eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
334 دنبال‌کننده
218 عکس
92 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁵ . . . « صبح ، خونه حامی » (( آرمین از خواب بیدار شد ، رفت داخل سالن ولی انگار هیچکس خونه نبود)) آرمین: حاممیییی؟ (( هیچکس جواب نمیده ، آرمین نگاهش میوفته به کاغذی که روی میز غذاخوریه )) نوشته روی کاغذ : -------------------------------------- رفتم بیرون ، زود برمیگردم . تا میام یه خبر از بچه ها بگیر ببین رسیدن یا نه حامی -------------------------------------- آرمین: هعییی دوباره این بی خبر از خونه زد بیرون ... . . . «حامی » (( از ماشین پیاده میشه و جلوی کافه وایمیسه ، از خونه که زد بود بیرون تصمیم گرفته بود بیاد و اینجا و یبار دیگه اون دخترو ببینه ، ولی الان دودل شده بود )) حامی : آخه برم چی بهش بگم ؟ برم بگم من نجاتش دادم ؟ فوقش یه تشکر بکنه . بعدش چی ؟ نمیشه که هر دفعه به این بهونه برم ببینمش ، اونوقت با خودش فکر بد می‌کنه . (( می‌ره سمت ماشین که برگرده خونه ، ولی...)) حامی : ولی نه ! این دفعه کنار نمی‌کشم ، خواست چیزی بگه ، فوقش میگم ازش خوشم میاد . (( می‌ره سمت در کافه و می‌ره داخل ، می‌ره سمت همون میزی که دیروز نشسته بود و میشینه )) . . . ((‌ آهو که میاد ببینه مشتری اومده یا نه ، میبینه همون پسر دیروزی بازم اومده )) آهو : وااا ، باز این اومد 😒 بهار : کیی؟ + همین پسره - کو ببینم ... - حاجی بخدااا این از تو خوشش اومده 😂 + بیخود 😒 - حاجی من دیروز دقت نکردم ،ولی حالا که خوب میبینم عجب دافیههه 😮‍💨 + خاک بر سرتتت😂😒 - برو ، برو سفارششو بگیر ببین چی لازم داره 😂 + هعی ، خیله خب باشه . . . . (( حامی سرگرم گوشیشه )) آهو : سلام ، خیلی خوش اومدین 😒 حامی : س سلام ممنون + خب ،چی میل دارین ؟ - قهوه با کیک +چیز دیگه لازم ندارین؟ - نه ممنون ((آهو میخواد بره که ...)) - ببخشید ؟ + بله ؟ - میشه یه دقیقه وقتتون رو بگیرم؟ + بفرمایین . - میخواستم درباره یچزی باهاتون حرف بزنم + میشنوم... - اوممم راستش من + ببینید آقای محترم ، اگر می‌خواین درباره درخواست دوستی و... اینا حرف بزنید که من مخالفم گفتم همین الان جوابتون رو بدم (( نویسنده: خب حالااا بزار بدبخت حرفشو بزنه شاید خواست یچیز دیگه بگه 😒)) - نه نه ، درباره اون چیزا نیست + پس چی ؟ - منو یادتون نمیاد ؟ + شما همون آقایی هستین که دیروزم اومده بودین - نننهه به غیر از اون! + خیر شما رو یادم نمیاد ... - اون شب رو چی ؟ اون شبی که سه نفر میخواستن بدزدنتون ؟ (( آهو یکم گیج میشه )) + شما اون شب رو از کجا میدونین؟ - آخه من همون کسیم که اون شب... ادآمه دآرد.
هدایت شده از 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺.𝗺𝗼𝗼𝗻