📝چه بسیارند کسانی که از روزه تنها گرسنگی و تشنگی آن را متحمل میشوند
🔹از امیر المومنین امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: چه بسیارند روزه دارانی که از روزه تنها گرسنگی و تشنگی آن را متحمل میشوند و چه بسیارند کسانی که به عبادت می ایستند اما جز بی خوابی و سختی چیزی عائدشان نمیشود! چه نیکوست خواب و افطار انسانهای زرنگ.
🔸و قال ع كم من صائم ليس له من صيامه إلا الجوع و الظمأ و كم من قائم ليس له من قيامه إلا السهر و العناء حبذا نوم الأكياس و إفطارهم
🔗نهج البلاغة (صبحي صالح) ص495
💬در شرح این حدیث، سخنی از امام خمینی قابل توجه است؛ ایشان میفرمایند: «معناى روزه فقط خوددارى و امساك از خوردن و آشاميدن نمىباشد؛ از معاصى هم بايد خوددارى كرد. اين از آداب اوليه روزه مىباشد كه براى مبتديهاست. شما اقلا به آداب اوليه روزه عمل نماييد و همان طور كه شكم را از خوردن و آشاميدن نگه مىداريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز داريد. اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هيچ گونه تغييرى پديد نيامد و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقى نكرد، معلوم مىشود روزهاى كه از شما خواستهاند محقق نشده است؛ آنچه انجام دادهايد روزه عامه حيوانى بوده است.» (جهاد اکبر ص40)
@Hadith1398
📝ظهور امام زمان بعد از شدت اختلاف شیعیان
🔹از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمودند: «امری که منتظر آن هستید (قیام مهدی) محقق نمیشود تا اینکه برخی از شما از دیگری ابراز برائت کند، برخی از شما به صورت دیگری آب دهان بیندازد، برخی از شما دیگری را تکفیر کند و برخی از شما نیز دیگری را لعن کند!» گفتم: در آن زمان هیچ خیری نیست! امام حسین در جواب فرمودند: «تمام خیر در آن زمان است! چون در آن زمان قائم ما قیام میکند و این اختلافات را برطرف میکند.»
🔸أخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْسُ بْنُ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مِسْكِينٍ الرِّحَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ عَمِيرَةَ بِنْتِ نُفَيْلٍ قَالَتْ سَمِعْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَقُولُ لَا يَكُونُ الْأَمْرُ الَّذِي تَنْتَظِرُونَهُ حَتَّى يَبْرَأَ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ يَتْفُلُ بَعْضُكُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ وَ يَشْهَدَ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ بِالْكُفْرِ وَ يَلْعَنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَقُلْتُ لَهُ مَا فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ مِنْ خَيْرٍ فَقَالَ الْحُسَيْنُ ع الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ يَقُومُ قَائِمُنَا وَ يَدْفَعُ ذَلِكَ كُلَّهُ.
🔗 الغيبة للنعماني، ص206؛ مشابه این نقل، در همین آدرس، به نقل از امام علی و حضرت صادق علیهما السلام ذکر شده است.
@Hadith1398
📝معنای صبر جمیل
🔹از جابر بن یزید جعفی نقل شده که از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم منظور از صبر جمیل و زیبا چیست؟ حضرت فرمود منظور صبری است که در آن شکایت به هیچ یکی از مردم نباشد.
🔹حضرت ابراهیم، حضرت یعقوب را برای کاری سراغ شخص راهب و عابدی فرستاد. وقتی راهب، یعقوب را دید، گمان کرد که او ابراهیم است. برخاست و با او معانقه کرد و به او گفت: مرحبا به خلیل رحمن! (لقب حضرت ابراهیم) یعقوب به او گفت: من خلیل الرحمن نیستم و نوه جناب ابراهیم هستم. راهب به او گفت: پس چرا اینگونه پیر و شکسته شده ای؟ یعقوب گفت: آشفتگی، ناراحتی و بیماری اینگونه ام کرده است!
