eitaa logo
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
186 دنبال‌کننده
9 عکس
2 ویدیو
16 فایل
👈🏻ادمین: @mop1414 👈🏻کانال تلگرام https://t.me/Hadith1398
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: دولت ما آخرین دولت است و هیچ گروه مدعی نیست مگر آنکه قبل از ما به قدرت می‌رسد؛ این به آن علت است که وقتی سیره ما را هنگام به دست گرفتن قدرت دیدند، نگویند که اگر ما هم بودیم مثل اینها حکمرانی می‌کردیم، و این همان قول خداوند متعال است که فرمود: و العاقبة للمتقین 🔸إنَّ دَوْلَتَنَا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مَلَكُوا قَبْلَنَا لِئَلَّا يَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِيرَتَنَا إِذَا مَلَكْنَا سِرْنَا بِمِثْلِ سِيرَةِ هَؤُلَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين‏ 🔗الارشاد ج2 ص385؛ کشف الغمة ج2 ص465 🌹سالروز آغاز امامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) مبارک🌹 @Hadith1398
4_5915758773779040379.pdf
حجم: 1.1M
📝ابولؤلؤ؛ از حقیقت تا توهم 🖌عباسعلی مشکانی سبزواری 🔹در سال ۲۳ هجری، خلیفه دوم، ، به دست غلامی ایرانی الاصل معروف به به قتل رسید. جزئیات این حادثه بر اثر گذشت زمان و به انگیزه های گوناگون دچار تغییرات فراوانی شده است. به همین جهت میان مورخان درباره انگیزه قتل، مذهب قاتل، زادگاه، سرانجام و محل دفن وی اختلاف نظرهایی به چشم می خورد. 🔸بر اساس این تحقیق ابولؤلؤ اهل نهاوند بوده، مسلمان بودنش محرز نیست. انگیزه وی از قتل خلیفه نیز عداوت شخصی وی با خلیفه عمر بوده است. آنچه در مورد رابطه وی با حضرت علی و فرستادنش به کاشان و دیگر وقایع که در برخی کتب غیر معتبره و دست چندم نقل شده، افسانه ای بیش نیست. ابولؤلؤ پس از قتل خلیفه در ۲۶ ذی الحجه سال ۲۳ هجری، در مدینه به قتل رسید. مقبره موجود در کاشان نیز هیچ ربطی به وی ندارد و به احتمال زیاد مقبره یکی از صوفیان قرن هفتم می باشد. 👈🏻متن کامل این مقاله را در فایل مطالعه کنید @Hadith1398
📝سیاست هارون الرشید در قبال امام کاظم علیه السلام 🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید گفت: «ای امیر مومنان! خداوند بر حاکمان واجب کرده است که سطح زندگی فقراء را بالا بیاورند و بدهی‌های بدهکاران را پرداخت کنند و این بار سنگین را از دوش آنها بردارند. برهنگان را بپوشانند و به نیازمندان احسان کنند.» هارون الرشید گفت: «این کار را خواهم کرد.» 🔸سپس حضرت بلند شدند تا از نزد هارون بروند، هارون الرشید بلند شد و صورت و پیشانی حضرت را بوسید و پسرانش را برای بدرقه حضرت فرستاد. مامون از هارون پرسید: «این شخص چه کسی بود که انقدر به او احترام گذاشتید؟!» هارون گفت: «این شخص امام واقعی مردم است! او حجت خدا بر خلق و خلیفه خداست!» گفتم: «مگر همه این صفات و ویژگی‌ها برای شما نیست؟!» هارون گفت: «من در ظاهر امام هستم و با زور غالب شدم! اما موسی بن جعفر امام حق است و به خدا قسم ای پسرم که او از من و همه مردم به مقام رسول خدا سزاوارتر است! اما اگر حتی تو هم درباره تاج و تخت با من نزاع کنی، چشمانت را در می‌آورم! چون پادشاهی عقیم است!» (یعنی اگر منافع اقتضاء کند که کسی حذف شود، نسبت خویشاوندی در آن سودی ندارد) 🔹در زمانی هارون الرشید برای حضرت کاظم دویست دینار هدیه فرستاد و گفت: «به ایشان بگویید که فعلاً در مضیقه هستم و بعداً جبران می‌کنم.» مامون به او گفت: «شما به سایر بنی هاشم و مهاجرین و انصار و حتی کسانی که نَسَب آنها را نمی‌دانید، پنج هزار دینار می دهید، اما چرا به موسی بن جعفر فقط 200 دینار هدیه دادید؟!» هارون به او گفت: «ساکت شو بی مادر! اگر به او اندازه بقیه افراد هدیه بدهم، ممکن است با صدهزار شمشیر از شیعیانش مواجه شوم! فقر موسی بن جعفر و خانواده‌اش برای من و شماها از اینکه آنها بر ما مسلط شوند، بهتر است!» 