02.pdf
1.36M
خلاصهای از "خُلقیات مثبت ایرانیان در نگاه دیگران"
@Habibollah_Babai
کتاب "تنوع و تمدن در اندیشه اسلامی" در پاسخی الهیاتی به مسئله تنوع انسانی در تمدن اسلامی شکل گرفته و انشالله تا چند روز آینده منتشر می شود.
@Habibollah_Babai
کتاب اسلام تمدنی حاصل مقالات الهیاتی تمدنی در چهار شماره از مجله نقد و نظر در طول چهارسال گذشته است که در قالب کتابی بیش از ۸۰۰ صفحه منتشر میشود. بسیاری از مقالات گرد آمده در این مقاله صرفا مقالات فردی نبوده، بلکه در یک فرآیند جمعی مورد گفتگو و ارزیابی قرار گرفته است. بی شک کتاب "اسلام تمدنی" که حاصل مشارکت گروهی از پژوهشگران تمدن است،افقهای جدیدی را در مطالعات تمدنی خواهد گشود.
@Habibollah_Babai
نوشتهای از 'عرفان نظر اهارى' در باب "کرونای اخلاقی"
👈کرونا که چیزی نیست.......
هر ویروسی برای آنکه خودش را تکثیر کند به بدنی محتاج است، به میزبانی که پذیرایش باشد. ویروس اگر بر در و دیوار بماند و کسی به او دست نزند، سرانجام از بین خواهد رفت.
هر رذیلتی نیز به بدنی محتاج است، به تنی که آن را در خود جا بدهد.
دروغ اگر روی زمین افتاده باشد و کسی آن را بر ندارد، خواهد مرد. اما دروغ را که در دهان میگذاری جان میگیرد؛ دروغ را که میگویی زنده میشود و خودش را میسازد و تکثیر میکند و سرایت میکند از این دهان به آن دهان.
نفرت اگر روی زمین افتاده باشد، خودش خواهد مرد اما وقتی آن را بر میداری و در دلت میگذاری، از تو تغذیه میکند تا بزرگ شود. حیات او ممات تو خواهد شد. تنت میزبان نفرت میشود. او تمام تو را میخورد تا زنده بماند. تو هر روز متنفرتر و متنفرتر میشوی تا نفرت جان بگیرد. تو میمیری تا نفرت زنده بماند.
حسادت هم همین است، خشمگینی و کینهورزی و بدخواهی و حیلهگری و دسیسه چینی و بیرحمی و بد اندیشی هم همینطور است. همهشان بدن میخواهند، میزبان میخواهند. جسمی میخواهند تا آن را بخورند، روحی میخواهند تا سوارش شوند.
آنها تنت را میخورند، روحت را میخورند، قلبت را میخورند، جانت را میخورند. بعدها جنازهات را هم خواهند خورد.
حالت خوش نیست؟ شاید که بیماری.
بدنت را نگاه کن، روحت را، جانت را، روانت را، قلبت را، ببین کدام رذیلت در تو جا خوش کرده است.
ببین میزبان کدامینی؟
خوب بودن، ماجرای ترس از دوزخ و طمع بهشت نیست. قصه ثواب و عقاب نیست. شریعت نیست، طریقت هم نیست. خوب بودن همان عقلانیت است. همان سلامت است.
خوب بودن این است که نگذاری رذیلتها در تنت تکثیر شوند، این است که نگذاری روحت میزبان ناراستیها باشد.
حالت خوب میشود اگر جانت مزرعه پلشتیها نباشد.
کرونا که چیزی نیست.....
