🤍🧷🤍🧷🤍🧷🤍🧷
🧷🤍🧷🤍🧷🤍🧷
🤍🧷🤍🧷🤍🧷
🧷🤍🧷🤍🧷
🤍🧷🤍🧷
🧷🤍🧷
🤍🧷
🧷
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۹
حامی:بعد از اینکه با هلن حرف زدم
بعد رفتم ک حاضر بشم
و لباس هایی که قرار بود شب بپوشم رو برداشتم
و سوار ماشین شدم
و رفتیم پیش سُروش
بعد از یک ربع رسیدم
سُروش:به به
اقا حامی
بلاخره یه سری اینجا زدی
حامی:سلام داداش
شرمنده سرم شلوغ بود نشد بیام
سُروش:فداسرت
خب الان واسه چی امدی
کنسرت که نداری؟
حامی:واسه یه دختری
داستانش طولانی بعدا بهت میگم
سُروش:اوووووو
اقای حامی دلتو یه بنده خدایی برده
حامی:اره برده خیلی هم برده
بعدش گفتم موهامو چجوری درس کنه گفتم که موهامو کوتاه کن
سُروش:واقعا؟
حامی:اره
سُروش:اوکی
بعد نیم ساعت بلاخره تموم شد
سُروش:داش اماده ای خودتو ببینی
حامی:yes
و صندلی رو برگشتون
و خودمو دیدم
داش به به
چیکار کردی عالیی شدم
سُروش:کاری نکردم
حامی:دمتگرم
سُروش ساعت چنده؟
سُروش:۷ونیم
حامی:واااایییی
دیرم داره میشه
باید لباسام رو عوض کنم
سُروش:برو انجا عوض کنم
حامی:رفتم
از اتاق امدم بیرون
سُروش:شماره بدم پاره کنی
حامی:عیشش😂
من برم دیرم شد
سُروش:اوکی برو مراقب خودت باش
حامی:اوکی
خدافظ
بعد خدافظی سوار ماشین شدم و راه افتادم به طرف خونه هلن
هلن:ثناااا
ثنا:بلهه
هلن:ساعت۸گذشت چرا حامی نیومد
ثنا:مگ من پیش حامی ام
داشتم با هلن حرف میزدم
ک گوشی هلن زنگ خورد
حامی:بیا پایین خوشکله
هلن:الان میام
و گوشی رو قطع کردم
ادامه دارد....
🫂🤍🫂🤍🫂🤍🫂🤍
🤍🫂🤍🫂🤍🫂🤍
🫂🤍🫂🤍🫂🤍
🤍🫂🤍🫂🤍
🫂🤍🫂🤍
🤍🫂🤍
🫂🤍
🤍
#رزسفـــــــــــــــــــــــید
#پارت۱۰
وبا ثناو مامانم خدافظی کردم
و از خونه رفتم بیرون
دیدم حامی به ماشینش تکیه داده
و رفتیم پیشش
سلام دادم
سروشو از گوشیش در اورد
و به من همینجوری داشت نگاه میکرد همینجوری داشت نگام میکرد
گفت چقدر خوشکل شدی
هلن:مرسیی توهم
و حامی در ماشین رو برام باز کرد
حامی:بفرمایید پرنسس
بعد از اینکه هلن نشستم وبعدش خودم نشستم و حرکت کردیم
هلن:کجا میریم؟
حامی:یه جایی رو سراغ دارم بریم اونجا
هلن:اوکی
بعد از نیم ساعت رسیدیم
جلویه رستوران شیک پارک کرد
از ماشین پیاده شدیم
و حامی دستمو گرفت
حامی:سلام یه میز رزرو کرده بودم
پرسنل:سلام فامیلیتون؟
حامی:صالحی
بعد مارو به سمت میزمون راهنمایی کرد
و گفت
پرسنل:سفارشتون؟
بعد از گرفتن سفارششون رفتم
حامی:اینجارو دوس داشتی
هلن:اره عالیی
واقعا جای خوبیه سبک موزیکش عالیه
حامی:خوشحال شدم ک خوشت امد
هلن:چیشد که این قرار رو گذاشتی؟
حامی:همینجوری
هلن:اها خوبه
بعد از یک ربع غذامون رو اوردن
شروع کردیم به غذا خوردن
و صحبت میکردیم
که یهو گوشیم پیام امد
صفحه گوشیمو روشن کردم دیدم ثناعه
ثنا:حوصلم سررفته بود گفتم ک به هلن پیام ببینم کی پیاد
پیام دادم هلن
کی میای؟
هلن:نمیدونم
شاید تا یک ساعته دیگ بیام
بعد گوشی رو خاموش کردم
و ادامه غذا رو خوردم
حامی:کی بود؟
هلن:ثنا میپرسید کی میای
حامی: اوهوم
عجله داری میخای زود بریم؟
هلن:نه بابا عجله چیه
ادامه دارد..
هر شب همین موقـ00:00ــع که میشه
ـבل من پیش توعه
𝐶ℎ𝑎𝑛𝑛𝑒𝑙↬ @Haamim1998 ࣰ𓂅♥️⃤