🔗با تلخیص از عیون اخبار الرضا، ج1، ص90 تا 92 @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝سیاست هارون الرشید در قبال امام کاظم علیه السلام 🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید
متن کامل و عربی حدیث: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ فَرَضَ عَلَى وُلَاةِ عَهْدِهِ أَنْ يَنْعَشُوا فُقَرَاءَ الْأُمَّةِ وَ يَقْضُوا عَنِ الْغَارِمِينَ وَ يُؤَدُّوا عَنِ الْمُثْقَلِ وَ يَكْسُوا الْعَارِيَ وَ يُحْسِنُوا إِلَى الْعَانِيَ فَأَنْتَ أَوْلَى مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ فَقَالَ أَفْعَلُ يَا أَبَا الْحَسَنِ ثُمَّ قَامَ فَقَامَ الرَّشِيدُ لِقِيَامِهِ وَ قَبَّلَ عَيْنَيْهِ وَ وَجْهَهُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ وَ عَلَى الْأَمِينِ وَ الْمُؤْتَمَنِ فَقَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ وَ يَا مُحَمَّدُ وَ يَا إِبْرَاهِيمُ امْشُوا بَيْنَ‏ يَدَيْ عَمِّكُمْ وَ سَيِّدِكُمْ خُذُوا بِرِكَابِهِ وَ سَوُّوا عَلَيْهِ ثِيَابَهُ وَ شَيِّعُوهُ إِلَى مَنْزِلِهِ فَأَقْبَلَ عَلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع سِرّاً بَيْنِي وَ بَيْنَهُ فَبَشَّرَنِي بِالْخِلَافَةِ فَقَالَ لِي إِذَا مَلَكْتَ هَذَا الْأَمْرَ فَأَحْسِنْ إِلَى وُلْدِي ثُمَّ انْصَرَفْنَا وَ كُنْتُ أَجْرَى وُلْدِ أَبِي عَلَيْهِ فَلَمَّا خَلَا الْمَجْلِسُ قُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنْ هَذَا الرَّجُلُ الَّذِي قَدْ أَعْظَمْتَهُ وَ أَجْلَلْتَهُ وَ قُمْتَ مِنْ مَجْلِسِكَ إِلَيْهِ فَاسْتَقْبَلْتَهُ وَ أَقْعَدْتَهُ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ جَلَسْتَ دُونَهُ ثُمَّ أَمَرْتَنَا بِأَخْذِ الرِّكَابِ لَهُ قَالَ هَذَا إِمَامُ النَّاسِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ وَ لَيْسَتْ هَذِهِ الصِّفَاتُ كُلُّهَا لَكَ وَ فِيكَ فَقَالَ أَنَا إِمَامُ الْجَمَاعَةِ فِي الظَّاهِرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ الْقَهْرِ وَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ إِمَامُ حَقٍّ وَ اللَّهِ يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَأَحَقُّ بِمَقَامِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنِّي وَ مِنَ الْخَلْقِ جَمِيعاً وَ وَ اللَّهِ لَوْ نَازَعْتَنِي هَذَا الْأَمْرَ لَأَخَذْتُ الَّذِي فِيهِ عَيْنَاكَ فَإِنَّ الْمُلْكَ عَقِيمٌ فَلَمَّا أَرَادَ الرَّحِيلَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ أَمَرَ بِصُرَّةٍ سَوْدَاءَ فِيهَا مِائَتَا دِينَارٍ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْفَضْلِ بْنِ الرَّبِيعِ فَقَالَ لَهُ اذْهَبْ بِهَذِهِ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ قُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ نَحْنُ فِي ضِيقَةٍ وَ سَيَأْتِيكَ بِرُّنَا بَعْدَ الْوَقْتِ فَقُمْتُ فِي