🔹حضرت یعقوب (هنگام خداحافظی با آن شخص) هنوز به در نرسیده بود که خداوند به او وحی کرد: ای یعقوب! از من نزد بندگانم شکایت میکنی؟! همان لحظه و دم در، حضرت یعقوب به سجده افتاد، در حالی که میگفت: خدایا دیگر چنین کاری نمیکنم! خداوند به او گفت: تو را بخشیدم پس دیگر این کار را تکرار نکن.
🔹بعد از آن، حضرت یعقوب هیچ گاه شکایت مصیبتها را نزد کسی نمیکرد جز یک بار که [به فرزندانش] گفت: «من درد و اندوه خود را با شما نمىگويم و آن را فقط با خدا در ميان مىگذارم و از او چاره مىجويم، و از صفات خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد.» (سوره یوسف، آیه 86)
🔸عنْ جَابِرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع مَا الصَّبْرُ الْجَمِيلُ قَالَ ذَلِكَ صَبْرٌ لَيْسَ فِيهِ شَكْوَى إِلَى أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ بَعَثَ يَعْقُوبَ إِلَى رَاهِبٍ مِنَ الرُّهْبَانِ عَابِدٍ مِنَ الْعُبَّادِ فِي حَاجَةٍ فَلَمَّا رَآهُ الرَّاهِبُ حَسِبَهُ إِبْرَاهِيمَ فَوَثَبَ إِلَيْهِ فَاعْتَنَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ مَرْحَباً بِخَلِيلِ الرَّحْمَنِ فَقَالَ لَهُ يَعْقُوبُ إِنِّي لَسْتُ بِخَلِيلِ الرَّحْمَنِ وَ لَكِنْ يَعْقُوبُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ لَهُ الرَّاهِبُ فَمَا الَّذِي بَلَغَ بِكَ مَا أَرَى مِنَ الْكِبَرِ قَالَ الْهَمُّ وَ الْحُزْنُ وَ السُّقْمُ قَالَ فَمَا جَازَ عَتَبَةَ الْبَابِ حَتَّى أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ يَا يَعْقُوبُ شَكَوْتَنِي إِلَى الْعِبَادِ فَخَرَّ سَاجِداً عِنْدَ عَتَبَةِ الْبَابِ يَقُولُ رَبِّ لَا أَعُودُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ إِنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَكِ فَلَا تَعُدْ إِلَى مِثْلِهَا فَمَا شَكَا شَيْئاً مِمَّا أَصَابَهُ مِنْ نَوَائِبِ الدُّنْيَا إِلَّا أَنَّهُ قَالَ يَوْماً إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون.
🔗تفسیر عیاشی، ج2، ص88 و التمحیص، ص63
@Hadith1398
📝ماجرای عزل محمد بن ابی بکر چه بود؟
🔹یکی از علماء معروف که اخیراً از دنیا رفته است، در خاطراتش به مناسبت یک اتفاق سیاسی میگوید: «گزارش ناصوابی در خصوص محمد بن ابی بکر به امام علی داده میشد و سبب میگردد که ایشان محمد بن ابی بکر را عزل کرده و مالک اشتر را به جای او نصب کنند و در نهایت هم محمد بن ابی بکر از دست رفت و هم مالک اشتر و هم مصر به حکومت شایستهی اسلامی نایل نشد. اینها به خاطر اخبار نادرستی بود که به امام معصوم دادند.» (خاطرات آیت الله مومن، ص199)
🔸در بررسی این مساله، هم میتوان مواجههای کلامی از حیث مخدوش شدن عصمت امام علی از سهو و خطا داشت و هم میتوان آن را از حیث تاریخی بررسی کرد که آیا واقعاً امام علی (علیه السلام) در کنار گذاشتن محمد بن ابی بکر تحت تاثیر اطلاعات غلط، او را برکنار کردند یا نه؟ در نگاه کلامی، این تحلیل آن عالم محترم، خلاف نظر مشهور شیعه است، چون مطابق نظر مشهور، امام علاوه بر گناه، از سهو و خطا نیز معصوم است. اما در این یادداشت، این تحلیل از حیث دادههای تاریخی مورد بررسی قرار میگیرد.
