eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
312 دنبال‌کننده
193 عکس
63 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ²¹ . . . « عصر ، خونه حامی» آرمین : حامی ؟ حامی :بله؟ - میگما این پسره بود ، متین + خوو - زنگ زد ، دعوتمون کرد مهمونی واسه شب + خب ؟ - هیچی ، میای بریم ؟ + نه من حوصله ندارم ، مهمونیای این متینم پر دخی مخیه هی خودشون رو میچسبونن به آدم ، بدم میاد (( نویسنده: بچم با حیاس😂😌)) - پوفف، اوکی. (( حامی یه نگاهی به آرمین میندازه)) + من مشکلی ندارم ، اگه میخوای بری برو من خونه میمونم . - نه باباا ، نمی‌خواد نمیرم ، اصن بدون تو که خوش نمی‌گذره . + آرمین ، من تورو نشناسم باید برم بمیرم ، برو اشکال نداره من میمونم خونه - مطمئنی ؟ + آره برو ... - باشه پس من میرم . + باشه ، به سلامت ، فقط حواستونو جمع کنین - باشه ، خدافظ + خدافظ (( آرمین از خونه بیرون ، حامی با خودش فکر می‌کنه الان بهترین موقع اس که بره یه سر به کافه آهو بزنه )) حامی : امشب که آرمین نیس برم بهتره ،چون بعدش که اومدم نیس که هی سوال پیچم کنه کجا بودی و اینا ... منتظر یه همچین فرصتی بودم که برم دوباره اون دختره رو ببینم، کاش جرعتشو داشتم همین امشب بهش میگفتم احساسمو ... . . . « کافه » (( حامی وارد کافه میشه ، یه نگاهی به اطراف می‌کنه ، کافه خلوته ، نگران میشه )) حامی : نکنه دختره شیفتش تموم شده؟ (( میخواد برگرده که ...)) آهو : عهههه سلام ، خیلی خوش اومدین + عه سلام ، ببخشید من دوباره مزاحم میشم - نه بابا این چه حرفیه مراحمین + اومدم شاممو اینجا بخورم . - بعله خیلی خوش اومدین (( آهو ، حامی رو به سمت یکی از میز ها می‌بره )) - خب امشب چی میل دارین؟ + اممم شما واسه شام چی پیشنهاد میکنید ؟ - خب گزینه زیاد هست ، ولی من ساندویچ هامون رو پیشنهاد میدم که خیلی خوشمزن + خب پس اونی که میدونین از همه خوشمزه تره رو برام بیارن 😊 - چشم ، الان واستون میارم ، نوشیدنی کنارش چی میخورین؟ + اونم به سلیقه خودتون. - آهو « با خنده » : چشم 🫡 (( آهو میخواد بره که...)) + فقط یچیزی ...؟ - بله ؟ + من، من اسم شمارو هنوز نمی‌دونم ... (( نویسنده: به به 😂 )) - عهه 😊 من آهو ام + آهو ؟ چه اسم قشنگی... - ممنون ، لطف دارین 😊 شما چی؟ + من چی؟😳 - شما اسمتون چیه ؟😒 + عااا ، من ارتینم ... - خیلی خوشبختم 😊 + همچنین (( آهو می‌ره )) حامی : آهو ، چه قشنگ ... کاش اون شکارچی که تو گیرش میوفتی من باشم ... ادآمه دآرد.