صَدْرِهِ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ تُعْطِي أَبْنَاءَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ سَائِرَ قُرَيْشٍ وَ بَنِي هَاشِمٍ وَ مَنْ لَا تَعْرِفُ حَسَبَهُ وَ نَسَبَهُ خَمْسَةَ آلَافِ دِينَارٍ إِلَى مَا دُونَهَا وَ تُعْطِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ قَدْ أَعْظَمْتَهُ وَ أَجْلَلْتَهُ مِائَتَيْ دِينَارٍ أَخَسَّ عَطِيَّةٍ أَعْطَيْتَهَا أَحَداً مِنَ النَّاسِ فَقَالَ اسْكُتْ لَا أُمَّ لَكَ فَإِنِّي لَوْ أَعْطَيْتُ هَذَا مَا ضَمِنْتُهُ لَهُ مَا كُنْتُ أَمِنْتُهُ أَنْ يَضْرِبَ‏ وَجْهِي غَداً بِمِائَةِ أَلْفِ سَيْفٍ مِنْ شِيعَتِهِ وَ مَوَالِيهِ وَ فَقْرُ هَذَا وَ أَهْلِ بَيْتِهِ أَسْلَمُ لِي وَ لَكُمْ مِنْ بَسْطِ أَيْدِيهِمْ وَ أَعْيُنِهِم‏
📝برخی از ویژگی‌های مهم پیامبر حضرت سجاد در ضمن دعای ستایش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ویژگی‌های جالبی را درباره پیامبر ذکر می‌کنند: 🔹نصب لامرک نفسه جان خویش را برای اجرای فرمان تو به سختی انداخت 🔸عرض فیک للمکروه بدنه در راه تو بدنش را هدف ناراحتی‌ها قرار داد 🔹کاشف فی الدعاء الیک حامته در راه دعوت به تو با نزدیکانش درافتاد 🔸حارب فی رضاک اسرته برای خشنودی تو با قبیله خود جنگید 🔹قطع فی احیاء دینک رحمه در راه احیاء دینت رشته خویشاوندی خود را گسیخت 🔸اقصی الادنین علی جحودهم نزدیک‌ترین بستگان خود را به علت انکار حق از خویش دور کرد 🔹قرب الاقصین علی استجابتهم لک دورترین آنها را به خاطر قبول دین تو به خود نزدیک کرد 🔸والی فیک الابعدین و عادی فیک الاقربین محض تو با دور ترین مردم دوستی کرد و با نزدیک‌ترین آنان دشمنی نمود 🔹اداَب نفسه فی تبلیغ رسالتک جان خویش را در رساندن پیام تو خسته کرد 🔸اتعبها بالدعاء الی ملتک جان خود را به جهت فراخواندن مردم به آیین تو به زحمت انداخت 🔹شغلها بالنصح الی ملتک خودش را به نصیحت نمودن پذیرندگان دعوتت مشغول ساخت 🔸هاجر الی بلاد الغربة و محل النای عن موطن رحله و موضع رجله و مسقط راسه و مانس نفسه ارادة منه لاعزاز دینک و استنصارا علی اهل الکفر بک... به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت و نشو و نما و تولد و آرامگاه جانش هجرت نمود تا دین تو را عزیز کند و انسان‌ها را علیه کفر بسیج کند و از آنها یاری جوید... 🔗دعاء دوم صحیفه سجادیه @Hadith1398
📝تو را بر کردم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد! از علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبّار رفته و به او بگو: «تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه ستمى را كه به آنان شده، نمى‌بخشم، حتی اگر كافر به من باشند!» 🔗ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص۲۷۲ @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝تو را #حاكم بر #مردم کردم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد! از #امام_صادق علیه السلام نقل شده که
متن عربی حدیث: حدثنى محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنى عبدالله بن جعفر عن محمد بن الحسين عن الحسن بن محبوب عن اسحاق بن عمار عن ابى عبدالله عليه السلام قال ان الله عزوجل اوحى الى نبى من الانبياء فى مملكه جبار من الجبابره ان ائت هذا الجبار فقل له انى لم استعملك على سفك الدماء و اتخاذ الاموال و انما استعملتك لتكف عنى اصوات المظلمومين فانى لن ادع ظلامتهم و ان كانوا كفارا.
