هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝نظر استاد مطهری درباره نسبت کثرت طلاق به حضرت مجتبی علیه السلام
🔹در برخی از روایات، حضرت مجتبی علیه السلام مطلاق (کسی که زیاد طلاق میدهد) عنوان شده است. به عنوان نمونه در کتاب کافی جلد6 صفحه56 دو روایت درباره کثرت طلاق حضرت مجتبی علیه السلام نقل شده با این مضمون که امام علی علیه السلام در بالای منبر فرمودند که "دخترتان را به ازدواج فرزندم حسن درنیاورید چون که او زیاد طلاق میدهد."
🔸این نقل با نصوص متعدد دیگر در مذمت طلاق و خصوصا شخص مطلاق سازگاری ندارد. در حاشیه کتاب کافی چاپ دار الحدیث جلد11 صفحه468 نظرات مختلفی را پیرامون این روایت جمع آوری کردهاند که یکی از آنها جعلی بودن این روایات است. استاد مطهری از جمله کسانی است که توضیحات نسبتا مبسوطی را در راستای جعلی بودن این اتهام دادهاند. آنچه در ادامه ذکر میشود توضیحات ایشان پیرامون این نسبت در کتاب "فقه و حقوق" است.
💬لازم است به يك شايعۀ بىاساس كه دست جنايتكار خلفاى عباسى آن را به وجود آورده و در ميان عموم مردم شهرت يافته، اشارۀ مختصر بكنم. در ميان عموم مردم شهرت يافته و در بسيارى از كتابها نوشته شده كه امام مجتبى فرزند برومند امير المؤمنين عليه السلام از كسانى بوده كه زياد زن مىگرفته و طلاق مىداده است.
💬چون ريشۀ اين شايعه تقريباً از يك قرن بعد از وفات امام بوده است به همه جا پخش شده است و دوستان آن حضرت نيز [آن را پذيرفتهاند] بدون تحقيق در اصل مطلب و بدون توجه به اينكه اين كار از نظر اسلام يك كار مبغوض و منفورى است و شايستۀ مردم عياش و غافل است نه شايستۀ مردى كه يكى از كارهايش اين بود كه پياده به حج مىرفت، متجاوز از بيست بار تمام ثروت و دارايى خود را با فقرا تقسيم كرد و نيمى را خود برداشت و نيم ديگر را به فقرا و بيچارگان بخشيد، تا چه رسد به مقام اقدس امامت و طهارت آن حضرت.
💬چنانكه مىدانيم در گردش خلافت از امويان به عباسيان، بنى الحسن يعنى فرزندزادگان امام حسن با بنى العباس همكارى داشتند، اما بنى الحسين يعنى فرزندزادگان امام حسين- كه در رأس آنها در آن وقت امام صادق بود- از همكارى با بنى العباس خوددارى كردند. بنى العباس با اينكه در ابتدا خود را تسليم و خاضع نسبت به بنى الحسن نشان مىدادند و آنها را از خود شايستهتر مىخواندند، در پايان كار به آنها خيانت كردند و اكثر آنها را با قتل و حبس از ميان بردند.
💬بنى العباس براى پيشبرد سياست خود شروع كردند به تبليغ عليه بنى الحسن. از جمله تبليغات نارواى آنها اين بود كه گفتند ابو طالب- كه جد اعلاى بنى الحسن و عموى پيغمبر است- مسلمان نبود و كافر از دنيا رفت و اما عباس كه عموى ديگر پيغمبر است وجد اعلاى ماست مسلمان شد و مسلمان از دنيا رفت. پس ما كه اولاد عموى مسلمان پيغمبريم از بنى الحسن كه اولاد عموى كافر پيغمبرند براى خلافت شايسته تريم. در اين راه پولها خرج كردند و قصهها جعل كردند.
💬موضوع دومى كه بنى العباس عليه بنى الحسن عنوان كردند اين بود كه گفتند نياى بنى الحسن بعد از پدرش على به خلافت رسيد و اما چون مرد عياشى بود و به زنان سرگرم بود و كارش زن گرفتن و زن طلاق دادن بود از عهده برنيامد؛ از معاويه كه رقيب سرسختش بود پول گرفت و سرگرم عياشى و زن گرفتن و طلاق دادن شد و خلافت را به معاويه واگذار كرد.