اینم از پارتی که میخواستین ❤️
در ضمن قربونتون برم که کویر نکردین عاشقتونم به پیشنهاداتون هم عمل میکنم ❤️🤍 ممنون که هوامو دارین. 💅🏻🍓
توی ناشناس هم میتونین نظراتتون رو بگین 💅🏻
دلم میخواد خودمو از دستت بکشم چرا اینقدر پارت هات کمه توروخدا بیشترش کن قبلا در حدی بود که خسته میشدم از خوندنشون و الان کمتر از یک دقیقه خوندمش بخدا 🖤🩸 الی: ببخشید قربونت برم 🥺 می‌دونم کم بود قبول دارم فردا بیشترش میکنم امشبم یکم خسته بودم ایده به ذهنم نمیومد ولی فردا پارت واستون دارم استثنایی ❤️🍓
طولانی ترش کن من دارم دق میکنم 🖤🩸 الی : وااییی چشممم😂❤️
صبحتون به قشنگی ایشون 💅🏻🫂
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ²² . . . (( آهو ساندویچ حامی رو میاره )) + بفرمایین ، اینم ساندویچ رست بیف مخصوص با موهیتو خدمت شما - خیلی ممنون، زحمت کشیدین ☺️ + نه بابا چه زحمتی ، نوش جونتون 😊 (( آهو می‌ره ، حامی مشغول خوردن غذاش بود ،چند دقیقه بعد دوتا پسر جوون وارد کافه میشن و روی میزی که پشت سر حامی بود میشینن ، آهو برای گرفتن سفارششون میاد )) آهو : سلام خیلی خوش اومدین ، بفرمایین پسر¹ : هرچی دوستم گفت منم همینو میخوام (( آهو به اون یکی نگاه می‌کنه )) پسر² : عاممم دوتا پیتزا با دوتا نوشابه و شماره ات... + بله ؟ - مگه نمی‌شنوی ؟ دوتا پیتزا ،دوتا نوشابه و شمارت ... + آقای محترم خواهشاً مودب باشین . - اوه اوه چه لفظ قلم ... ببین ، شمارتو بده و با من اوکی باش ، فردا صبح کل این کافه رو به نامت میکنم + من لازم ندارم شما چیزی رو به نامم کنین ، الآنم اگه چیزی نمیخواین بفرمایین بیرون . (( آهو میخواد بره که ، پسره مچ دستشو میگیره )) + به من دست نزننن ، عوضیی - دوست دارم .. (( حامی از جاش بلند میشه ، آهو رو پشتش قایم می‌کنه و زل میزنه به پسره )) حامی : کتک چی ؟ دوست داری؟ - تو دیگه کی ؟ برو اونور بابااا + گو*ه اضافی نخور ، کی به تو اجازه داده به دختر مردم دست بزنی ؟ ها؟ - تو رو سننه آخه 😒 دوست دارم دست بزنم ، چیکارشی؟ + نامزدش ، دوست پس‍*رش ، زی‍*دش ، اصن هرچی ... جواب منو بده میگم کی به تو اجازه داده بهش دست بزنی ؟ ((نویسنده: ایشون همه کارس کلا 😁)) - خودم ، جوابتو گرفتی ؟ بزن به چاک ... + عههه نه باباااا ، اون وقت یه سوال ؟ خودت کی باشی؟ - بچه ننم ، بکش کنار میگم ... +اونوقت اگه نکشم کنار ،چه غل‍*طی می‌کنی ؟ - ببین ، من اعصاب مصاب ندارماااا ، یکاری نکن یجوری بزنمت جن‍*ازتو از این جا جمع کنن +عههه نه بابااا ،پس از این حرفام بلدی ! رو کن ببینم چی بارته ... (( پسره مشتشو میاره بالا که بزنه ، حامی مچ دستشو میگیره و جوری میپیچونه که اشک تو چشمای پسره جمع میشه ... )) - آییی آییی ولم کننن دستم شیکست +درد داره ؟ واسه حرف زدن که خوب لاتی و بلدی خط و نشون بکشی . - غلط کردم بابا ول کن آییی + آهااا همینو میخواستممم ، یبار دیگه بگو . - غلط کردمممم + نشنیدم صداتو بلند تررر - بابااا غلط کردم ول کننن (( حامی پسر رو میچرخونه سمت آهو )) + از خانم عذر خواهی کن - ای بابااا ول کن دیگه دنبال چییی + گفتمم عذرخواهی کنننن ((‌ دستشو بیشتر می پیچونه )) - آیییی باشه ببخشید خانم + بلند تررر - ببخشیدددد (( آهو چشمشو از پسره میگیره و زل میزنه به حامی )) آهو : باشه بخشیدمش ، حالا میشه ولش کنین ، فک کنم بسشه... (( حامی پسره رو ول می‌کنه ، پسره دستشو آروم مالش میده و به همراه دوستش که از اول ترسیده بود به خودش از کافه میرن بیرون )) ادآمه دآرد.