خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد؟
چرا اینگونه، کافرگونه، بیرحمانه، میخندی؟
#فاضلنظری
من عاشق لبخندهایت نبودم؛
آنها را همه دوست داشتند، من عاشق اندوهی شدم که پشت لبخند پنهان بود.
عاشق آن سکوت که هیچکس حوصلهی شنیدنش را نداشت، عاشق آن خستگی عمیقی که در چشمهایت لانه کرده بود.