🔹ابتدائاً شایسته است توجه شود که با اطلاعات موجود، امام علی برای مدیریت مصر چه کسی را در نظر داشتند؟ البته محمد بن ابی بکر فرد بسیار جلیل القدری بوده که از سه سالگی توسط امیر المومنین بزرگ شده است اما در ماجرای مصر، وقتی عرصه را تنگ دید، مجبور به فرار شد و در نهایت توسط شخصی به نام معاویة بن خدیج سر از بدن او جدا شد و بدنش را در درون یک خر قرار دادند و سوزاندند. (الغارات، ج1، ص284)
🔸بعد از شهادت وی، نقل شده که امام علی فرمودند: «خداوند محمد را رحمت کند، اون جوانی کم تجربه بود. من از ابتداء برای مصر، هاشم بن عتبه را در نظر داشتم. به خدا قسم اگر هاشم بن عتبه والی میشد، عرصه را برای عمرو عاص و اعوانش باز نمیگذاشت و کشته نمیشد مگر اینکه شمشیرش در دستش باشد! با این سخن قصد مذمت محمد بن ابی بکر را ندارم؛ او تلاش خود را کرد.» (الغارات، ج1، ص301 و نهج البلاغة، خطبه68)
🔹این نقل نشان میدهد که محمد بن ابی بکر کاستیهایی در مدیریت داشته که امام او را کم تجربه (غلاماً حدثاً) توصیف کردهاند و همچنین احتمالاً منظور، ولایت مصر از همان ابتداء خلافت و قبل از معرفی قیس به عنوان حاکم مصر باشد؛ در این صورت ممکن است در کنار گذاشتن هاشم بن عتبه نوعی تحمیل از سوی دیگران صورت گرفته باشد، چون امام، وی را انتخاب خود اعلام میکند.
🔸به هر حال، مطابق نقل الغارات، امور مصر به دلیل قیام برخی از شورشیان، از کنترل خارج شده بود. (الغارات، ج1، ص254 تا 256) به همین دلیل، امام، مالک اشتر را به سوی مصر فرستاد و گفت: «محمد بن ابی بکر نه تجربه جنگ را دارد و نه توانایی لازم برای اداره امور را دارد.» و بنابر نقل الغارات چون معاویه میدانست با آمدن مالک اشتر، اوضاع مصر تحت کنترل او خواهد بود، توطئه کرد و به وسیله شخصی او را مسموم کرد و به شهادت رساند. (همان، ص259)
🔹بعد از آن، امام علی فراخوان دادند تا کوفیان برای باز پس گیری مصر، جمع شوند اما تنها صد نفر حاضر شدند! این اتفاق، باعث خطبه امام در مذمت آنها شد. (همان، ص290) و بعد از آن، مطابق نامه 35 نهج البلاغة، امام به عبدالله ابن عباس گفت: «از خدا مىخواهم به زودى من را از اين مردم نجات دهد! به خدا سوگند اگر در پيكار با دشمن، آرزوى من شهادت نبود، و خود را براى مرگ آماده نكرده بودم، دوست مىداشتم حتّى يكى روز با اين مردم نباشم، و هرگز آنان را ديدار نكنم.»
🔸در کل، برای ادعایی که در ابتدای یادداشت ذکر شد، مستندی یافت نشد، بلکه اطلاعات تاریخی موجود در مثل الغارات و نهج البلاغه، عکس ادعای آن عالم محترم را نشان میدهند.
@Hadith1398
📝روایاتی درباره منشا اصلی فساد در جامعه
🔹در خصال از پیامبر روایت کرده: «دو گروه از امت من هستند که اگر صالح شوند، امت من صالح می شوند و اگر فاسد شوند، امت من فاسد می شوند. سوال شد که ای رسول خدا آن دو گروه چه کسانی هستند؟ پیامبر فرمود: فقیهان و فرمانداران.» (الخصال ج۱، ص۳۶)
🔹در غرر الحکم نقل شده: «از امام علی علیه السلام درباره احوالات [بد و نادرست] مردم سوال شد، ایشان فرمودند: این ناشی از فساد خواص است...به خدا قسم مردم را نابود نمی کنند مگر عالمان طمّاع، زاهدان دنیا طلب، تاجران خائن، نظامیان ریاکار و حاکمان جائر.» (غرر الحكم و درر الكلم ص ۵۰۵؛ در برخی از نسخههای غرر، این نقل موجود نیست.)
