eitaa logo
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
186 دنبال‌کننده
9 عکس
2 ویدیو
16 فایل
👈🏻ادمین: @mop1414 👈🏻کانال تلگرام https://t.me/Hadith1398
مشاهده در ایتا
دانلود
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝تو را #حاكم بر #مردم کردم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد! از #امام_صادق علیه السلام نقل شده که
متن عربی حدیث: حدثنى محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنى عبدالله بن جعفر عن محمد بن الحسين عن الحسن بن محبوب عن اسحاق بن عمار عن ابى عبدالله عليه السلام قال ان الله عزوجل اوحى الى نبى من الانبياء فى مملكه جبار من الجبابره ان ائت هذا الجبار فقل له انى لم استعملك على سفك الدماء و اتخاذ الاموال و انما استعملتك لتكف عنى اصوات المظلمومين فانى لن ادع ظلامتهم و ان كانوا كفارا.
📝تضمین روزی طالب علم؟ 🖌 محمدمهدی دلیر 🔹این باور بین برخی از متصدیان حوزه مشهور است که روزیِ جویندگان علم تضمین شده است، و حتی بر دانش‌پژوهانی که به دنبال کسب حلال می‌روند، خرده می‌گیرند؛ در حالی که این نگرش مستندی صریح از آیات و روایات صحیحه ندارد. روایتی که معمولاً مستند این دیدگاه قرار می‌گیرد، چنین است: «قد ورد في الحديث عن النبي صلى الله عليه وآله: أن الله تعالى قد تكفل لطالب العلم برزقه خاصة عما ضمنه لغيره» (منیة المريد، ص160). چنین روایتی در منابع امامیه سابقه ندارد. ظاهراً شهید ثانی (م966) که در منیة المرید از عامه هم نقل می‌کند، از روایاتی اصالتاً عامی این گونه فهمیده که رزق طالب علم به طور مخصوص ضمانت شده، و در مقام نقل مضمون حدیث، تحریری جدید ارائه داده است. 🔻در این‌جا به ذکر و بررسی روایات عامه می‌پردازیم، که البته برخی از آن محتمل در معنایی صحیح و موافق با سایر ادله است. 🔸يروى أَن الله سُبْحَانَهُ أوحى إِلَى الأَرْض يَا أَرض حرمت عَلَيْك أَن تطعمي بني آدم إِلَّا بكد الْيَمين وعرق الجبين غير طَالب الْعلم فَإِنِّي تكفلت برزقه. ذكره فِي حقائق التَّفْسِير. [خداوند به زمین گفت که ای زمین! حرام است بر تو که به انسان‌ها جز از حاصل دسترنج و عرق ریختن آنها به ایشان بدهی مگر برای طالب علم که خودم متکفل روزی او شده‌ام.] (نشر طي التعريف في فضل حملة العلم الشريف، 189) دلالت این روایت از همه به برداشت امروزی نزدیک‌تر است. اما سندی ندارد، و اگر انتساب آن به حقائق التفسیر صحیح باشد، با توجه به کثرت نقل احادیث ضعیف و موضوع توسط سلمی و تمایلات صوفیانه‌اش، ابهام دو چندان می‌شود. به ویژه ترک کار در میان هم مطرح بوده است. 🔹گفتنی است آیات و روایاتی وجود دارد، که بنا بر آن خداوند به نحو کلی متکفل روزی خلائق است (هود: 6؛ کافی، 1/ 30؛ أمالي الصدوق، 7) و این منافاتی با روایات بسیار در امر به ندارد. و ارائه روایت بالا به عنوان مخصص نیز سنداً و متناً با چالش‌های بسیاری مواجه است. 🔗متن کامل در کانال معرفة الرجال و الآثار برای مطالعه بیشتر ببینید: مشاغل و حِرَف اصحاب و راویان ائمه اطهار علیهم السلام تا پایان غیبت صغری @Hadith1398