💬خوشبختانه محققان با ارزش عصر اخير در اين زمينه تحقيقاتى كرده و ريشۀ اين دروغ را پيدا كردهاند. ظاهراً اول كسى كه اين سخن از او شنيده شده است قاضى انتصابى منصور دوانيقى بوده كه به امر منصور مأمور بوده اين شايعه را بپراكند. به قول يكى از مورخان: اگر امام حسن اينهمه زن گرفته است، پس فرزندانش كجا هستند؟! چرا عدد فرزندان امام اين قدر كم بوده است؟ امام كه عقيم نبوده و از طرفى رسم جلوگيرى يا سقط جنين هم كه معمول نبوده است.
💬من از سادهدلى بعضى از ناقلان حديث شيعى مذهب تعجب مىكنم كه از طرفى از پيغمبر اكرم و ائمۀ اطهار اخبار و احاديث بسيار زيادى روايت مىكنند كه خداوند دشمن مىدارد يا لعنت مىكند مردمان بسيار طلاق را، پشت سرش مىنويسند: امام حسن مرد بسيار طلاقى بوده.
💬اين اشخاص فكر نكردهاند كه يكى از سه راه را بايد انتخاب كنند: يا بگويند طلاق عيب ندارد و خداوند مرد بسيار طلاق را دشمن نمىدارد، يا بگويند امام حسن مرد بسيار طلاق نبوده است، يا بگويند- العياذ باللّٰه- امام حسن پابند دستورهاى اسلام نبوده است. اما اين آقايان محترم از يك طرف احاديث مبغوضيت طلاق را صحيح و معتبر مىدانند و از طرف ديگر نسبت به مقام قدس امام حسن خضوع و تواضع مىكنند و از طرف ديگر نسبت بسيار طلاقى را براى امام حسن نقل مىكنند و بدون اينكه انتقاد كنند از آن مىگذرند.
🔗مجموعه آثار شهید مطهری جلد19 صفحه255
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝داستان مجالست مفضل بن عمر با کبوتر بازان و اعتراض برخی از متدینین
🔹نقل شده است که عدّهاى از اهل کوفه به امام صادق علیه السلام نامه نوشتند که مفضّل بنعمر با یک عدّه کبوتر باز و انسانهای نا اهل و کسانی که شراب مینوشند، نشست و برخاست میکند. سزاوار است شما وی را از مجالست با اینگونه افراد منع کنید. امام صادق علیه السلام پس از خواندنِ آن نامه، نامهاى براى مفضّل نوشت و به همانها داد و فرمود این نامه را به مفضل بدهید. آن افراد که در بین آنها زراره، ابوبصیر، محمد بن مسلم و حجر بن زائده حضور داشتند، نامه را به مفضل دادند. مفضل نامه را دید و خندید و برای آنها نامه را خواند که امام صادق علیه السلام نوشته بود: "بسم الله الرحمن الرحیم برای من فلان چیز و فلان چیز را بخر." و هیچ اشاره ای در نامه به درخواست آنها از امام برای توصیه به مفضل نشده بود. نامه را به زراره داد و زراره به محمد بن مسلم داد و همین طور همه با تعجب نامه را خواندند. مفضل گفت نظرتان چیست؟ آنها گفتند: این اشیاء گران قیمت است و پول زیادی لازم دارد. باید پیرامون آن فکر کنیم و در صورت امکان فراهم و جمعآورى نموده به تو دهیم. قصد بازگشت داشتند که مفضل بن عمر آنها را به غذا دعوت کرد و اجازه نداد آنها بروند. تا آنها مشغول خوردن غذا بودند، مفضل نامه امام صادق را برای همان کبوتر بازان خواند و آنها نیز هر کدام به اندازه تواناییشان پولی دادند که در نهایت قبل از تمام شدن غذای آنها، دو هزار دینار و ده هزار درهم جمع شد. مفضل به آنها گفت از من میخواهید اینها را طرد کنم و با آنها نباشم؟ فکر میکنید خدا به نماز و روزه شما محتاج است؟