🔹در نهج البلاغه آمده: «در ميان حقوق الهى، بزرگ ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد. پس رعيّت اصلاح نمى شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى شوند جز با درستكارى رعيّت. و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد، و راه هاى دين پديدار و نشانه هاى عدالت بر قرار، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى گردد...امّا اگر مردم بر حاکمان چيره شوند [و حق او را اداء نکنند] يا زمامدار بر رعيّت ستم كند، وحدت كلمه از بين مى رود، نشانه هاى ستم آشكار، و نيرنگ بازى در دين فراوان مى گردد، و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متروك، هوا پرستى فراوان، احكام دين تعطيل، و بيمارى هاى دل فراوان شود.» (نهج البلاغه خطبه ۲۱۶)
@Hadith1398
📝بدترین افراد
🔹از پیامبر نقل شده که فرمودند: بدانید که بدترین امت من کسانی هستند که از ترس بدی رساندنشان اکرام میشوند و بدانید کسی که مردم به این جهت او را اکرام میکنند، از من نیست.
🔸حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ يَزِيدَ النَّوْفَلِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: أَلَا إِنَّ شِرَارَ أُمَّتِيَ الَّذِينَ يُكْرَمُونَ مَخَافَةَ شَرِّهِمْ أَلَا وَ مَنْ أَكْرَمَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ شَرِّهِ فَلَيْسَ مِنِّي.
🔗خصال، ج1، ص14؛ مشابه این نقل در منابع مختلفی از جمله در کافی، ج2، ص327 ذکر شده
@Hadith1398
📝راه شناخت انسان های ناصالح
🔹 از محمّد بن مسلم نقل شده که از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که فرمودند: آیا گمان میکنی که من خوبان و بَدان شما را نمیشناسم؟ چرا به خدا سوگند تشخیص می دهم؛ بَدان شما کسانیاند که دوست دارند مردم به دنبالشان راه بیفتند؛ و چنین شخصی یا بسیار دروغگوست و یا کوته فکر است.
🔸علیّ بن إبراهیم، عن محمّد بن عیسی، عن یونس عن العلاء، عن محمّد بن مسلم قال: سمعت أباعبداللّه علیه السّلام یقول: أ تری لا أعرف خیارکم من شرارکم؟ بلی و اللّه، و إنّ شرارکم من أحبّ أن یوطأ عقبه، إنّه لابدّ من کذّاب أو عاجز الرّأی.
🔗کافی، ج۲، ص۲۹۹
@Hadith1398
📝آیا سن حضرت خدیجه در هنگام ازدواج با پیامبر، چهل سال بوده است؟
🔹درمورد سن حضرت خدیجه سلام الله علیها هنگام ازدواج با رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، اختلاف زیادی بین مورخین وجود دارد به شکلی که از ۲۵ سال تا ۴۶ سال گفته شده است؛
۱. ۲۵ سال (دلائل النبوة للبيهقي ط دار الکتب العلمية ج۲ ص۷۱)
۲. ۲۸ سال که بیشتر مورخین این قول را پذیرفته اند. (شذرات الذهب ج۱ ص۱۴، سير أعلام النبلاء ج۲ ص۱۱۱)
۳. ۳۰ سال (نک: السيرة الحلبية ج۱، ص۱۴۰ وتاريخ الخميس، ج۱، ص۲۶۴)
۴. ۳۵ سال. (السيرة النبوية لابن کثير ج۱ ص ۲۶۵)
۵. ۴۰ سال (أسد الغابة (دار الشعب) ج۷ ص۸۰)
۶. ۴۴ سال ( تهذيب تاريخ دمشق ج۱ ص۳۰۳ عن الواقدي)
۷. ۴۵ سال (تهذيب الأسماء ج۲ ص۳۴۲)
۸. ۴۶ سال (نک: أنساب الأشراف (قسم حياة النبي ص۹۸)
اما دلیل اینکه بر خلاف نظر اکثر مورخین، سن ایشان چهل سال القاء شده، شاید به دلیل فضیلت سازی برای برخی دیگر از همسران پیامبر باشد. والله اعلم.