📝اصرار بر تقسیم عادلانه بیت المال 🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه در میان ) نزد امام علی علیه السلام آمدند و به ایشان گفتند: «اگر را بر مردم عادی برتری می‌دادی، برای اینکه دل آنها با شما باشد، شایسته تر بود!» 🔸 عصبانی شدند و گفتند: «آیا به من امر می‌کنید که را از راه به دست بیاورم؟! به خدا قسم تا شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى كنند، هرگز چنين عملی از سوی من رخ نخواهد داد! به خدا قسم اگر این اموال، اموال خودم بود، باز هم به طور مساوی بین آنها تقسیم می‌کردم، حال که نسبت به است، باید چگونه رفتار کنم؟!» 🔹سپس امام فرمود: «ای مردم! کسی که ناعدالتی کند، نصیبی ندارد جز انسان‌های پست و مدح و تعریف جاهلان! اگر پایش بلغزد و اشتباهی کند، بدترین همراهان و رفیقان هستند! 🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564 @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝اصرار #امام_علی بر تقسیم عادلانه بیت المال 🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه #بیت_المال در میان
🔻متن عربی حدیث: قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي الْحَرْثِ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ: جَاءَ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ فَضَّلْتَ الْأَشْرَافَ كَانَ أَجْدَرَ أَنْ يُنَاصِحُوكَ قَالَ فَغَضِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ الْعَدْلَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ ذَلِكَ مَا سَمَرَ السَّمِيرُ وَ مَا رَأَيْتُ فِي السَّمَاءِ نَجْماً وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ مَالِي دُونَهُمْ لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ كَيْفَ وَ إِنَّمَا هُوَ مَالُهُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْجُهَّالِ فَإِنْ زَلَّتْ بِصَاحِبِهِ النَّعْلُ فَشَرُّ خَدِينٍ وَ شَرُّ خَلِيل‏. 🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564؛ این نقل با جزئیات بیشتر و کمتری در منابع دیگر نیز نقل شده است. نک: الغارات، ج1، ص76؛ امالی مفید، ص176؛ تحف العقول، ص186 و نهج البلاغة، خطبه 126 @Hadith1398
📝لزوم عاقلانه 🔹از علیه السلام نقل شده که فرمودند: همواره می‌گفت: کسی که از درمان جراحت یک مجروح اجتناب می‌کند، در کسی که این جراحت را ایجاد کرده، شریک است. چون کسی که این جراحت را ایجاد کرده، به دنبال نابودی مجروح بوده و کسی هم که از درمان این جراحت اجتناب می‌‌کند، صلاح مجروح را نخواسته، پس او را خواسته! 🔸پس شما نیز را به غیر از اهلش نگویید که در این صورت کار احمقانه و جاهلانه‌ای مرتکب شده‌اید، و از اهلش منع نکنید تا شوید! حتماً باید مانند طبیب مداواگری باشد که اگر جای زخمی دید، دواء خود را برای آن بکار ببرد، و الّا از بکار بردن آن اجتناب کنید. 🔗کافی، ج8، ص345 @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝لزوم #اصلاح‌گری عاقلانه 🔹از #امام_صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: #مسیح همواره می‌گفت: کسی که