🔸قال نصر بن الصباح، رفعه، عن محمد بن سنان، أن عدة من أهل الكوفة كتبوا إلى الصادق (ع) فقالوا إن المفضل يجالس الشطار و أصحاب الحمام و قوما يشربون الشراب، فينبغي أن تكتب إليه و تأمره ألا يجالسهم، فكتب إلى المفضل كتابا و ختم و دفع إليهم، و أمرهم أن يدفعوا الكتاب من أيديهم إلى يد المفضل، فجاءوا بالكتاب إلى المفضل، منهم زرارة و عبد الله بن بكير و محمد بن مسلم و أبو بصير و حجر بن زائدة، و دفعوا الكتاب إلى المفضل ففكه و قرأه، فإذا فيه بسم الله الرحمن الرحيم اشتر كذا و كذا و اشتر كذا، و لم يذكر قليلا و لا كثيرا مما قالوا فيه، فلما قرأ الكتاب دفعه إلى زرارة و دفع زرارة إلى محمد بن مسلم حتى دار الكتاب إلى الكل فقال المفضل ما تقولون قالوا هذا مال عظيم حتى ننظر و نجمع و نحمل إليك لم ندرك إلا نراك بعد ننظر في ذلك، و أرادوا الانصراف، فقال المفضل حتى تغدوا عندي، فحبسهم لغدائه و وجه المفضل إلى أصحابه الذين سعوا بهم، فجاءوا فقرأ عليهم كتاب أبي عبد الله (ع)، فرجعوا من عنده و حبس المفضل هؤلاء ليتغدوا عنده فرجع الفتيان و حمل كل واحد منهم على قدر قوته ألفا و ألفين و أقل و أكثر، فحضروا أو أحضروا ألفي دينار و عشرة آلاف درهم قبل أن يفرغ هؤلاء من الغداة، فقال لهم المفضل: تأمروني أن أطرد هؤلاء من عندي، تظنون أن الله تعالى يحتاج إلى صلاتكم و صومكم.
🔗رجال الكشي ص327
#حدیث_روز
@Hadith1398
📝روش مواجهه امام علی با خوارج
🔹نقل شده که امام علی علیه السلام مشغول سخنرانی بودند که مردی از خوارج گفت: لا حکم الا لله! امام علی سکوت کردند، افراد دیگری نیز همان شعار را دادند. وقتی تعدادشان زیاد شد، امام علی فرمود: این سخن حقی است که از آن معنای باطلی اراده شده. شما بر ما سه حق دارید؛ اینکه شما را از ورود به مساجد برای نماز گزاردن منع نکنیم، مادامی که در میان ما زندگی میکنید، سهمتان را پرداخت کنیم و مادامی که دست به سلاح نبردید، با شما نجنگیم.
🔸و عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ خَطَبَ بِالْكُوفَةِ فَقَامَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ فَقَالَ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ فَسَكَتَ عَلِيٌّ ثُمَّ قَامَ آخَرُ وَ آخَرُ فَلَمَّا أَكْثَرُوا عَلَيْهِ قَالَ كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ لَكُمْ عِنْدَنَا ثَلَاثُ خِصَالٍ لَا نَمْنَعُكُمْ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ تُصَلُّوا فِيهَا وَ لَا نَمْنَعُكُمُ الْفَيْءَ مَا كَانَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَ أَيْدِينَا وَ لَا نَبْدَؤُكُمْ بِحَرْبٍ حَتَّى تَبْدَءُونَا بِه.
🔗دعائم الاسلام، ج1، ص393 و المبسوط، ج7، ص265 با اندکی تفاوت
@Hadith1398
📝اندر حکايت کاريکاتوری به نام طب اسلامی
🖌محمد باقر ملکیان
🔻در بين محدّثان و علمای شيعی ـ به غير از دو پسر بسطام ـ شيخ طوسی و نجاشی برای چهارده نفر کتابی با عنوان «کتاب الطبّ» ذکر کرده اند (نک: رجال النجاشی، رقم: 182؛ 192؛ 223؛ 573؛ 640؛ 676؛ 684؛ 920؛ 939؛ 947؛ 1078؛ الفهرست، رقم: 33؛ 70؛ 164؛ 392؛ 393؛ 440؛ 605.) متأسّفانه هيچ نسخه ای از اين کتاب ها امروزه در دسترس نيست، و تعجّب آور آن که در مصادر ديگر نيز هيچ نقلی از اين کتاب ها گزارش نشده است.
🔺در پاسخ به اين سؤال اساسی که آيا بر اساس روايات طبی می توان نظام پزشکی کاملی به عنوان نظام پزشکی شيعی ترسيم نمود، بايد به تحليل اين روايات پرداخت:
1⃣بسياری از اين روايات از لحاظ سندی ضعيف السند است، بلکه به تعبير سيدنا الأستاد مددی ـ که سايه اش مستدام باد ـ روايات برخی از مصادر طبی (مثل طب الأئمه ، وطب النبی مستغفری)، من الباب إلی المحراب ضعيف است.