🔸بیهقی، بیست و پنج سالگی را نظر صحیح می داند. او می گوید: «سن حضرت خدیجه (در هنگام وفات) شصت و پنج ساله بود و برخی دیگر گفته اند در آن وقت ایشان پنجاه ساله بوده است که قول صحیح هم همین است.» (بیهقی، دلائل النبوة، ج۲، ص۷۱) وی در جای دیگر می نویسد: «پیامبر با خدیجه در سن بیست و پنج سالگی و پانزده سال قبل از بعثت ازدواج کرد.» ( همان، ص۷۲) بنابراین طبق قول بیهقی وقتی ایشان پانزده سال قبل از بعثت ازدواج نموده باشند، با این حساب سن حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر اکرم بیست و پنج سال بوده است. و این قول را افراد دیگری غیر از بیهقی نیز پذیرفته اند. (الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج۲، ص۱۱۶ به نقل از محمد رسول الله: سیرته و اثره فی الحضارة، ص۴۵)
🔹اما اکثر محققین و مورخین سن ایشان را در زمان ازدواج بیست و هشت سال می دانند. نویسنده شذرات الذهب می گوید: «و رجح کثیرون أنها ابنة ثمان و عشرین». (شذرات الذهب، ج۱، ص۱۳۴) حاکم نیشابوری نیز فقط همین قول را برای ابن اسحاق (سیره نویس مشهور) نقل می کند. (الحاكم النيسابوري، المستدرك،ج۳، ص۱۸۲) ابن عساکر و ذهبی و مرحوم إربلی به نقل از ابن عباس می گویند: خدیجه در زمان ازدواج با آن حضرت بیست و هشت ساله بود. (الذهبي، سير أعلام النبلاء،ج۲، ص۱۱۱، ابن أبي الفتح الإربلي، كشف الغمة، ج۲، ص۱۳۵، ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج۳، ص۱۹۳) مرحوم إربلی در جای دیگر به نقل از ابن حماد می نویسد: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با آن حضرت بیست و هشت ساله بود. (كشف الغمة، همان، ص۱۳۳) بلاذری در ضمن اقوال مختلف نقل کرده که گفته شده: پیامبر بیست و سه ساله و خدیجه بیست و هشت ساله بوده است. (انساب الاشراف، ج۱، ص۹۸)
🔸اما قول چهل سالگی حضرت، به گفته عده ای از مورخین همچون حاکم نیشابوری، ابن عبدالبر و ابن اثیر، قولی شاذ است به این بیان که: تمامی کسانی که سن آن حضرت را در زمان ازدواج چهل سال می دانند، گفته اند: عمر ایشان در زمان وفات شصت وپنج سال بوده است. حاکم نیشابوری یکی از مورخین و استوانه های علمی اهل تسنن می گوید: «...عن هشام بن عروة قال توفیت خدیجة بنت خویلد رضی الله عنها وهی ابنة خمس وستین سنة... هذا قول شاذ فإن الذی عندی أنها لم تبلغ ستین سنة؛ هشام از پدرش عروة بن زبیر نقل می کند که حضرت خدیجه در زمان وفات شصت وپنج ساله بود. وی در ادامه می نویسد: قول به شصت وپنج سالگی ایشان، قولی شاذ است و به نظر من سن حضرت خدیجه در زمان وفات به شصت سال نرسیده بود.» (همان)
🔗با تلخیص از پایگاه تخصصی حضرت خدیجه سلام الله علیها
@Hadith1398
📝اگر عدالت برقرار بشود، مردم فقیر نمیشوند
🔹از امام کاظم علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند متعال هیچ مالی را به جا نگذاشته مگر آنکه آن را بین مردم تقسیم کرده و حق هر کسی را به او داده است؛ خواه از خواص جامعه باشد یا از عوام جامعه، فقیر باشد یا مسکین، به طور کلی حق هر قشری از اقشار مختلف مردم، از سوی خداوند اعطاء شده است. اگر در میان مردم به عدالت، حکمرانی شود، آنها بی نیاز میشوند.
