🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_بیست_دوم
- همتا من بهت زنگ میزنم ، باشه ؟ مامانم اومد برم از دستش خریدا
رو بگیرم .
- برو عزیزم ، سلام برسون خداحافظ
- خدافظ
به مامان سلام کردم و خریدا رو از دستش گرفتم و روی کانتر گذاشتم .
ازش پرسیدم :
- مامان شما می دونی بابا کجا است ؟
- چطور؟
- اخه بهش زنگزدم میخواستم خبر قبولیم رو بهش بدم گفت سرم شلوغه .
- آهان ، اره گفت می ره یه سری به زمینا بزنه .
- خیلی خب ، راستی بابا گفت که شاید شب دیر تر بیاد خونه مامان جون اینا ما با امیرحسین بریم اون خودش میاد .
- باشه .
خیلی تعجب میکردم از رفتاراشون ! احساس می کردم قبولی پپزشکی اونم با همچین رتبه ای و تو همچین دانشگاهی کمه که تصلا ذوقی واسم نشون ندادن ! اخه بابا هممی دونست امروز جواب کنکور میاد . ولی اصلا به روی خودش نیاورده بود ؛ شاید هم یادش رفته ولی منبعید می دونم.
بعد ناهار ، رفتم حموموقتی همکه بیرون اومدم دیدم مامان با امیرحسین دارن پچ پچ می کنن ، نزدیک شدم و گفتم :
- زود توضیح بدید ببینم چی میگین ؟
اونا که از دیدن من تعجب کرده بودن خودشون و جمع کردن و مامان گفت :
- هیچی چیزه خاصی نیست .
- چیزه خاصی هست شما نمی خواین بگین یه بحث دیگه اس ، باشه اشکال نداره .
به طرف اتاقی که این چند وقت مال من شده بود رفتم .
کمدم رو باز کردم و لباسی که میخواستم امشب بپوشم رو انتخاب کردم . یه عبای طوسی رنگ که آستیناش پف داشت و روی آستیناش مروارید کاری شده بود .
شال کویتی مشکی انتخاب کردم و به علاوه کفش عروسکی که مشکی بود و روش پاپیون داشت .
چیزای رو هم که میخواستم توی کیف دوشی مجلسی کوچیکم گذاشتم .
حدود سه سالی می شد که به خونشون نرفته بود و یکمی ذوق داشتم .
ترجیح دادم تا وقتی که مامان اینا تصمیم رفتن بگیرن منم رمان مورد علاقه ام یعنی ( مدارا ) رو که تازه شروع کرده بودم رو بخونم .
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_بیست_سوم
ساعت پنج و نیم بود که مامان صدام زد و گفت آماده شم
.
همگی سوار ماشین شدیم و رفتیم .
وقتی رسیدیم در خونشون ، مامان زنگ و زد .
وقتی وارد شدیم همه بودن از عمه ها و پچه هاشون و شوهراشون گرفته تا عمو ها و زن و بچه هاشون .
اول از همه با مامان بزرگم احوال پرسی کردم و اون به گرمی منو بو، سید .
بعد هم با بابابزرگم که اون بهم گفت :
- چقدر بزرگ شدی !
منم ازش تشکر کردم از اونجایی که مردا اول نشسته بودن با اونها سلام کردم .
عمو حسینم یعنی عموی بزرگم منو که دید انگار تعجب کرده بود .
بهم گفت :
- خیلی تغییر کردی عمو خیبی هم زیبا تر شدی .
اینو بلند گفت و من خجالت کشیدم چون نگاه پسرش یعنی سالار افتاد روی من .
بعد هم با عمو حسنم احوال پرسی کردم .
جلو تر که رفتیم رسیدیم به عمه ها و زنعمو ها با عمه فاطمه و عمه مرضیه ام
هم به گرمی احوال پرسی کردم .
و بعد هم با زنعمو مهشید و زنعمو حسنا .
بعد که نشستیم نگاه های بقیه جوری بود که خودمم احساس کردم خیلی بزرگ شدم و نمی دونستم!
بعد از چند دقیقه شوهر عمه مرضیه
یعنی علی آقا شروع به خوندن زیارت عاشورا کرد و بعد از اون عمو حسنم روضه خوند . چون این ها روحانی بودن !
وقتی روضه تموم شد همه منتظر بابا بودیم ...
مامان گفت بهشزنگ زدم و گفته الان میاد .
ده دقیقه بعد بود که امیرحسین گوشیش زنگ خورد و به بیرون رفت ...
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
دخترا اینم لینک ناشناس
اگه دوست داشتید .
می خوام نظرتون رو بدونم .
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
ممنون از کمک عمو ترامپ🙏🏻
ممنون ازشون🙏🏻
خیلی کمک کردن بهمون، واقعا جای تعظیم داره ممنونم🙏🏻
قابل توجه کسانی که میگفتند عموترامپ میاد کمکمون؛ نجاتمون میده
اینم از کمک شون👆🏻
#کمکترامپبیشرف👊🏻
حال ِدل ِمــن 🌷𐙚 ࣪˖ ִֶָ
بلاخره نمیشه همیشه گفت مرگ بر آمریکا
یکم هم باید ازش تشکر کنیم؛ عمو ترامپ و طرفدار هاشون ناراحت میشن😒
دخترا میشه چندتا الهی به رقیه بگید و دعا کنید که ان شاءالله تا چند دقیقه دیگه جور بشه برم مسجد؟!
ممنون میشم🫂
عجب جنگیه؛
یه طرف روزه دارانی با دهان خشک.
طرف دیگر متجاوزان اپستین
با شکمی پر از گوشت انسان...
- وای برکسی که در تشخيص حق و باطل ناتوان مانَد!
🔴 هـــشــــدار مــهم
🔺اخیرا فیلم سخنرانی ۹ دقیقه ای به اسم همسر حضرت آقا داره در فضای مجازی وایرال میشه، فیلم کذب است و از انتشار آن جلوگیری شود.
▪️اطلاع رسانی کنید▪️
یادگار رهبر عزیزم!🥺
به چه گناهی شهیدتون کردن؟؟
#شهیده_زهرا_محمدی_گلپایگانی
#امام_زمان #شهادت_ #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #فتح_خیبر
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
اسیر ساواک بودی
شکنجه شدی
رزمنده بودی
جانباز بودی
بارها ترور شدی
رییس جمهور بودی
رهبر بودی
پدر شهید شدی
خانواده شهید شدی
شهید شدی
| هرچه خوبان همه داشتن تو یکجا داشتی💔