2⃣بخشی از اين روايات خطاب به شخص خاص است. به عبارت ساده تر، در اين گونه روايات، امام معصوم ـ عليه السلام ـ در صدد القای يک اصل و قاعده در درمان آن بيماری خاصّ نيست، بلکه در صدد معالجه همان شخص مخاطب بيمار است.
به نظر می رسد به همين خاطر است که بزرگان حديثی شيعه در هر دوره ـ مثل کلينی، شيخ صدوق، شيخ طوسی، يونس بن عبد الرحمن، صفوان بن يحيی، ابن أبی عمير، احمد بن محمّد بن أبی نصر بزنطی، زراره، محمّد بن مسلم و.... ـ دست به تأليف روايات طبّی نزده اند، بلکه حتّی کمتر به نقل روايات طبّی نيز پرداخته اند.
مسلماً کسانی مثل محمّد بن مسلم که بسيار نزد ائمه ـ عليهم السلام ـ رفت و آمد داشته اند، با بيماران زيادی مواجه شده اند که از بيماری خود به امام معصوم شکايت برده اند و از آنها کمک خواسته اند. با اين حال بنا بر شمّ فقاهتی ای که داشته اند از اين گونه روايات، حکم کلّی ای برداشت نکرده اند، از اين رو کمتر به بيان روايات پزشکی پرداخته اند.
به همين سبب، در مصادر روايی موجود، از فقهای بزرگ ـ مثل محمّد بن مسلم ـ کمتر روايات پزشکی به چشم می خورد، که در قياس با سائر روايات آنها اصلاً به شمار نمی آيد.
شاهد ديگر بر خاصّ بودن بسياری از روايات پزشکی، اين است که در اين گونه روايات، برای بيماری هايی ـ مثل صداع و يا بواسير و يا درد شکم ـ که اقسام گوناگون ـ و بالتبع شيوه های درمانی متفاوتی ـ دارد، بدون هيچ پرس و جو، تنها يک نسخه تجويز شده است. اين نشانگر آن است که امام معصوم ـ عليه السلام ـ بر اساس تشخيص خود، مزاج بيمار و نوع بيماری را تشخيص داده اند و برای درمان آن دارويی تجويز کرده اند. و يا قرائن و شواهدی دالّ بر نوع بيماری وجود داشته که در متن روايتی که امروزه به دست ما رسيده، نشانی از آن قرائن و شواهد ديده نمی شود.
3⃣بخشی از اين روايات به تجويز و توصيه در به کار گيری تعويذات در درمان برخی از امراض اختصاص دارد.
4⃣ بخش مهمی از اين روايات به بيان خواص برخی از مواد خوراکی (ميوه، گوشت، شير و...) اختصاص دارد.
5⃣ بسياری از اين روايات پيرامون بهداشت فردی و يا عمومی و حفظ الصحّه است.
6⃣برخی از اين روايات پيرامون آداب و شيوه های درمان، و مسائل مرتبط با آن است.
7⃣تعداد زيادی از اين روايات پيرامون مستحبات (مثل فضيلت تهليل) و توصيه های معنوی (مثل توصيه به شکر گذاری برای سلامتی ) است.
8⃣عدم ورود روايات طبی به بسياری از مباحث ضروری در يک نظام پزشکی مطلوب
مباحثی مانند تشريح (آناتومی)، فعل و انفعالات طبيعی بدن (فيزيولوژی)، اقسام بيماری ها و اسباب وعلل آن ها (فيزيوپاتولوژی)، شناخت مفردات داروئی، کيفيت ساخت داروهای ترکيبی، و.... از جمله مباحث ضروری در يک نظام پزشکی است. اين مباحث هم در پزشکی امروز مورد توجه است، و هم در انواع مکاتب طبی کهن (طب چينی، هندی، يونانی، و...). اما بسياری از اين مباحث ـ حتی در حد اشاره ـ در روايات نيامده است.