🔹عدالت از عسل شیرینتر است و عدالت برقرار نمیشود مگر به واسطه شخص عادلی که نیازهای مردم را بشناسد. پیامبر خدا زکات بیابان نشینان را بین مستحقان خود آنها و زکات شهرنشینان را بین مستحقان خودشان تقسیم میکرد. پیامبر بین آنها به صورت مساوی تقسیم نمی کرد به نحوی که به هشت گروهی که در قرآن ذکر شده، یک هشتم به صورت مساوی بدهد، بلکه به همه مستحقان، به اندازه ای که خرج سالشان را داشته باشند، عطا می کرد و وقت اداء آن و مقدارش ثابت نبود و اگر چیزی اضافه میماند، آن را به دیگران میدانند.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ:...إنَّ اللَّهَ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِنْ صُنُوفِ الْأَمْوَالِ إِلَّا وَ قَدْ قَسَمَهُ وَ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ الْخَاصَّةَ وَ الْعَامَّةَ وَ الْفُقَرَاءَ وَ الْمَسَاكِينَ وَ كُلَّ صِنْفٍ مِنْ صُنُوفِ النَّاسِ فَقَالَ لَوْ عُدِلَ فِي النَّاسِ لَاسْتَغْنَوْا ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْعَدْلَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ وَ لَا يَعْدِلُ إِلَّا مَنْ يُحْسِنُ الْعَدْلَ قَالَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقْسِمُ صَدَقَاتِ الْبَوَادِي فِي الْبَوَادِي وَ صَدَقَاتِ أَهْلِ الْحَضَرِ فِي أَهْلِ الْحَضَرِ وَ لَا يَقْسِمُ بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ عَلَى ثَمَانِيَةٍ حَتَّى يُعْطِيَ أَهْلَ كُلِّ سَهْمٍ ثُمُناً وَ لَكِنْ يَقْسِمُهَا عَلَى قَدْرِ مَنْ يَحْضُرُهُ مِنْ أَصْنَافِ الثَّمَانِيَةِ عَلَى قَدْرِ مَا يُقِيمُ كُلَّ صِنْفٍ مِنْهُمْ يُقَدِّرُ لِسَنَتِهِ لَيْسَ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مَوْقُوتٌ وَ لَا مُسَمًّى وَ لَا مُؤَلَّفٌ إِنَّمَا يَضَعُ ذَلِكَ عَلَى قَدْرِ مَا يَرَى وَ مَا يَحْضُرُهُ حَتَّى يَسُدَّ فَاقَةَ كُلِّ قَوْمٍ مِنْهُمْ وَ إِنْ فَضَلَ مِنْ ذَلِكَ فَضْلٌ عَرَضُوا الْمَالَ جُمْلَةً إِلَى غَيْرِهِمْ.
🔗كافي، ج1، ص 543
@Hadith1398
📝توصیه امام علی به افراد متاهل برای مهار شهوت و منطق مواجهه با ناسزاگویی
🔹نقل شده که روزی زنی زیبا از جلوی امام علی و اصحابشان عبور کرد، اصحاب ایشان، [تحت تاثیر زیبای آن زن قرار گفتند و] چشم چرانی کردند. امام فرمود: «ديدگان اين مردان به منظره شهوت آميز دوخته شده و به هيجان آمدهاند! هر گاه كسى از شما با نگاه به زنى تحت تاثیر قرارگرفت، نزد همسرش برود، چون او نيز زنى چون زن وى هست!» مردى از خوارج با شنیدن این سخن گفت: خدا اين كافر را بكشد! چه فهم عمیقی دارد! برخی براى كشتن او برخاستند، اما امام آنها را آرام کرد و فرمود: «دشنام را یا با دشنام بايد پاسخ داد يا بخشيدن از گناه!»
