eitaa logo
پایان همیشگی.. لف‌بدید
177 دنبال‌کننده
1هزار عکس
133 ویدیو
32 فایل
به‌نام‌کسی‌که‌عشق‌را‌آفرید. عشق‌‌بی‌حد‌و‌مرز¹. درحال‌پارت‌‌گذاری… عشق‌بی‌حد‌ومرز‌². به‌زودی… 🖤🌙. عشق‌بی‌حد‌و‌مرز،امادردلِ‌سختی‌ها چون‌شعله‌ای‌که‌می‌سوزد‌میانِ‌تندیِ‌طوفان‌ها . عضو جمعیت نویسندگان📖 | 𝟬𝟵𝟳 🌚Idi : @FATI023z
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پایان همیشگی.. لف‌بدید
از پشت حامی؟بسم الله😐🙏🏻
چیه مگه. مثلا دوست جونجونیم قراره باهاش ازدواج کنه😂🙂
آمار ۱۵۰ پارت بعدی.
برای بار دهم ۱۵۰ تاییمون مبارك.
پایان همیشگی.. لف‌بدید
از این به بعد فقط روز های...: یکشنبه ؛ دوشنبه ؛ چهارشنبه ؛ جمعه پارت داریم و بقیه روزها..: شنبه ؛ س
خب تا جایی ك فهمیدم امروزه باید‌دوتا پارت بدم ولی اگه ببینم لف دادید شدیم ۱۴۹ قطعا چهارشنبه پارتش کنسله.
پایان همیشگی.. لف‌بدید
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌‌ ၄‌‌ ܩܝ‌ܝ۬‌🖤🐈‍⬛ "𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁴ امیر:چرا باید بلایی سر زنم بیارم خورشید به فاطی نگ
ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬‌🖤🐈‍⬛ "𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁵ دخترك شروع‌کرد با خود حرف زدن؛ خدایا..خوابیدی؟؟؟اینا حق ما‌ نبود(با گریه)حق‌من یکی‌نبود چرا اینکارو کردی منو امشب بکش راحتم کن...بعد‌چند‌دقیقه مکث،،،خدایا اما من هنوز به تو‌ ایمان دارم...ولی واقعا کشش ندارم به من یه زندگی پر از آرامش ندادی..اینش مهم نیس چرا دوستم منو میبردی اونجا چراااا؟(با داد و گریه) بلند شدم و تکیه دادم به درخت توی‌ پارك به‌خودم اومدم‌که دیدم یه نفر جلومه دیار:خوبی؟ فاطمه:آ..ره(با‌صدای لرزون) دیار:من... شمارو میشناسم؟ فاطمه:بشناسی هم من نمیشناسم دیار:فاطمه؟، فاطمه:اهم. دیار:بزار‌ کمکت کنم فاطمه:مرسی؛ کمکم کرد و منو برد توی ماشینش و راه افتاد دیار:من‌دوست امیرم فاطمه:با شنیدن حرفش جا‌خوردم؛ سریع وایستا دیار:خب چرا؟ فاطمه:توهم قطعا..‌مثل دوستتی دیار:ببینم تو داری به امیر بی احترامی میکنی؟ فاطمه:دوست محترمت منو بازور‌ زن خودش کرد‌ دوستم رو برد کما میخوایی بهش بگم باشرف؟ دیار:سریع وایستادم وسط جاده؛ چی داری میگی؟ فاطمه:چیه؟ دیار:به چشاش نگاه کردم چشاش اونقد گریه کرده بود قرمز شده بود با خشم بهم نگاه میکرد معلوم بود...داره راست میگه زنگ زدم به امیر *مکالمه امیر و دیار* [امیر+][دیار-] +الو سلام داداش -سلام +مژدگونی بده -با فاطمه ازدواج کردی؟ +تو کجا فهمیدی؟ -خبرا زود میرسه،،،تو همچین آدمی نبودی امیر چیشد یهو؟ +اره درسته..تغییر کردم بعد اون موقع مثل قبل نشدم ولی انگاری خوشحال نشدی؟ -تو دختره رو با زور گرفتی دوستش رو بردی کما +نه دیگه نامردی نکن -تو داری نامردی میکنی یارو +دیار درست حرف بزن الان شدم یارو؟، -چشم ارباب..چون منو بزرگ‌کردی خودتو بابام ندون آدم بزرگی نیستی آقا امیر +خف.ه شو -منه دیو..ونه رو ببین به چه آدمی پشت کرده بودم واقعا برات متاسفام {رمان. . .🌚} {به قلم | FATI️✍️} {اصکی❌️🐘}