🔗منبع: کانال دراسات فی مبانی علم الرجال
@Hadith1398
📝شیوه مناسب خواندن قرآن
🔹در روایت صحیحی آمده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «قرآن با حزن نازل شده، پس آن را غمگین قرائت کنید.» و در نقل دیگری آمده که حضرت صادق فرمودند: «خداوند به حضرت موسی وحی کرد که هرگاه با من به نیایش میپردازی، مانند شخص ذلیل و فقیر در پیشگاه من باش و هرگاه تورات را میخوانی، آن را با صوتی غمگین به گوش من برسان.» و همچنین از حفص به غیاث نقل شده: «من هیچ کس را ندیدم که مثل حضرت کاظم نسبت به احوالش نزد خداوند ترس داشته و کسی را نیز امیدوارتر از او ندیدم! قرائت قرآنش با صوت غمگینی بود و وقتی قرآن میخواند گویا داشت انسانی را مورد خطاب خود قرار میداد.»
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ. (کافی، ج2، ص614)
🔸 علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع إِذَا وَقَفْتَ بَيْنَ يَدَيَّ فَقِفْ مَوْقِفَ الذَّلِيلِ الْفَقِيرِ وَ إِذَا قَرَأْتَ التَّوْرَاةَ فَأَسْمِعْنِيهَا بِصَوْتٍ حَزِينٍ. (کافی، ج2، ص615)
🔸 علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصٍ قَالَ: سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع يَقُولُ لِرَجُلٍ أَ تُحِبُّ الْبَقَاءَ فِي الدُّنْيَا فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ وَ لِمَ قَالَ لِقِرَاءَةِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَسَكَتَ عَنْهُ فَقَالَ لَهُ بَعْدَ سَاعَةٍ يَا حَفْصُ مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا وَ شِيعَتِنَا وَ لَمْ يُحْسِنِ الْقُرْآنَ عُلِّمَ فِي قَبْرِهِ لِيَرْفَعَ اللَّهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى قَالَ حَفْصٌ فَمَا رَأَيْتُ أَحَداً أَشَدَّ خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع وَ لَا أَرْجَى النَّاسِ مِنْهُ وَ كَانَتْ قِرَاءَتُهُ حُزْناً فَإِذَا قَرَأَ فَكَأَنَّهُ يُخَاطِبُ إِنْسَاناً. (کافی، ج2، ص606)
@Hadith1398
📝ثروت امام علی در هنگام شهادت فقط هفتصد درهم بود که با آن قصد داشتند خادمی برای خانوادهشان بگیرند
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هنگامی که امیر المومنین علیه السلام از دنیا رفتند، امام حسن مجتبی علیه السلام، در مسجد کوفه سخنرانی کردند و بعد از حمد و ثنای خداوند متعال و درود بر پیامبر، گفتند: ای مردم! در این شب شخصی از دنیا رفت که کسی از اولین به مقام او نرسیده و کسی از آخرین هم نمیتواند به مقام او برسد.
🔹او صاحب پرچم پیامبر بود، سمت راستش جبرییل و سمت چپش میکاییل بود، باز نمیگشت مگر آنکه خداوند او را پیروز میکرد. و به خدا قسم هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد. او در شبی که یوشع بن نون وصی موسی در گذشت و عیسی بن مریم به آسمان رفت و قرآن نازل شد، از دنیا رفت.
🔸محَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا قُبِضَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَامَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ ص ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ مَا سَبَقَهُ الْأَوَّلُونَ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ إِنَّهُ كَانَ لَصَاحِبَ رَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَنْ يَمِينِهِ جَبْرَئِيلُ وَ عَنْ يَسَارِهِ مِيكَائِيلُ لَا يَنْثَنِي حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ لَهُ وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ بَيْضَاءَ وَ لَا حَمْرَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ عَنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَشْتَرِيَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ وَ اللَّهِ لَقَدْ قُبِضَ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي فِيهَا قُبِضَ وَصِيُّ مُوسَى يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَ اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ اللَّيْلَةِ الَّتِي نُزِّلَ فِيهَا الْقُرْآنُ.
🔗کافی، ج1، ص457
@Hadith1398
📝برخی از اعمالی که در شب قدر سفارش شده است
🔹از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که فرمودند:
حضرت موسی به خدا عرض کرد که خدایا من قرب به تو را میخواهم. خداوند به او فرمود: قرب من برای کسی است که شب قدر بیدار باشد.
موسی گفت: خدایا من رحمت تو را میخواهم. خداوند فرمود: رحمت من برای کسی است در شب قدر با فقراء مهربان باشد.
موسی گفت: خدایا عبور از پل صراط را می خواهم. خداوند فرمود: این برای کسی است که شب قدر صدقه بدهد.
موسی گفت: خدایا از درختان و میوههای بهشت میخواهم. خداوند فرمود: آن برای کسی است که مرا در شب قدر یک بار تسبیح کند.
