آرزویم شاعر شدن بود.
شعر گفتن از تو، از ماه، از خیال!
اما پدر میگوید شعر آب و نان نمیشود
میگوید باید بروم دنبال سیاست
رفتم، حالا درسِ سیاست میخوانم.
اما هنوز لا به لایِ قانونها، مادهها، مجازاتها، جرمها، جنگها و همهی آن تشکیلات؛
برایت گاهی شعر میگویم.
آن روز دیدمت، در خیابان، تو طغیانگر بودی و من سرکوبگر
دستورِ شلیک داشتم، به تو
میفهمی؟ به تو
چه جنگی شده بود درونم
جنگ بینِ گلوله و قلم!
تصمیمم را گرفتم، شلیک کردم.
دقیقا دو گلوله!
یکی به سمتِ قلبِ تو
یکی به سمتِ قلبِ خویش..
ذهنت که شلوغ باشد؛
چه فرقی میکند در اقیانوس گم شوی یا در خیابانی که هر روز از آن میگذری!؟
اعتراضات اقتصادی دیماه ۱۴۰۴ ایران حاصل ۴۷ سال تحریم اتحادیه اروپا و فرانسه بود
و اعتراضات اقتصادی اکتبر ۲۰۲۶ اروپا حاصل فقط ۷ ماه تحریم توسط ایران
جالبه!
|هَمّ|
زورَت به اَشکهایم نرسید:)
اگر گریان به دیوار حرم تکیه نمیدادم
کدامین کوه طاقت داشت این حالِ پریشان را؟