@Habibollah_Babai
✴️ خدشه به وجاهت روحانیت، جرم انگاری شود
✍ احمد اولیایی
حوزه و روحانیت در جامعه اسلامی سال هاست به عنوان یک نهاد علمی-دینی نه تنها کنش های نظری بلکه در ساحت عمل نیز خدمات عمده ای به جامعه داشته است. از هزاران سال پیش از این تا انقلاب مشروطه و سپس انقلاب اسلامی و در ادامه جمهوری اسلامی، حوزه و روحانیت صادقانه، مخلصانه و مجدانه همه توان خود را برای پیشبرد اهداف متعالی اسلام به کار گرفته است. هزاران روحانی از روستاهای دور افتاده گرفته تا پست های کلیدی نظام، چه در مقام مبلغ و چه در مقام مسئول، مشغول به خدمت اند و انشاء الله تلاش وافر خود را دریغ نکرده اند. اما در همین اثنا، روحانیونی پیدا می شوند که فارغ از اینکه جرم سیاسی، اقتصادی یا نظامی یا ... آن ها اثبات شود یا نه، به وجاهت روحانیت خدشه وارد می کنند. آن ها، چه یک منبری باشند و چه یک قاضی، نباید به مانند یک شهروند عادی محاکمه شوند. حتی اگر تمام اتهام ها منجر به برائت شود، چه کسی تاوان خدشه ها و افولی که شأن و جایگاه روحانیت دچار آن ها می شود، را می دهد؟! آیا صدمه زدن به وجاهت ذهنی حوزه و روحانیت نزد مردم جرم نیست؟! یک روحانی هر چند یک انسان است و ممکن الخطا، اما باید بداند که دو شأنیت دارد؛ یکی به عنوان همشهری عادی با نام و مشخصات شناسنامه ای اش، و دیگری به عنوان «روحانی» که مقتضیات خاص خود را به همراه دارد. اگر همه مردم باید پاسخگوی اعمال خویش باشند، او باید پاسخ پیامدهای غیر عامدانه و تسلسل واری که فعل او برای حوزه به همراه داشته است را نیز بدهد. لذا بنظر می رسد «خدشه به وجاهت روحانیت» باید جرم انگاری شود. این، یک پیشنهاد برای تقویت عدالت قضایی نیست، بلکه این جرم انگاری می تواند عدالت فرهنگی را در جامعه بسط دهد. آنجا که «برداشت ها»، «شناخت ها»، «تصورات» و «دریافت ها» ی مردم موضوع توزیع قرار می گیرند. ما اگر نسبت به توزیع ثروت در اقتصاد، توزیع قدرت در سیاست، توزیع حقوق در قضاوت مسئولیم، این مسئولیت در توزیع آگاهی و شناخت در فرهنگ بسی مهم تر و ضروری تر است به خصوص زمانی که این شناخت مربوط به شناخت جایگاه حوزه و روحانیت باشد.
@Habibollah_Babai
🔸تو با این کار، مرا تا پایان عمر مرید خودت کردی!🔸
خاطره ای از آیت الله حائری شیرازی...
به مناسبت درگذشت مرحوم محمد علی کشاورز
🔹 عید نوروز سال 1386 بود. محمد علی کشاورز، بازیگر پیشکسوت و نام آشنای سینمای ایران به شیراز آمده بود. از طریق فرزند خواهرش که ساکن شیراز بود، آشنایی با ایشان پیدا کرده بودم به حدی که به اسم کوچک صدایم میکرد و هر از گاهی احوالی میگرفت. این بار تماس گرفت و گفت در این سفر که شیرازم پدر شما را در ایام کریسمس در شبکه یک در کلیسا دیده بودم و این حرکت را خیلی پسندیدم، میخواهم ولو کوتاه ایشان را زیارت کنم. با پدر مطرح کردم. استقبال کردند و بنا شد بعد از ظهر در یکی از پروژههای اطراف شیراز همدیگر را ببینند.
🔹 دیدار، به غایت در صمیمت گذشت. پدر میوه را پوست میکند و با دست خود به دهان کشاورز میگذاشت. کشاورز خاطرات شیرین بازیگریاش را میگفت: مثلاً میگفت در سریال هزار دستان در صحنهای که باید با گیوه به دهان مشایخی میزد، آنچنان محکم زده که دندان جلویش لق میشود و چند روزی با او قهر میکند! یا در صحنهای دیگر، ده دست کله پاچه میخورد تا صحنه همانجور که علی حاتمی میخواست در بیاید.
🔹 در خلال خاطرات، سؤالی هم محمد علی کشاورز از پدر پرسید که مدتی است خواب به چشمم نمیآید. هرچه تلاش میکنم در شبانه روز یکی دو ساعت بیشتر خوابم نمیبرد. پدر گفتند از اضطراب است. شما حال دانش آموزی را دارید که فردا امتحان دارد، اما درس نخوانده و ترس معلم را دارد، اما از ترس این معلم باید به خود او پناه برد تا آرام شد. هیچ کس جز او نمیتواند این اضطراب را درمان کند.
🔹 بعد از بیان خاطرات، پدر پیشنهاد کرد در همین نزدیک کارخانهای هست که کارگرانش مشغول کارند، برویم و سری به آنها بزنیم. شما را ببینند خوشحال میشوند. قوت قلبی برای ایشان است.
رفتیم بسمت کارخانه. نزدیک کارخانه آقای کشاورز با حجب و حیای خاصی و سر پایین رو به ابوی کردند و گفتند: «این کارگرها وقتی مرا ببینند، چون ایام نوروز است توقع عیدی دارند و من هم چیزی همراه ندارم»
پدر لبخند شیرینی زد، بعد یک دسته اسکناس صد تومانی خشک به آقای کشاورز دادند و گفتند: «این هم تحویل شما»
وارد کارخانه شدیم. کارگرها که محمد علی کشاورز را شناخته بودند، همه گِردش حلقه زدند. کشاورز هم به یادگار و هم به عنوان عیدی، اسکناسهای صد تومانی را امضا میکرد و به ایشان میداد. شور و شعف خاصی بین کارگرها حاکم شد. پدر هم به دقت برخورد پدرانۀ کشاورز با کارگرها را زیر نظر گرفته بود که چگونه به ایشان محبت میکند.