موسی گفت: خدایا نجات از آتش جهنم را میخواهم. خداوند فرمود: آن برای کسی است که در شب قدر استغفار کند.
موسی گفت: خدایا رضایت تو را میخواهم. خداوند فرمود: رضایت من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند.
🔸عن النبي صلى الله عليه و آله أنه قال: قال موسى: إلهي أريد قربك، قال: قربي لمن يستيقظ ليلة القدر، قال: إلهي أريد رحمتك، قال: رحمتي لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال: إلهي أريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة في ليلة القدر. قال: إلهي أريد من أشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحة في ليلة القدر، قال: إلهي أريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر في ليلة القدر، قال: إلهي أريد رضاك، قال: رضاي لمن صلى ركعتين في ليلة القدر
🔗الاقبال بالاعمال الحسنة ج1 ص345
@Hadith1398
📝آیا امام علی، فساد اقتصادی منذر بن جارود را نادیده گرفتند؟
🔹از جمله مسائلی که اخیراً محل سوال واقع شده، برخورد امام علی با منذر بن جارود است. برخی گفتهاند هرچند امام علی با افرادی مانند ابن هرمه برخورد بسیار تندی داشتند و خواستار ریختن آبروی او به دلیل فساد مالی و مجازاتش شدند اما امام با برخی نیز مدارا کردند که نمونه آن منذر بن جارود است. حجت الاسلام کاشانی که در سحرهای ماه رمضان امسال، مباحث بسیار ارزشمندی را مطرح میکنند، در مقام بیان این نکته که عدالت تک بُعدی نیست، روش مواجهه امام با منذر را ذکر کردند.
🔸مطابق نقل الغارات، منذر خیانت کرد و مال هنگفتی را تصاحب کرد و امام علی وی را زندانی کرد اما با ضمانت صعصعة بن صوحان در ردّ اموال، امام علی، منذر را آزاد کرد. (كَانَ عَلِيٌّ ع وَلَّى الْمُنْذِرَ بْنَ الْجَارُودِ فَارِسَ فَاحْتَازَ مَالًا مِنَ الْخَرَاجِ قَالَ: كَانَ الْمَالُ أَرْبَعَمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ فَحَبَسَهُ عَلِيٌّ ع فَشَفَعَ فِيهِ صَعْصَعَةُ بْنُ صُوحَانَ إِلَى عَلِيٍّ ع وَ قَامَ بِأَمْرِهِ وَ خَلَّصَه. الغارات، ج2، ص522) این عبارت صراحتاً برای منذر اثبات جرم میکند اما با این حال میگوید امام وی را به دلیل ضمانت صعصعه آزاد کردند. بنابراین این سوال مطرح میشود که آیا این واقعه دلیل میشود بر اینکه امام علی شخصی را به دلیلی مثل محذوریتهای حکمرانی و با شفاعت یک شخص موجه، بدون مجازات رها کردهاند؟
🔹قابل توجه است که این واقعه در بعضی از کتب تاریخی طور دیگری روایت شده؛ به عنوان نمونه بلاذری این واقعه را اینگونه نقل کرده گروهی از منذر بابت فساد مالیاش شکایت کردند، امام وی را احضار کرد. اما منذر اتهام را انکار کرد ولی با این حال حاضر به قسم خوردن نشد و امام به همین دلیل وی را حبس کردند. صعصعه به امام گفت که من ضمانت او را میکنم. امام فرمود: وقتی خودش منکر است، ضمانت چه چیزی را میخواهی بکنی؟! او باید قسم بخورد! صعصعه گفت: او برای رد اتهامش قسم خواهد خورد. (فقدم (المنذر) فشكاه قوم أنه أخذ ثلاثين ألفا، فسأله فجحد فاستحلفه فلم يحلف، فحبسه. و مرض صعصعة بن صوحان العبدي فعاده علي فكلمه صعصعة و قال: أنا أضمن ما على المنذر. قال علي: كيف تضمن ذلك و هو يزعم أنه لم يأخذ شيئا، فليحلف. فقال صعصعة: هو يحلف. قال علي: و أنا أظنه سيفعل. انساب الاشراف، ج2، ص163 و نک: تاریخ یعقوبی، ج2، ص204)