📝تضمین روزی طالب علم؟ 🖌 محمدمهدی دلیر 🔹این باور بین برخی از متصدیان حوزه مشهور است که روزیِ جویندگان علم تضمین شده است، و حتی بر دانش‌پژوهانی که به دنبال کسب حلال می‌روند، خرده می‌گیرند؛ در حالی که این نگرش مستندی صریح از آیات و روایات صحیحه ندارد. روایتی که معمولاً مستند این دیدگاه قرار می‌گیرد، چنین است: «قد ورد في الحديث عن النبي صلى الله عليه وآله: أن الله تعالى قد تكفل لطالب العلم برزقه خاصة عما ضمنه لغيره» (منیة المريد، ص160). چنین روایتی در منابع امامیه سابقه ندارد. ظاهراً شهید ثانی (م966) که در منیة المرید از عامه هم نقل می‌کند، از روایاتی اصالتاً عامی این گونه فهمیده که رزق طالب علم به طور مخصوص ضمانت شده، و در مقام نقل مضمون حدیث، تحریری جدید ارائه داده است. 🔻در این‌جا به ذکر و بررسی روایات عامه می‌پردازیم، که البته برخی از آن محتمل در معنایی صحیح و موافق با سایر ادله است. 🔸يروى أَن الله سُبْحَانَهُ أوحى إِلَى الأَرْض يَا أَرض حرمت عَلَيْك أَن تطعمي بني آدم إِلَّا بكد الْيَمين وعرق الجبين غير طَالب الْعلم فَإِنِّي تكفلت برزقه. ذكره فِي حقائق التَّفْسِير. [خداوند به زمین گفت که ای زمین! حرام است بر تو که به انسان‌ها جز از حاصل دسترنج و عرق ریختن آنها به ایشان بدهی مگر برای طالب علم که خودم متکفل روزی او شده‌ام.] (نشر طي التعريف في فضل حملة العلم الشريف، 189) دلالت این روایت از همه به برداشت امروزی نزدیک‌تر است. اما سندی ندارد، و اگر انتساب آن به حقائق التفسیر صحیح باشد، با توجه به کثرت نقل احادیث ضعیف و موضوع توسط سلمی و تمایلات صوفیانه‌اش، ابهام دو چندان می‌شود. به ویژه ترک کار در میان هم مطرح بوده است. 🔹گفتنی است آیات و روایاتی وجود دارد، که بنا بر آن خداوند به نحو کلی متکفل روزی خلائق است (هود: 6؛ کافی، 1/ 30؛ أمالي الصدوق، 7) و این منافاتی با روایات بسیار در امر به ندارد. و ارائه روایت بالا به عنوان مخصص نیز سنداً و متناً با چالش‌های بسیاری مواجه است. 🔗متن کامل در کانال معرفة الرجال و الآثار برای مطالعه بیشتر ببینید: مشاغل و حِرَف اصحاب و راویان ائمه اطهار علیهم السلام تا پایان غیبت صغری @Hadith1398
📝اصرار بر تقسیم عادلانه بیت المال 🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه در میان ) نزد امام علی علیه السلام آمدند و به ایشان گفتند: «اگر را بر مردم عادی برتری می‌دادی، برای اینکه دل آنها با شما باشد، شایسته تر بود!» 🔸 عصبانی شدند و گفتند: «آیا به من امر می‌کنید که را از راه به دست بیاورم؟! به خدا قسم تا شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى كنند، هرگز چنين عملی از سوی من رخ نخواهد داد! به خدا قسم اگر این اموال، اموال خودم بود، باز هم به طور مساوی بین آنها تقسیم می‌کردم، حال که نسبت به است، باید چگونه رفتار کنم؟!» 🔹سپس امام فرمود: «ای مردم! کسی که ناعدالتی کند، نصیبی ندارد جز انسان‌های پست و مدح و تعریف جاهلان! اگر پایش بلغزد و اشتباهی کند، بدترین همراهان و رفیقان هستند! 🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564 @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝اصرار #امام_علی بر تقسیم عادلانه بیت المال 🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه #بیت_المال در میان
🔻متن عربی حدیث: قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي الْحَرْثِ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ: جَاءَ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ فَضَّلْتَ الْأَشْرَافَ كَانَ أَجْدَرَ أَنْ يُنَاصِحُوكَ قَالَ فَغَضِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ الْعَدْلَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ ذَلِكَ مَا سَمَرَ السَّمِيرُ وَ مَا رَأَيْتُ فِي السَّمَاءِ نَجْماً وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ مَالِي دُونَهُمْ لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ كَيْفَ وَ إِنَّمَا هُوَ مَالُهُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْجُهَّالِ فَإِنْ زَلَّتْ بِصَاحِبِهِ النَّعْلُ فَشَرُّ خَدِينٍ وَ شَرُّ خَلِيل‏. 🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564؛ این نقل با جزئیات بیشتر و کمتری در منابع دیگر نیز نقل شده است. نک: الغارات، ج1، ص76؛ امالی مفید، ص176؛ تحف العقول، ص186 و نهج البلاغة، خطبه 126 @Hadith1398
📝لزوم عاقلانه 🔹از علیه السلام نقل شده که فرمودند: همواره می‌گفت: کسی که از درمان جراحت یک مجروح اجتناب می‌کند، در کسی که این جراحت را ایجاد کرده، شریک است. چون کسی که این جراحت را ایجاد کرده، به دنبال نابودی مجروح بوده و کسی هم که از درمان این جراحت اجتناب می‌‌کند، صلاح مجروح را نخواسته، پس او را خواسته! 🔸پس شما نیز را به غیر از اهلش نگویید که در این صورت کار احمقانه و جاهلانه‌ای مرتکب شده‌اید، و از اهلش منع نکنید تا شوید! حتماً باید مانند طبیب مداواگری باشد که اگر جای زخمی دید، دواء خود را برای آن بکار ببرد، و الّا از بکار بردن آن اجتناب کنید. 🔗کافی، ج8، ص345 @Hadith1398