🔸 روِيَ أَنَّهُ ع كَانَ جَالِساً فِي أَصْحَابِهِ- [إِذْ مَرَّتْ] فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع- إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اللَّهُ كَافِراً مَا أَفْقَهَهُ- [قَالَ] فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِيَقْتُلُوهُ فَقَالَ ع رُوَيْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب.
🔗نهج البلاغه (صبحی صالح)، حکمت 420
@Hadith1398
📝علت اینکه حضرت مجتبی غذایش را با سگی تقسیم کرد
🔹نقل شده که شخصی دید حضرت مجتبی علیه السلام غذا می خورد و هر لقمه ای که می خورد، مثل آن را برای سگی می اندازد. آن شخص می گوید به ایشان عرض کردم: این سگ را دور نکنم؟ امام فرمود: «رهایش کن! من از خداوند حیا می کنم که جانداری در حالی که غذا می خورم به من نگاه کند اما به او غذا ندهم.»
🔸منْ بَعْضِ كُتُبِ الْمَنَاقِبِ الْمُعْتَبَرَةِ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ نَجِيحٍ قَالَ: رَأَيْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَأْكُلُ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ كَلْبٌ كُلَّمَا أَكَلَ لُقْمَةً طَرَحَ لِلْكَلْبِ مِثْلَهَا فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ لَا أَرْجُمُ هَذَا الْكَلْبَ عَنْ طَعَامِكَ قَالَ دَعْهُ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَكُونَ ذُو رُوحٍ يَنْظُرُ فِي وَجْهِي وَ أَنَا آكُلُ ثُمَّ لَا أُطْعِمُهُ.
🔗بحار الانوار، ج43، ص352
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝نظر استاد مطهری درباره نسبت کثرت طلاق به حضرت مجتبی علیه السلام
🔹در برخی از روایات، حضرت مجتبی علیه السلام مطلاق (کسی که زیاد طلاق میدهد) عنوان شده است. به عنوان نمونه در کتاب کافی جلد6 صفحه56 دو روایت درباره کثرت طلاق حضرت مجتبی علیه السلام نقل شده با این مضمون که امام علی علیه السلام در بالای منبر فرمودند که "دخترتان را به ازدواج فرزندم حسن درنیاورید چون که او زیاد طلاق میدهد."
🔸این نقل با نصوص متعدد دیگر در مذمت طلاق و خصوصا شخص مطلاق سازگاری ندارد. در حاشیه کتاب کافی چاپ دار الحدیث جلد11 صفحه468 نظرات مختلفی را پیرامون این روایت جمع آوری کردهاند که یکی از آنها جعلی بودن این روایات است. استاد مطهری از جمله کسانی است که توضیحات نسبتا مبسوطی را در راستای جعلی بودن این اتهام دادهاند. آنچه در ادامه ذکر میشود توضیحات ایشان پیرامون این نسبت در کتاب "فقه و حقوق" است.
💬لازم است به يك شايعۀ بىاساس كه دست جنايتكار خلفاى عباسى آن را به وجود آورده و در ميان عموم مردم شهرت يافته، اشارۀ مختصر بكنم. در ميان عموم مردم شهرت يافته و در بسيارى از كتابها نوشته شده كه امام مجتبى فرزند برومند امير المؤمنين عليه السلام از كسانى بوده كه زياد زن مىگرفته و طلاق مىداده است.
💬چون ريشۀ اين شايعه تقريباً از يك قرن بعد از وفات امام بوده است به همه جا پخش شده است و دوستان آن حضرت نيز [آن را پذيرفتهاند] بدون تحقيق در اصل مطلب و بدون توجه به اينكه اين كار از نظر اسلام يك كار مبغوض و منفورى است و شايستۀ مردم عياش و غافل است نه شايستۀ مردى كه يكى از كارهايش اين بود كه پياده به حج مىرفت، متجاوز از بيست بار تمام ثروت و دارايى خود را با فقرا تقسيم كرد و نيمى را خود برداشت و نيم ديگر را به فقرا و بيچارگان بخشيد، تا چه رسد به مقام اقدس امامت و طهارت آن حضرت.