🔸مطابق قواعد فقهی، منذر، منکر محسوب میشده و با یک قسم میتوانست خودش را تبرئه کند، هرچند اگر معلوم میشد قسمش دروغ بوده، مستحق مجازات میشد. یکی از اقوال موجود در بحث سکوت منکر، این است که اگر منکر از روی عناد (و نه مثلاً وحشت کردن) سوگند نخورد، باید وی را حبس کرد. (شهید ثانی در ذیل عبارت محقق در شرایع که گفته: «و أما السكوت: فإن اعتمده الزم الجواب. فإن عاند حبس حتى يبيّن.» اقوال این مساله را ذکر کرده است و همین نظر را اقوی دانسته است. نک: مسالک الافهام، ج13، ص466)
🔹بنابراین هرچند نقل الغارات با نقل انساب الاشراف و تاریخ یعقوبی متفاوت است، اما باید توجه داشت که اکثر متون تاریخی سالها بعد از این وقایع نوشته شده و بسیاری از آنها سند خود را درباره اینگونه وقایع نقل نمیکنند. مثلاً الغارات در قرن سوم نوشته شده، و طریق خود به این نقل را ذکر نکرده است. و این نکته اختصاص به الغارات ندارد و به طور کلی از یک نقل تاریخی غیر مستند، نمیتوان اطمینان حاصل کرد مگر آنکه قرائنی بر درستی آن اقامه شود. در غیر این صورت صرفاً به عنوان شاهد یا موید میتوان از آن بهره برد. و در این مساله نیز نقلهای تاریخی متفاوت است و همین باعث تشکیک در صحت نقل الغارات میشود و همان طور که گفته شد نقل انساب الاشراف و تاریخ یعقوبی به قواعد فقه شیعه نزدیکتر است.
@Hadith1398
📝توصیه حضرت جواد به خانوادهها در امر ازدواج
🔹از حسين بن بشّار نقل شده که به امام جواد علیه السلام نامه نوشتم و پرسیدم: «شخصی از دخترم خواستگارى كرده، [تكليف من چيست؟]» حضرت فرمود: «هرگاه کسی برای خواستگاری دختر شما آمد و دين و امانتداریاش رضايت بخش بود، هركس كه باشد با وى وصلت نمایيد و اگر اين كار را نكنيد، باعث بروز فتنه و فسادی بزرگ میشود.»
🔸روَى مُحَمَّدُ بْنُ الْوَلِيدِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي رَجُلٍ خَطَبَ إِلَيَّ فَكَتَبَ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ كَائِناً مَنْ كَانَ فَزَوِّجُوهُ وَ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ.
🔗کتاب من لا يحضره الفقيه، ج3، ص393 و با اندکی تفاوت در کافی، ج5، ص347 و تهذیب، ج7، ص396
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝آیا امام علی، فساد اقتصادی منذر بن جارود را نادیده گرفتند؟ 🔹از جمله مسائلی که اخیراً محل سوال واقع
خوشبختانه این متن مورد توجه حجت الاسلام کاشانی قرار گرفت و ایشان بسیار متواضعانه برخورد کردند و ضمن انتشار این یادداشت در کانالشان، نکاتی را نوشتند که ضمن تشکر از توجه ایشان، عیناً قرار میدهم:
«امروز از یک برادر بزرگواری که او را نمیشناسم، نقدی مودبانه و منصفانه به دستم رسید. ایشان درباره آن عبارت بنده که درباره رفتار حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه نسبت به مسئول بازار اهواز ( ابن هرمه) و منذر بن جارود دو گونه رفتار کرده اند ( یا دو گونه گزارش گردیده است) و باید در عدالت خواهی تک بعدی نگاه نکرد و سیره حضرت را جامع دید، نکات مفیدی مرقوم داشته اند که ذیلا خواهد آمد و از ایشان تشکر میکنم. شکر الله سعیه
البته قبل از ارسال پیامشان در اینجا دو نکته را توجه میدهم:
الف؛ در جلسات پژوهشی مفصلا توضیح دادهایم ( و در پایگاه اطلاع رسانی ما موجود است) که منابع و کتب تاریخی( غیر از احادیث معتبر )، در افتاء حجیت ندارند و از آنها مستقیما حکم شرعی نمیتوان اخذ کرد.
ب؛ هر دو مثال ابن هرمه و منذر محل بحث و کنکاش بیشتری هستند، چه این که مصدر ماجرای ابن هرمه از منفردات کتاب دعائم الاسلام است که اعتبار مستقل تاریخی آن محل مناقشه میباشد. و ماجرای منذر نیز تنها نمونهای از باب مثال در جامع دیدن سیره حضرت ذکر گردیده و نه بیشتر یا صدور حکم شرعی و قطعی. چون فضای برنامه اقتضای تفصیل بیشتر نداشت و در کرسی فقه و صدور حکم نبودیم.»
