💋🤍💋🤍💋 💋🤍💋🤍💋 🤍💋🤍💋 💋🤍💋 🤍💋 💋 هلن:خب خب دم در زشته بیاید داخل حامیم:ممنون مزاحم نمیشیم هلن:نه بابا این چه حرفیه مراحمین حامیم:حالا این همه اسرارر میام😂 اول هلن رفت و بعد خودم شروین:خوشکله بفرما ثنا:لبووو شده بودم و سرمو انداختم پایین و رفتم داخل شروین هم پشت سرم امد حامیم روی مبل نشسته بود و شروین هم رفت کنارش هلن:ثنا میای کمک ثنا:اره الان میام رفتم کمکش تا پذیرایی کنیم بعد از پذیرایی رفتیم باهلن نشستیم حامیم:چخبر دخترا خوبید؟ هلن:مرسی خوبیم داشتم با حامی حرف میزدم دیدم شروین داره ثنارو نگاه میکنه لبخندی زدم و ادامه حرفمون رو با حامیم زدیم بعد از۱ساعت شروین:داداش بریم من کار دارم حامی:اره بریم هلن:کجا برید؟ نشسته ایم دیگ شروین:شرمنده من کار دارم واسه موزیک جدید هلن:عع خب باشه ولی دوباره میاید ها شروین:لبخندی زدم و گفتم چشم هلن:حالا اقا شروین اسم موزیکتون چیه؟ ثنا:تاکی داخل استوری هاتون دیدم شروین:پس پیجم رو داری ثنا:سرم رو بالا گرفتم و گفتم بله شروین:لبخندی زدم و گفتم خدافظ همتون مراقب خودتون باشید که دوباره با حامی تصادف نکنید😂 حامی:به شروین چشم غره امدم و گفتم برو تا نک.شتمت خندیدیم و حرکت کردیم که یهو هلن:حااامی حامیم:جون دلم هلن:سوئیچ ماشینت حامی:راست میگیا حواسم نبود میخواستم پیاده برم😂 خندیدیم و حرکت کردیم شروین برای موزیک جدید کار داشت و اونو رسوندم و خودم رفتم خونه مامانم بعد از۲۰دقیقه رسیدم و زنگ خونه رو زدم و در باز شد مامان لیلا:به به اقا حامی راه گم کردی حامی:سلام مامان جونم چطوری؟ مامان لیلا:مرسی پسر قشنگم رفتیم داخل نشستیم روی مبل ها حامی:مامان نمیدونی این دوروز چیا شده همه چی رو براش تعریف کردم بعد از شام راه افتادم سمت خونه .... خونه هلن هلن:ثنا ثنا:جونم هلن:یجور شروین رو نگاه میکردی چشمات برق میزد ثنا:با ارنجم کوبیدم پهلوش و گفتم هلنننن ببنددد هلن:باشه نک.وشیمون جمونگ😂😂 خندیدیم ثنا:هلن منو میشه ببری خونمون؟ هلن:نمیشه پیشم بمونیییی ثنا:از دیشب اینجام مامانم نگران میشه هلن:اشکال نداره من بهش زنگ میزنم ثما:نه نمیشه کنکور دارم هلن:هعییی پس میخای بری؟ ثنا:اره خب توهم بیا خونمون هلن:فردا دانشگاه دارم ثنا:اوفف خب بازم همو میبینیم کل کتاب رو خوندم فقط دوره میکنم یادم نره هفته ی دیگ کنکور دارم هلن:باشه اماده شو ببرمت ثنا:لپ هلن رو م.اچ کردم و گفتم الان میام هلن:منم بیام اماده بشم ثنا:بیا اماده شدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم داخل ماشین اهنگ گذاشتیم و عین دیوونه ها داشتیم می.رقصی.دیم نیمه ی گمشده ی من پیش تو گمشده دلم میشه سراغمو بگیری؟ .... بلاخره رسیدیم همدیگه رو ب.غ.ل کردیم و خدافظی کردیم و من پیاده شدم منتظر شدم هلن دور بزنه و بره که رفت در زدم مامانم درو باز کرد ثنا:سلام مامان مامان ثنا:سلام دخترم کجایی تو ازت خبری نی؟ ثنا:خونه هلن بودم هلن منو رسوند مامان ثنا:خب میگفتی بیاد داخل ثنا:هلن فردا دانشگاه داشت نتونست بیاد داخل خیلی خوابم میومد و شب بخیر گفتم و رفتم اتاقم ادامه دارد...
هدایت شده از ،،،
حامیم پسری که عآشق یه دختر به اسم نفس میشه..ولی نفس فکر میکنه حامیم میخواد بهش خیانت کنه که.. قسمت هآیی از رمآن;🥂 علیرضا: حامی زود بیا موسسه آتیش گرفته ! بدو (قطع کرد) حامیم: نفس کو علیرضا:هنوز داخله حامیم:یعنی چی !! من باید برم اون تو علیرضا:حامیم خریت نکن بزار آتش نشان ها برسن حامیم (داد) (حامیم رفت تو مؤسسه) نفس:همه جا پر دود بود آتیش همه جا رو گرفته بود نمیتونستم هیچ جایی برم... کنترل اشک هام رو نداشتم.... داد زدم... حامیممممممم [ داد ] حامیممممممممم یکی کمکم کنه! {گریه} من .. من میترسم.."گریه ___ ادامش رو تو چنل زیر ببین فدآ🎀🥺 @hamim_fann
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨ 𝐷𝑜𝑛'𝑡 𝐶𝑜𝑝𝑦🝣᪶࣬🍒 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