متن عربی حدیث: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ الْمَسِيحُ ع يَقُولُ إِنَّ التَّارِكَ شِفَاءَ الْمَجْرُوحِ مِنْ جُرْحِهِ شَرِيكٌ لِجَارِحِهِ لَا مَحَالَةَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِحَ أَرَادَ فَسَادَ الْمَجْرُوحِ وَ التَّارِكَ لِإِشْفَائِهِ لَمْ يَشَأْ صَلَاحَهُ فَإِذَا لَمْ يَشَأْ صَلَاحَهُ فَقَدْ شَاءَ فَسَادَهُ اضْطِرَاراً فَكَذَلِكَ لَا تُحَدِّثُوا بِالْحِكْمَةِ غَيْرَ أَهْلِهَا فَتَجْهَلُوا وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَأْثَمُوا وَ لْيَكُنْ أَحَدُكُمْ بِمَنْزِلَةِ الطَّبِيبِ الْمُدَاوِي إِنْ رَأَى مَوْضِعاً لِدَوَائِهِ وَ إِلَّا أَمْسَكَ. @Hadith1398
📝زمینه تاثیرگذاری در و مذمت در آن 🔹از علیه السلام نقل شده که فرمودند: در گروهی ریاکار هستند که متظاهر به عبادت هستند اما کم خرد هستند. آنها و نهی از منکر نمی‌کنند مگر زمانی که از ضرر در امان باشند! و به دنبال راه فرار و عذر می‌گردند [تا از مسئولیت شانه خالی کنند.] (کافی، ج5، ص55) 👈🏻با توجه به اینکه در غیر از امور مهم، تحمل ضرر قابل اعتنا در شرع مشروع نیست، یا منظور از ضرر در این روایت مراتب پایین ضرر است، و یا چنانکه گفته، مراد این است که چیزی را ضرر محسوب می‌کنند، در حالی که ضرر نیست. (وافی، ج15، ص170) 🔸از علیه السلام درباره این سخن پیامبر سوال شد: «برترین ، سخن حقی است که نزد پیشوای ظالم گفته می‌شود.» امام صادق فرمود: «این درباره کسی است که عالم به معروف و منکر است و اگر این سخن را بگوید، از او پذیرفته می‌شود (زمینه پذیرش وجود دارد)، در غیر این صورت، این کار درست نیست.» (همان، ص60) @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝زمینه تاثیرگذاری در #نهی_از_منکر و مذمت #عافیت_طلبی در آن 🔹از #امام_باقر علیه السلام نقل شده که فر
متن عربی روایات 🔻عدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ بِشْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عِصْمَةَ قَاضِي مَرْوَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يُتَّبَعُ فِيهِمْ قَوْمٌ مُرَاءُونَ يَتَقَرَّءُونَ وَ يَتَنَسَّكُونَ حُدَثَاءُ سُفَهَاءُ لَا يُوجِبُونَ أَمْراً بِمَعْرُوفٍ وَ لَا نَهْياً عَنْ مُنْكَرٍ إِلَّا إِذَا أَمِنُوا الضَّرَرَ يَطْلُبُونَ لِأَنْفُسِهِمُ الرُّخَصَ وَ الْمَعَاذِيرَ. 🔻و سُئِلَ عَنِ الْحَدِيثِ الَّذِي جَاءَ عَنِ النَّبِيِّ ص إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ مَا مَعْنَاهُ قَالَ هَذَا عَلَى أَنْ يَأْمُرَهُ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ وَ هُوَ مَعَ ذَلِكَ يُقْبَلُ مِنْهُ وَ إِلَّا فَلَا.
📝 در و دوری خيرى نيست 🔹از مرازم بن حكيم نقل شده که گفت: يكى از اصحاب ما (عیسی) شلقان خدمت (علیه السلام) بود و آن حضرت خرج او را مى‌داد و مردى بود بد اخلاق و مرازم با او مدتی قهر كرده بود. يك روز امام صادق به من گفت: اى مرازم! آيا با عيسى سخن مى‌گویی؟ من در پاسخ گفتم: آرى، فرمود: کار بسيار خوب كردى؛ در قهر و دوری خيرى نيست. 🔸عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن حديد عن عمه مرازم بنحكيم قال: كان عند أبي عبد الله ع رجل من أصحابنا يلقب شلقان و كان قد صيره في نفقته و كان سيئ الخلق فهجره فقال لي يوما يا مرازم و تكلم عيسى فقلت نعم فقال أصبت لا خير في المهاجرة. 🔗كافي، ج2، ص345 @Hadith1398
