eitaa logo
حبّه قند
73 دنبال‌کننده
120 عکس
64 ویدیو
3 فایل
شیرینی کلام در دل واژه ها✒️✒️ . . اینجا حبه قنده؛ جایی‌که واژه‌ها شیرین می‌شن و دل‌ها آرام... 🍯🍯 ارتباط با ادمین و تبلیغات: @A_Paydar5
مشاهده در ایتا
دانلود
کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم بدانیم، از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه می رسیم
اندرون از طعام خالی دار/تا در او نور معرفت بینی تهی از حکمتی به علت آن/که پری از طعام تا بینی سعدی
_ یکی از قشنگیای دنیا رو نام ببر + علی ابن ابی طالب (ع) _ گفتم یکی رو، نه همه رو
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم مولانا
غالباً در هر تصادف می رود چیزی ز دست لحظه برخورد چشمت با نگاهم، دل برفت
تشنه دیدار دوست راه نپرسد که چند… سعدی
آن نَفْس که عاشق شد امّاره نخواهد شد
نماز، نیاز به درگاه بی نیاز
در فضل علی (ع) بس بُوَد این نکته که باید اثبات کند شیعه که این مرد خدا نیست
در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است
مردان خدا پردهٔ پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک طایفه را بهر مکافات سرشتند یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند فریاد که در رهگذر آدم خاکی بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند همت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند زنهار مزن دست به دامان گروهی کز حق ببریدند و به باطل گرویدند چون خلق درآیند به بازار حقیقت ترسم نفروشند متاعی که خریدند کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی از دام گه خاک بر افلاک پریدند
چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی ندیم و مونس و یارم تو باشی دل پر درد را درمان تو سازی شفای جان بیمارم تو باشی ز شادی در همه عالم نگنجم اگر یک لحظه غم خوارم تو باشی ندارم مونسی در غار گیتی بیا، تا مونس غارم تو باشی اگر چه سخت دشوار است کارم شود آسان، چو در کارم تو باشی اگر جمله جهانم خصم گردند نترسم، چون نگهدارم تو باشی همی نالم چو بلبل در سحرگاه به بوی آنکه گلزارم تو باشی چو گویم وصف حسن ماهرویی غرض زان زلف و رخسارم تو باشی اگر نام تو گویم ور نگویم مراد جمله گفتارم تو باشی از آن دل در تو بندم، چون عراقی که می‌خواهم که دلدارم تو باشی عراقی