📝آیتالله شبیری زنجانی: مرحوم مجلسی خيلی مظلوم واقع شدند
🔹آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی در اردیبهشت 97 در دیدار با مسئولان همایش «اصالت میراث حدیثی شیعه»، علامه مجلسی رضواناللهعلیه را «مظلوم» خواندند و از کسانی که بحارالأنوار این محدّث بزرگ جهان اسلام را تضعیف میکنند، انتقاد کردند. ایشان در این دیدار فرمودند: «مرحوم مجلسی خيلی مظلوم واقع شدند و برخی از دانشگاهيان و مدّعيان فكر، متأسّفانه جایگاه ایشان را نمیشناسند، درحالیكه آنان كه اهلیّت و اعتقاد واقعی دارند، طرز فکرشان نسبت به ایشان متفاوت است.»
🔸«از مرحوم حاج آقا نصرالله شاه آبادی شنیدم که میگفت: پدر ما -مرحوم آقای حاج شیخ محمد علی شاه آبادی- خیلی به مرحوم مجلسی معتقد بودند و من وقتی به اصفهان رفتم و برگشتم، گفتند: سر قبر مرحوم مجلسی رفتی؟ گفتم: خیر. گفتند: پس برای چه به اصفهان رفتی؟ ایشان خیلی اعجاب و احترام برای مرحوم مجلسی قائل بود.»
🔹آیت الله شبیری در انتقاد از افرادی که با نقاب روشنفکری و یا عقلگرایی تلاش میکنند احادیث را نفی کنند، فرمودند: «آنهایی که اهل علم و عمل هستند با عظمت از کتاب علامه مجلسی یاد میکنند، اما متأسفانه امروزه افراد مدّعی و بیمایه زیاد شدهاند که ادّعای سواد میکنند و جوامع ما را نیز پر کردهاند. از مرحوم آقای میرزا عبدالله مجتهدی شنیدم که از تقیزاده نقل میکرد که من سه مرتبه از اول تا آخر کتاب «السماء و العالَم» بحارالأنوار را مطالعه کردم. و روشن است که تا عظمت یک اثر نباشد، افراد برای آن وقت نمیگذارند.» ایشان افزودند: «از آقای سید جعفر شهیدی شنیدم که میگفت با اینکه بحارالأنوار کتاب مفصلی است، اما از اول تا آخر بحار یک دروغ و تحریف از جانب ایشان نیست. مرحوم مجلسى از نظر وثاقت خيلى محكم بود.»
منبع: سایت آیت الله شبیری زنجانی
@Hadith1398
📝دعای کوتاه و پر اثر در جمعه ی آخر ماه رمضان
👈🏻توصیهی پیامبر (ص) در اخرین جمعهی ماه رمضان
🔹جابر بن عبد الله انصاری نقل میکند در آخرین جمعهی ماه رمضان نزد پیامبر ص رفتم همین که حضرت مرا دیدند فرمودند: ای جابر این اخرین جمعهی ماه رمضان است پس با آن خداحافظی کن و بگو: «خدایا این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان زندگی من قرار مده و اگر این ماه رمضان اخر زندگی من است، پس مرا مورد رحمت خود قرار بده و جزو محرومین قرار نده.»
بعد فرمودند: «کسی که این دعا را بخواند یکی از این دو حسن به او میرسد؛ یا ماه رمضان اینده را درک میکند و یا جزو آمرزیدگان در این ماه محسوب میشود.»
🔸عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: دخلت على رسول الله في آخر جمعة من شهر رمضان فلمّا بصر بي قال لي: «يا جابر هذا آخر جمعة من شهر رمضان فودّعه وقل: اللَّهُمَّ لا تَجعَلُهُ آخِرَ العَهدِ مِن صيامِنا إياهُ فَإن جَعَلتَهُ فَاجعَلني مَرحوماً وَلا تَجعَلني مَحروماً ، فإنّه من قال ذلك ظفر بإحدى الحسنيين إمّا ببلوغ شهر رمضان من قابل، وإمّا بغفران الله ورحمته».
🔗إقبال الأعمال ج ۱، ص ۲۴۳
@Hadith1398