eitaa logo
حال ِدل ِمــن 🌷𐙚 ࣪˖ ִֶָ
1.7هزار دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
5.8هزار ویدیو
182 فایل
『﷽』 🎀اینجا فقط یه کانال نیست؛ یه خونه‌ی امن پر از حرفای نگفته‌ست...🧸🤍⊹ 🪞گوشه‌ای از تراوشاتِ ذهنیِ یه دختر دهه‌هشتادی...🌷🪽⊹ 🍓مینویسم از حال ِدلم؛ از امید، لبخندهای کوچولو و روزایی که می‌گذرن...☁🌱⊹ ❌کپی؟ راضی نیستم.
مشاهده در ایتا
دانلود
💞بِسْمِ اللهِ الرَحْمانِ الرَحیمْ💞
درحال پارتگذاری رمان 《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀 🎀🎀 🎀 《عاشِقِ اِطِلاعاتی》 تو این موقع زمعمو حسنا ازم پرسید : - خب عزیزم سه ساله ندیدیمت مامانت میگفت واسه کنکور می خونی ، چیکار کردی ؟ یه بابا با یه دسته گله بزرگ یاسی و بنفش و امیرحسینم پشت سرش با یه کیک یاسی بزرگ اومد. امیرحسین کیک رو روی میز جلوی من گذاشت و بابا هم دسته گل رو کنار میز ایستاده گذاشت . و بابا بهم‌گفت : - فکر کردی نفهمیدم خانم دکترم دانشگاه شهید بهشتی قبول شده ؟ قشنگ‌ معلوم بود همه شوکه شدند و عمو حسن به بابا گفت : - واقعا رایحه شهید بهشتی قبول شده ؟ - بعله که قبول شده دخترم ، رایحه قبول نشه کی قبول بشه ؟ اونم با رتبه دورقمی! اینجا بود که سالار گفت : - پس به افتخار دختر عموی دکترمون ! همه دست زدن و من همچانان تو شوک بودم که بابا اومد و منو بو، سید و ب،غلم کرد و در گوشم گفت : - دیدی گفتم دکتر خودمی تو هی می گفتی نه ؟ خیلی خوشحال بودم همه بهم تبریک گفتن‌ . عمو ها و زناشون عمه ها و شوهراشون و کل بچه های فامیل . بعد هم باباجون مامانجون . اما اونا یه جور دیگه تبریک گفتن . انگار خیلی خوشحال نشدن !‌ با این حال به روی خودم نیاوردم ؛ ناگهان بابا گفت : - دخترم پزشکی قبول شده اونم توی همچین دانشگاهی یه کادو نباید بهش بدم ؟ من خندون نگاهش کردم که مامانجون گفت: - پس دسته گل و کیک به این بزرگی چیه ؟ یه کل جمع ساکت شد و بابا ادامه داد : - کیک و که ما میخوریم دسته گلم کادو نیست . یهو یه جعیه چرم کارنی رنگ رو از جیبش در آورد و به دستم داد و دوباره گفت : - اینم برا دکتر بابا به همه نگاه کردم هم خودم منتظر بودم ببینم داخلش چیه و هم بقیه تلبته بجز مامان و امیرحسین چون از نگاهشون می شد فهمید که اونا می دونن! درش رو باز کردم ... وای خدایا ، باورم نمی شد یعنی این مال منه ؟ دقیقا عین همین جمله رو به بابا گفتم : - یعنی ... یعنی بابا .. این مال منه ؟ پژو پارس ؟ بابا که از خوشحالی من معلوم بود اونم ذوق کرده گفت : - اره باباجان ، مال خود خودته همون رنگی که دوست داری ؟ - مشکی ؟ سرش رو تکون داد و من بلند شدم و مثل بچه های کوچیک پریدم بغ،لش و به حضور بقیه هم اهمیت ندادم . اینجا بود که باباجون با لحنی متمایل به طعنه و کنایه گفت : - واسه دخترت یه همچین ماشینی ؟ مگه اصلا رانندگی بلده ؟ گواهینامه داره ؟ منکه وا رفتم ، ولی بابا جواب داد: - رانندگی بلده ؟ رایحه از منم بهتر رانندگی میکنه ! رایحه شش ساله رانندگی می کنه ! امیرحسین گفت : - نوبتی هم باشه نوبت کادوی من و مامانه ! منم‌با ذوق و شوق به جفتشون نگاه کردم ! ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀🎀 🎀🎀🎀 🎀🎀 🎀 《عاشِقِ اِطِلاعاتی》 امیر حسینم یه باکس یاسی بهم داد ، منم جعبه ای که داخلش بود رو بیرون آوردم ، اونم هم کاغذ کادوی بنفشی داشت . چون رنگ مورد علا قه ی من یاسی و بنفش بود ! کاغذ کادو رو از اون جعبه باز کردم و با ایفون هفده رو به رو شدم . وای خدا دلم می خواست از خوشحالی جیغ بکشم . از جفتشون تشکر کردم . یهو عمو حسین گفت : - خب داداش چرا به ما نگفتید وگرنه ما هم واسه دکتر رایحه کادو می آوردیم . - راستش داداش خود رایحه هم نمی دونست و قرار نبود اینطور بشه . - ولی رایحه یه کادوی خوب پیش من داره ! ازش تشکر کردم . ولی قشنگ معلوم بود بعضی ها خیلی راضی نبودن ! نمی دونم چرا ؟ بعد از اینکه شام رو خوردیم من به کمک مامان کیک رو به سختی به قسمت های مساوی تقسیم کردی و داخل بشقاب به همه دادیم . چون کیک خیلی بزرگ بود و خیلی اضافه اومده بود . ما هم تصمیم‌گرفتیم بزاریم توی یخچال همینجا بمونه . بعد از خوردن کیک تصمیم رفتن گرفتیم‌ . دسته گل خوشگلم رو به کمک مامان‌گرفتم‌چون خیلی سنگین بود و از همه خداحافظی کردیم . امیرحسین و امیر علی باهم اومدن تا بتونن دسته گل رو هم بیارن . من و مامان و بابا و امیر عباس هم با هم اومدیم . توی راه به بابا گفتم : - بابا واقعا نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم دست دردنکنه . - باید قول بدی وقتی دکتر شدی و مطب زدی آدم های نیازمند رو رایگان درمان کنی . اون موقع نیاز به تشکر نیست . - چشم ، مامان از شما هم ممنونم خیلی کادو تو دوست داشتم . - قربونت دخترم فقط نصف پولش رو امیرحسین گفت من میخوام بدم . - از اونم جانانه تشکر می کنم امیرعباس گفت : - منم نخواستم کادو مو اونجا بهت بدم ، رسیدیم خونه حتما بهت می دم . - وای مگه تو هم کادو گرفتی ، شرمنده ام نکنین - هه ، پس چی فک کردی دختر ؟ - قربون تو برم وقتی وارد کوچه خونمون شدیم جلوی در خونه ... ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
ارسالی شما🇮🇷💪🏻 ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
لطف شما🥺❤️🫀 انگیزه مون برای پست گذاری😍😍 ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🥺❤️‍🩹❤️‍🩹 ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
ارسالی شما 🇮🇷💪🏻 ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
و لطف شما😍🥺✨💕 ممنون از حضور شما در کانالمون🥲🥰🙏🏻 ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
چنلایی که تو این وضعیت دنبال تبلیغ و ویو هستن تو یه لیگ دیگه گاون.فکرکن یسری زیر بمب و موشکن بعد اینا با همون خبر دارن تبلیغ می‌کنن.آدم باشید یکم
🔴 جکسون هینکل(فعال مشهور آمریکایی): در کنار ایران ایستاده‌ایم! ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ‌𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄‌↷ ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ɞ ┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈ ═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