2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+کجایی عزیزم امشب شب قدره😭😭💔💔
#رهبر_شهید #امام_زمان #شهادت_ #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #فتح_خیبر
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_سی_سوم
عارف
غرق خواب بودم که گوشیم زنگ خورد .
از بیمارستان بود .
- بله ؟
- سلام آقای دکتر حال شما خوبه ؟ ببخشید مزاحم شدم !
- خواهش می کنم بفرمایید ؟
- می خواستم یه سوال بپرسم ؛ آقای احمدی که شما بستری کردین تب کرده می تونیم بهش تب بر بزنیم؟
-بله ، من به خانم پورهاشمی گفته بودم که اگه تب کرد بهش تب بر بزنید .
- شرمنده ! خانم پورهاشمی مرخصی بودن برای همین مزاحم شما شدم .
- مراحمید ! امر دیگه ؟
- تشکر ، خدانگهدار .
- یاعلی
بلند شدم و تا برای خودم قهوه درست کنم تا بلکه سرحال شم .
مامان منو دید و گفت نمی خواد من برات درست می کنم .
منم از خدا خواسته قبول کردم و به حیاط رفتم تا بادی به سر و کله ام بخوره !
نمی دونم چرا انقدر امروز بدنم کوفته بود !
یهو دیدم زنگ در زده شد و با ایفون در باز شد یه آقا حدود چهل پنجاه ساله با یه خانمی که بهش می خورد زنش باشه و با یه پسر که از همون اول حس خوبی ازش نگرفتم وارد شدن که تو دستشون گل و شیرینی بود.
کامل وا رفتم . اونا بالا رفتن . حالم واقعا بد شد .
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_سی_چهارم
رفتم و روی صندلی گوشه حیاط نشستم .
بعد از یه ربعی مامان زنگ زد :
- کجا رفتی عارف ؟
- تو حیاطم مامان یکمی سر دردم خوب شدم میام داخل .
- باشه
یعنی اونا اومده بودن خواستگاری رایحه ؟
هیچ جوابی براش نداشتم ولی مدام خودم رو دلداری می دادم : نه لابد فامیلند و اومدن یه سری بزنن یا نه اومدن قبولی رایحه رو تبریک بگن . !
هی برا خودم فکر و خیال می کردم که بعد یکی دوساعتی با صدای مامان به خودم اومدم !
- عارف خوبی ؟
- آره مامان .
- چند بار صدات زدم !
- داشتم فکر می کردم .
- خیلی وقته بیرونی بیا بریم تو ... چی شدی یهو ؟
- مامان واسه رایحه خواستگار اومده !
- چی ؟
- یه زن و شوهر به همراه پسرشون با گل و شیرینی رفتن بالا !
- واقعا ؟
- آره
- شاید مهموناشون بودن یا هر چیزه دیگه .
- منم همین رو گفتم ولی مهمون گل و شیرینی میاره ؟
- چرا نیاره ؟
- خب پسره کت و شلوار می پوشه ؟
- عارف یه چیزی می گیا . بالاخره مهمونیه دیگه .
- میخوام نباشه !
- چی ؟ احياناً شما همونی نبودی که می گفتی من از رایحه بدم نیومده ؟
- مامان اگه خواستگارش باشه چی ؟
- خب طبیعیه ! واسه هر دختری خواستگار میاد .
- ولی برای اون نباید بیاد ...
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀🎀
🎀🎀🎀
🎀🎀
🎀
《عاشِقِ اِطِلاعاتی》
#پارت_سی_پنجم
- جانم ؟
- مامان کاش همون دیشب گفته بودیم و من انقدر تردید نمی کردم !
مامان چیزی نگفت که ادامه دادم ...
- اگه جوابش مثبت باشه چی ؟ وای خدا دارم دیوونه می شم !
- وا عارف چرا اینجوری می کنی ؟
- نمی دونم مامان دست خودم نیست !
- تو اول مطمئن شو اونا خواستگار بودن بعد انقدر جوش بزن بچه جان !
- حالا شما فرض کن خواستگار بودن !
- گیریم هم که بودن گفتم که واسه هر دختری خواستگار میره !
- اون موقع من دیگه می رم پسره رو پیدا می کنم و آدمش می کنم و میگم دور رایحه رو خط بکشه و از صد فرسخی اون هم رد نشه !
- دیدی بهت گفتم رایحه رو دوست داری ؟
و تو هی انکار میکردی ؟
- انکار نمی کردم فقط تردید داشتم که اونم دیگه خیالم راحت شد .
- که چی ؟
- اینکه دوسش دارم !!!
مامان با حالت مسخره ای نگاهم کرد و گفت :
- پسره رو نگاه کن . از سنت خجالت بکش یچه ! اگه ولت کنم می شینی همینجا زار می زنی .
- حالا سنم رو ببینم یا بچه ای که شما میگی ؟
- منظور رو بفهم جناب دکتر !
- من نمی دونم پسره باید دور رایحه رو خط بکشه وگرنه براش بد تموم میشه !"!"!
#ادمین_ریحانه
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
𝗝𝗼𝗶𝗻C᭄↷
ʚ˹@dokhtaran_zeynabi˼ɞ
┈┉┅━❀💘❀━┅┉┈
═✧❁🌸دخـــتران زینبی🌸❁✧┄
سلام خوشگلا ☺️
حالتون خوبه ؟ 🤗
طاعات و عباداتتون قبول حق باشه 🤲🏻
توی این شبا برای همه دعا کنین🙏🏻
اینم پارت های امروز 🪷
با یه پارت هدیه 🍀
اینم ناشناس 👇🏻👇🏻
https://abzarek.ir/service-p/msg/2622427
التماس دعا
یا علی