eitaa logo
حبّه قند
74 دنبال‌کننده
118 عکس
64 ویدیو
2 فایل
شیرینی کلام در دل واژه ها✒️✒️ . . اینجا حبه قنده؛ جایی‌که واژه‌ها شیرین می‌شن و دل‌ها آرام... 🍯🍯 ارتباط با ادمین و تبلیغات: @A_Paydar5
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻بهمن ۱۳۵۷ آیت‌اللّه خمینی با قبای نوک‌مدادی و عرقچین سفید درحالی که پارچه سفید با خط‌های آبی روی دوش‌انداخته، در کلبه‌ محقری میان دهکده نوفل‌لوشاتو مشغول چای‌نوشیدن است. چند کتاب قطور کهنه اطراف خود چیده و روی میز تحریر کوچک‌اش مشغول تصحیح آخرین کتابش است. پنجره اتاق باز است. نسیم خنکی از میان درختان حیاط، می‌خزد توی اتاق؛ کاغذها را جابه‌جا میکند و گونه‌های آقا را نوازش میکند. امروز جمهوری اسلامی فقط درحد فکری در ذهن آقاست و ایده ولایت فقیه، فقط درحد نوشته‌های سیاهی روی کاغذهای سفید روی میز. ابرقدرت‌ها به تلاطم افتاده‌اند. روح‌اللّه اما کار را به‌ خدا سپرده. خدا اگر بخواهد نظم ظالمانه جهانی تغییر خواهد کرد. حاج‌آقا چایش را می‌نوشد. 🔻بهمن ۱۴٠۴ آیت‌اللّه خامنه‌ای در اتاق کارش در خیابان فلسطین‌جنوبی تهران مشغول کار است. حالا جمهوری اسلامی روی زمین است. ولایت فقیه دیگر لای کاغذها نیست. شهرهای موشکی زیر پاهایش در جریان است و ماهواره جدید، بالای سرش در مدار قرار گرفته. مشت مستضعفین پر شده. نیروهای آیت‌اللّه، نه در میدان ژاله تهران که در قلب بیروت و دمشق و بیخ گوش اسرائیل شهید می‌شوند. دریا را بچه‌های یمن قبضه کرده‌اند و خشکی را چریک‌های حزب‌اللّه و قدس و کتائب. متخصصان، آمریکای امروز را حتی قابل مقایسه با آمریکای ۵۷ نمی‌دانند. اسرائیل توان خروج از پیچیده‌ترین و طولانی‌ترین نبرد تاریخ خود را ندارد. عکس امام روی دیوار لبخند میزند. آیت‌اللّه، چایش را می‌نوشد. حبه‌قند 👉|به‌جمع‌ما‌بیاید|👈 HabbeGhand
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز وِلایِ تواَم نیستْ هیچْ دست آویز بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت که در مَقامِ رضا باش و از قَضا مَگریز میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز حبه‌قند 👉|به‌جمع‌ما‌بیاید|👈 HabbeGhand
سخن به مدح تو باید فصیح و کامل گفت هم از شکوه مقامت ، هم از فضائل گفت شبیه صائبِ صاحب سخن قصیده نوشت غزل غزل سر زلف تو را چو بیدل گفت نه چند مثنوی و قطعه و غزل ، باید که شرح قصه حسن تو در رسائل گفت عبا ، نه ... اینکه گدای شما شدم کافیست حدیث حسن تو کی می توان چو دعبل گفت تفضلی ! که فقط از تو خوانده ام یک عمر و من نگفته ام و هر چه بود این دل گفت زلال اشک مرا از تبار کوثر کن در آسمان دو دستت مرا کبوتر کن ✍️ یوسف رحیمی حبه‌قند 👉|به‌جمع‌ما‌بیاید|👈 HabbeGhand
حبّه قند
🕊️ 🕊️ به قول مولانا: دانی که چرا سِرّ نهان با تو نگویم طوطی صفتی طاقت اسرار ندانی #مولانا #به_قولِ
🌿 🌿 به قولِ سید حمیدرضا برقعی: اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم که من یک شاعر درباری ام، مداح سلطانم حبه‌قند 👉|به‌جمع‌ما‌بیاید|👈 HabbeGhand
ما همه بیچاره‌ایم و تنها تو چاره‌ای، و ما همه هیچ‌کاره‌ایم و تنها تو کاره‌ای... ✍️ علامه حسن‌زاده آملی
. از شهر می‌رانند عاشق‌پیشه‌ها را فرهادها را، کوه‌ها را، تیشه‌ها را کَندند و خشکاندند و سوزاندند در باغ گلبرگ‌ها را، ساقه‌ها را، ریشه‌ها را دنیا دلش سنگ است در پستو نهان کن آیینه‌ها را، کوزه‌ها را، شیشه‌ها را سودایی‌ام، عمری‌ست با خود می‌کشانم سنگینی غمگین‌ترین اندیشه‌ها را این جنگل آشفته جای شیرها نیست ارزانی کفتارها کن بیشه‌ها را ✍️هادی محمدحسنی حبه قند 👉 به جمع ما بیاید|👈 HabbeGhand
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده‌ام در میهمانی خدا من میزبان گم کرده‌ام ای‌وای از این غوغای دل از دلبرم هستم خجل وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم‌کرده‌ام یارم نیامد پیش من ماندم غریب در وطن بنویسم این را بر کفن آرام جان گم کرده‌ام گر دلبرم آید ز راه پایان رسد شام سیاه دنبال یک‌نیمه نگاه روح و روان گم کرده‌ام ای‌کاش یارم آید و اقبال بر من رو کند دردم به سینه مانده و من هم زبان گم کرده‌ام در میکده بودم؛ ولی بیرون شدم از غافلی ای‌وای از این بی‌حاصلی عمر جوان گم کرده‌ام سائل ولی مضطر منم چون طفل بی‌مادر منم مرغ شکسته پر منم که آشیان گم کرده‌ام تو آگهی از من شها، کردم وفایت را جفا در دشت سوزان بلا من سایبان گم کرده‌ام نعمت فراوان دادی‌ام، مِنَت به سر بنهادی‌ام اما در این آزادی‌ام صاحب‌زمان گم کرده‌ام بنوشتم این نامه چنین سویت فرستم مه‌جبین اما بیا بختم ببین نامه‌رسان گم کرده‌ام ✍️ جواد حیدری حبه قند 👉|به جمع ما بیاید|👈 حبه قند
هدایت شده از KHAMENEI.IR
بسم الله الرحمن الرحیم مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً Farsi.Khamenei.ir
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند…
بعيدًا ولكن بجوار قلبي... دوری اما کنارِ دلمی...