📝كسى را به صرف مؤاخذه و به صرف گمان نمی‌کنم! 🔹زمانی که خبر حادثه‏ بنى ناجيه و قتل خرّيت بن راشد ناجى به علیه السلام رسيد، فرمود: واى بر او! چه مرد كم خردى بود و چه در نافرمانى پروردگارش دلير بود. يك روز نزد من آمد و گفت: بین اصحابت مردانى هستند كه می‌ترسم رهايت كنند و بروند! با آنها چه مى‌‏كنى؟ 🔸به او گفتم: من كسى را به صرف اتهام نمی‌كنم و به صرف گمان مجازات نمی‌کنم. و فقط با كسى می‌جنگم كه به جنگ با من قیام کند و در برابر من بايستد و دشمنی‌اش را آشكار كند. البته بازهم با او پيكار نكنم تا آن زمان كه او را فرابخوانم و حرف او را بشنوم، اگر كرد و به نزد ما بازگشت از او مى‌‏پذيريم ولى اگر نافرمانی کرد و همچنان با ما بر سر بود، از خدا يارى مى‌‏جوييم و با او می‌جنگیم. 🔹روز ديگر باز نزد من آمد و به من گفت: می‌ترسم كه عبد اللّه بن وهب و زيد بن حصين طائى علیه تو آشوب کنند، از آنها در حق تو چيزهايى شنيده‌‏ام كه اگر خودت مى‌‏شنيدى بى‌‏درنگ يا آنها را مى‌‏كشتى يا در بند مى‌‏كردى و هرگز از آزاد نمى‌‏ساختى! به او گفتم: خب درباره آن دو با تو مشورت مى‏‌كنم! بگو با آنها چه کار كنم؟ گفت: نظر من اين است كه هر دو را فرابخوانی و گردن بزنى! 🔸از اين سخن دانستم كه او نه دارد و نه ! گفتم: به خدا قسم که فکر نمی‌کنم تو تقوا و عقل داشته باشی! به خدا قسم باید میدانستی كه من با كسى كه به جنگ با من دست نزده و دشمنى‌اش را با من آشكار نكرده و رو در روى من نايستاده پيكار نمى‌‏كنم. 🔗الغارات، ج1، ص371 و 372 @Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝كسى را به صرف #اتهام مؤاخذه و به صرف گمان #مجازات نمی‌کنم! 🔹زمانی که خبر حادثه‏ بنى ناجيه و قتل خر
متن عربی حدیث: و بلغني من حديث عبد الرّحمن بن جندب عن أبيه قال: لمّا بلغ عليّا عليه السّلام مصاب بني ناجية و قتل صاحبهم قال: هوت أمّه، ما كان أنقص عقله و أجرأه [على ربّه‏] فإنّه جاءني مرّة فقال لي: إنّ في أصحابك رجالا قد خشيت أن يفارقوك فما ترى فيهم؟ فقلت له: إنّي لا آخذ على التّهمة، و لا أعاقب على الظّنّ، و لا أقاتل الّا من خالفني و ناصبني و أظهر لي العداوة، ثمّ لست مقاتله حتّى أدعوه و أعذر إليه، فإن تاب و رجع إلينا قبلنا منه [و هو أخونا] و إن أبى الّا الاعتزام على حربنا استعنّا باللَّه عليه و ناجزناه، فكفّ عنّي ما شاء اللَّه، ثمّ جاءني مرّة اخرى فقال لي: إنّي‏ خشيت أن يفسد عليك عبد اللَّه بن وهب، و زيد بن حصين الطّائي. إنّي سمعتهما يذكر انك بأشياء لو سمعتها لم تفارقهما عليها حتّى تقتلهما أو توثقهما، فلا يفارقان محبسك أبدا، فقلت: إنّي مستشيرك فيهما، فما ذا تأمرني به؟- قال: إنّي آمرك أن تدعو بهما فتضرب رقابهما، فعلمت أنّه لا ورع له و لا عقل، فقلت: و اللَّه ما أظنّ أنّ لك ورعا و لا عقلا نافعا، و اللَّه كان ينبغي لك أن تعلم أنّي لا أقتل من لم يقاتلني و لم يظهر لي عداوته، و لم يناصبني بالّذي كنت أعلمتكه من رأيي حيث جئتني في المرّة الاولى و وصفت أصحابك عندي، و لقد كان ينبغي لك لو أردت قتلهم أن تقول لي: اتّق اللَّه، لم تستحلّ قتلهم؟! و لم يقتلوا أحدا و لم ينابذوك و لم يخرجوا من طاعتك.