💬چنانكه مىدانيم در گردش خلافت از امويان به عباسيان، بنى الحسن يعنى فرزندزادگان امام حسن با بنى العباس همكارى داشتند، اما بنى الحسين يعنى فرزندزادگان امام حسين- كه در رأس آنها در آن وقت امام صادق بود- از همكارى با بنى العباس خوددارى كردند. بنى العباس با اينكه در ابتدا خود را تسليم و خاضع نسبت به بنى الحسن نشان مىدادند و آنها را از خود شايستهتر مىخواندند، در پايان كار به آنها خيانت كردند و اكثر آنها را با قتل و حبس از ميان بردند.
💬بنى العباس براى پيشبرد سياست خود شروع كردند به تبليغ عليه بنى الحسن. از جمله تبليغات نارواى آنها اين بود كه گفتند ابو طالب- كه جد اعلاى بنى الحسن و عموى پيغمبر است- مسلمان نبود و كافر از دنيا رفت و اما عباس كه عموى ديگر پيغمبر است وجد اعلاى ماست مسلمان شد و مسلمان از دنيا رفت. پس ما كه اولاد عموى مسلمان پيغمبريم از بنى الحسن كه اولاد عموى كافر پيغمبرند براى خلافت شايسته تريم. در اين راه پولها خرج كردند و قصهها جعل كردند.
💬موضوع دومى كه بنى العباس عليه بنى الحسن عنوان كردند اين بود كه گفتند نياى بنى الحسن بعد از پدرش على به خلافت رسيد و اما چون مرد عياشى بود و به زنان سرگرم بود و كارش زن گرفتن و زن طلاق دادن بود از عهده برنيامد؛ از معاويه كه رقيب سرسختش بود پول گرفت و سرگرم عياشى و زن گرفتن و طلاق دادن شد و خلافت را به معاويه واگذار كرد.
💬خوشبختانه محققان با ارزش عصر اخير در اين زمينه تحقيقاتى كرده و ريشۀ اين دروغ را پيدا كردهاند. ظاهراً اول كسى كه اين سخن از او شنيده شده است قاضى انتصابى منصور دوانيقى بوده كه به امر منصور مأمور بوده اين شايعه را بپراكند. به قول يكى از مورخان: اگر امام حسن اينهمه زن گرفته است، پس فرزندانش كجا هستند؟! چرا عدد فرزندان امام اين قدر كم بوده است؟ امام كه عقيم نبوده و از طرفى رسم جلوگيرى يا سقط جنين هم كه معمول نبوده است.
💬من از سادهدلى بعضى از ناقلان حديث شيعى مذهب تعجب مىكنم كه از طرفى از پيغمبر اكرم و ائمۀ اطهار اخبار و احاديث بسيار زيادى روايت مىكنند كه خداوند دشمن مىدارد يا لعنت مىكند مردمان بسيار طلاق را، پشت سرش مىنويسند: امام حسن مرد بسيار طلاقى بوده.
💬اين اشخاص فكر نكردهاند كه يكى از سه راه را بايد انتخاب كنند: يا بگويند طلاق عيب ندارد و خداوند مرد بسيار طلاق را دشمن نمىدارد، يا بگويند امام حسن مرد بسيار طلاق نبوده است، يا بگويند- العياذ باللّٰه- امام حسن پابند دستورهاى اسلام نبوده است. اما اين آقايان محترم از يك طرف احاديث مبغوضيت طلاق را صحيح و معتبر مىدانند و از طرف ديگر نسبت به مقام قدس امام حسن خضوع و تواضع مىكنند و از طرف ديگر نسبت بسيار طلاقى را براى امام حسن نقل مىكنند و بدون اينكه انتقاد كنند از آن مىگذرند.
🔗مجموعه آثار شهید مطهری جلد19 صفحه255
@Hadith1398