eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
353 دنبال‌کننده
216 عکس
86 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از •˙٭
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•˙𝐉𝐨𝐢𝐧𐙚ִִᯓ. @DeliHA
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
•˙𝐉𝐨𝐢𝐧𐙚ִִᯓ. @DeliHAೇ
کاش یه نفر وقتی منم گریه میکردم بهم از این پیاما میداد
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مافیا به این هنرمندی دیده بودین؟😂✨
سلامممم صبحتون به قشنگی آقای صالحی 🤍✨
تازه نشر از حامیمممممممم🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳
اگـہ این چنل פּ نـבارے نصـ؋ عمرت ب باـב رـ؋ـته🤌🏻 واقعا؟مگـہ میشـہ ـ؋ـن حامیم باشے و این چنل פּ نـבاشتـہ باشه🤔😀 ولے حالا ڪ پیـבاش کرـבے بهترـہ ک از בستش نـבی😁چون בاخل چنل عکس פּ ـ؋ـیلم هایے پیـבا میشـہ ک هیچ کس نـבیـבه🤫 حالا از نظر من زوـב عضو بشے خیلے خوبـہ ک چیزایے ک בاخل چنل هست פּ از בست نـבی...🤍✨ لینک چنل:https://eitaa.com/Hamim_Salehi_1376 زود عضو چنل شو تا فراموش نشده💓
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁰ . . . « دفتر کار دانیال » ((گوشی دانیال زنگ میخوره )) دانیال : الو ؟ طاهره خانم : الو سلام دانیال جان دانیال : عهه سلام خاله خوبی؟ طاهره خانم : خوبم فداتشم ، تو خوبی؟ دانیال : قربونت خوبم چه خبراااا؟ آهو خوبه ؟ (( به تو چه ؟ فوضول 😒🌚)) طاهره خانم : خبری نیست خاله ، آهو هم خوبه رفته سرکار ، تو چه خبر ؟ دانیال: خبری نی . مشغولم . درگیر پرونده و اینا .. طاهره خانم: آهاا خوبه پس مراقب خودت باش دانیال : چشم خاله نگران نباش طاهره خانم : دانیال ، زنگ زدم ببینم امشب وقت داری ؟ دانیال : برای چی خاله ؟ طاهره خانم : میخواستم با مامانت شام بیاین اینجا دانیال : به به ! به چه مناسبتی 😋 ؟ طاهره خانم: وااا دانیال مگه شام خوردن خونه ی من مناسبت میخواد ! حالا میاین؟ دانیال : بعلههه چرا نیام! اتفاقا انقد دلم برای دستپختت تنگ شده 😋 طاهره خانم: خب حالااا نمی‌خواد چاپلوسی کنی ، بیا منتظرتونم دانیال : به روی چشم 🫡 طاهره خانم : خدافظ دانیال : خدافظ . . . « خونه حامی » آرمین : حامی ، یه کافه پیدا کردم ، عالی و شیک درجه یک 🤌🏻 حامی : کجاس؟ آرمین : زعفرونیه حامی : از کجا پیداش کردی آرمین: ظهر که رفتم بیرون رفتم اون حدودا داشتم بر می‌گشتم خونه چشمم افتاد بهش به نظرم خوب اومد حامی : اوکیه ، فردا یه قرار با متین بزار اونجا، آدرس بده، بهش بگو اونایی که سفارش داده بودی آماده اس فردا بیاد پولشو بده تحویل بگیره . « نویسنده: متین هم یه قاچاقچیه » حامی : ح اسم کافه هه چی بود؟ آرمین: سیاه سفید . حامی : هاا سیاه سفید ، یادمه نازنین دوست داشت یبار بریم اونجا ... راستی به متین بگو تنها بیاد سر قرار حواسشم جمع کنه آرمین: باشه « حامی می‌ره » آرمین: هعی اینم بیچاره فکر این دختر داره دیوونش می‌کنه .. ادآمه دآرد.