🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_بیستم
رایحه
انقدر خوشحال بودم که حد نداشت .
اصلا فکر نمی کردم پزشکی قبول بشم اونم دانشگاه شهید بهشتی !
خانم عبدی که اومد انقدر خوشحال بود که انگار خودش کنکور داده بود !
کلی برام دعا کرد و من از حرفاش کلی انرژی گرفتم .
امشب هم بابا گفت قراره بریم خونه ی مامان جون و بابا جون چون روضه داشتن .
خود بابا از صبح خبری ازش نبود ، شیرینی ها رو هم امیرحسین گرفته بود .
به بابا زنگ زدم تا خبر قبولی کنکورم رو بدم و جواب داد .
- جانم بابا؟
- بابا جونم کجایی ؟
- دخترم یکم سرم شلوغه ، شما با امیرحسین عصر برید خونه باباجون اینا من خودم میام . کاری داشتی ؟
- نه بابا بعدا بهت می گم فعلا !
- خداحافظ دختر بابا .
بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم فکرم درگیر شد و پیش خودم گفتم یعنی بابا کجا است که انقدر سرش شلوغ بود؟
مامان هم بعد از اینکه با خانم عبدی حرف زدیم گفت میره یکم خرید .
امیرحسینم که بیرون بود ، من و امیرعباس و امیرعلی توی خونه بودیم .
توی این فکر ها بودم که گوشیم زنگ خورد .
همتا بود ...
- الو
- سلام بر دخترخاله ی قمی من .
- سلام چطوری همتا ؟ چه خبر ؟
- والا خبرا پیش شما است ! تو چه خبر ؟
- یه چیزی بگم ؟
- نه حوصله ات رو ندارم
- خیلی خب .
- اینو باش . برای من پزشکی کنکور دادی نخبه ؟ اگه نمی خواستم حرف بزنی که زنگت نمی زدم ؟ ببین باکیا شدیم هشتاد میلیون !
- خیلی خب . سرمو خوردی .
چیزه خاصی نیست فقط می خوام یه شیرینی حسابی مهمونت کنم ؟
- چرا ؟ نگو که توی این چند وقت شوهر
کردی به ما نگفتی ؟ خدا وکیلی ما رو باش
هرچی داشتیم و داریم رو برای تو تعریف
می کنیم بعد ت ی بی معرعت الان داری
زنگ می زنی میخوای خبر بدی ؟ نگو که
تاریخ عروسیتم مشخص شده و به من
نگفتی ؟
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_بیست_یکم
- همتا امون بده دختر ، همینطور یه بند
برا خودت می گی میری جلو ... آرام ...
- خیلی خب بگو ببینم چی شده ؟
- هیچی ، پزشکی قبول شدم .
- هیچی .... وای باورم نمی شه رایحه ،
خاک تو سرت میگی هیچی آفرین ماشالا
بهت دختر . کجا قبول شدی ؟
- شهیدبهشتی !
- دانشگاه شهید بهشتی ؟
- اره
- دروغ که نمیگی ... وای خدایا باورم
نمیشه ، دختر توشهید بهشتی قبول شدی
بعد می گفتی کنکور رو بد دادم ؟ تو
مدرسه هم اینطوری بودی بدبخت .
- خدا روشکر قبول شدم . ولی هنوز دو به شکم برم تهران .!
- چرا؟ خری ؟
- عهههه مودب باش !
- خی خری دیگه ، اگه خر نبودی نمی
گفتی دو به شکم در به در .
- برای این میگم که من اومدم قم اینجا
درس بخونم ، فکر نمی کردم شهید
بهشتی قبول بشم .
- خب از قم تا تهران راهی نیست می ری و میای . فکر کردن داره ؟
- نمی دونم حالا یه کاریش میکنم .
خودت چه خبر ؟
- یه کاریش می کنمنداریم باید بری تهران.
- چشم
- منم هیچ خبری ندارم ، خیلی خوشحال شدم رایحه ایشالا که موفق بشی و باعث افتخارمون .
- ممنون ، ولی تو خودتم کم کسی نیستی ، دانشجوی هسته ای کم چیزیه ؟
- ممنون دختر خاله ، دلم خیلی برات تنگ شده !
- منم
در این لحظه بود که مامان اومد ...
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
امام زمان صاحب ماست
امام زمان زنده است
یا صاحب الزمان ادرکنا
یا صاحب الزمان اغثنا
وقتی در نماز حاج قاسم دعا کردی خدا شهادت را نصیبت کند
باید میفهمیدیم دعایت مستجاب است..