🔹 در وقت برگشتن، در ماشین آقای کشاورز که حدود یک سوم اسکناسها را اضافه آورده بود، آنها را دو دستی به ابوی تعارف کرد. ابوی اسکناسها را گرفت و در جیب پیراهن کشاورز فرو کرد. بعد گفت: حضور شما بین کارگرها خیلی تأثیر گذار بود. بعد بی مقدمه دست کشاورز را بوسید!
🔹 یکّه خوردم. صحنه به حدی عجیب بود که تمام موی تنم سیخ شد و وجودم مور مور شد و البته در ماشین به غیر من احدی نبود. کشاورز که منقلب شده بود، دو دستی دست پدر را گرفت و با اصرار در برابر تقلای پدر که دستش را داشت میکشید دست ایشان را بوسید و گفت: تو مرا تا پایان عمر مرید خودت کردی.
🔹 تا سالها بعد که هنوز هوش و حواسی برایش باقی مانده بود به من تماس میگرفت و میگفت: «به پدر بگو یکی از مَرَده (جمع مرید به فتح میم و راء) سلام میرساند»
📝#خاطره دکتر علی حائری شیرازی (فرزند مرحوم آیت الله حائری شیرازی) از پدر:
@al_zikra
@dralihaeri
@haerishirazi
کرونا و برخورد تمدنها
https://www.isna.ir/news/99032616781/
@Habibollah_Babai
6.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 سالروز شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام تسلیتباد
📹 حدیثی تکاندهنده از حضرت امام صادق علیهالسلام به بیان استاد شهید آیتالله سید محمدباقر صدر
@Habibollah_Babai
@HawzahNews
6.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه ریشه در تمدن: مادر، معلم، متفکر
@Habibollah_Babai
آیت الله محمدمهدی آصفی: خط امام، عمق تمدنی انقلاب است.
امروز به همت پژوهشکده علوم سیاسی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، نشست بازخوانی میراث سیاسی ـ تمدنی آیت الله مححمد مهدی آصفی ره برگزار شد. در این نشست، گزارشی از کتاب الاعماق الحضاریه للثوره الاسلامیه المعاصره ارائه کردم که خلاصهای از آن را ذیلا اشاره میکنم.
رویکرد تمدنی آیت الله آصفی به انقلاب اسلامی ایران (درکتاب الاعماق الحضاریه للثوره الاسلامیه المعاصره) نه رویکردی شعاری بلکه رویکرد واقعی و تحلیلی و مبتنی بر شواهد مختلف عینی از انقلاب است. تحلیل تمدنیِ آیتالله آصفی از انقلاب اسلامی در چندین سطح و به چندین شکل رخ داده است:
الف) انقلاب اسلامی در ایران برخوردار و برخاسته از عامل تمدنی بوده است. عامل تمدنی در انقلاب را میتوان در حرکت فراقومیتی (اینکه در انقلاب همه اقوام ایرانی حضور داشتند) و حرکت فراملیتیِ انقلاب (با تأکید بر پیوند عمیق ایرانیان با اسلام، و تأکید بر اسلام به مثابه عامل پایداری تمدنی در انقلاب اسلامی ایران) مشاهده کرد.
ب) عمق واقعی انقلاب نه در تحول صِرف نظام و حکومت، بلکه در تحولِ ارزشها و تغییرات بنیادین مفاهیم و قواعد سیاسی بوده است. پیامدهای انقلاب هم نه صرفا در ایران، بلکه فراتر از ایران و در رشد و ترقی مستضعفان در منطقه و بلکه در جهان و از بین بردن دیوار ترس (حاجز الخوف) در میان امت اسلام بوده است.
از سوی دیگر، عمق تمدنی یک جامعه را، نه درسطح ظاهر (که علوم اجتماعی آن را مطالعه میکند) بلکه در باطن باید جستجو کرد. سطح باطن و یا همان سطح تمدنی را ایشان در تربیت و ظهور نسل متفاوتی همچون شهید فهمیده و یا مادرانی همچون مادران شهید در ایران دنبال میکند. بدینسان آیت الله آصفی میگوید هرچند ممکن است در جوامع اسلامی فسادی در سطوح ظاهری به چشم آید، ولی برای رصد لایههای تمدنی جوامع اسلامی باید سطح باطنی و گنجهای اخلاقی، انسانی، فطری و تمدنی پنهان در این جوامع را پی گرفت. از این نظر، بحث یأس و امید در کشورهای اسلامی دقیقا ناشی از این دو گونه نگاه (نگاه ظاهری و نگاه باطنی) به مقوله انقلاب و امت اسلامی است.
ادامه 👇👇👇
@Habibollah_Babai