🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ²⁴ . . .
«کافه»
((حامی دم صندوق وایمیسه میخواد آهو رو صدا بزنه که آهو خودش میاد بیرون))
حامی:ببخشید ؟
آهو : بله؟ بفرمایین؟
+میخواستم حساب کنم
-آها بله ☺️
+خب، چقدر شد؟
- عهههه سرجمع ۴۵۰ هزار تومن ،قابلتون رو نداره
+ بفرمایید ((کارتشو میده به آهو))
- رمزتون
+ ۱۳۷۶
-بسیار خوب ,بفرمایین مرسی که تشریف آوردین😊
+بازم تشریف بیارم؟
-بله ؟
+بازم تشریف بیارم؟
- بله حتما چرا که نه؟☺️
+ چشم 🫡 راستی ساندویچی که برام آورده بودین محشر بود ، همچنین موهیتو کنارش .
-خوشحالم که خوشتون اومده ،من خودم این ساندویچ رو خیلی دوست دارم 😊
+آها خوب من دیگه مزاحمتون نمیشم
-نه بابا چه مزاحمتی ،خدانگهدار.
+خدانگهدار
. . .
« بهشت زهرا ، قبر نازنین »
((حامی شاخه گلی رو که برای نازنین خریده بود و میزاره روی قبرش))
+سلام قشنگم خوبی؟
+ خوب منو ول کردی و رفتیااا و دیگم سراغم نیومدی
حتی دیگه تو خوابمم نمیای...
+میدونستی حامیت دوباره عاشق شده؟
((دست میکشه روی عکس نازنین روی قبر و خاکشو پاک میکنه ))
+ فکر نکنی تو رو فراموشت میکنمااا فکر نکنی من بهت خیانت میکنم...
+نه ! هیچکس جای تو رو تو دل من نمیگیره جا تو دل من محفوظه ولی...
+اصلاً نمیدونم یهو چی شد خودمم نفهمیدم چه جوری عاشقش شدم.. وقتی به خودم اومدم که دیدم هر موقع نگاش میکنم قلبم میلرزه...
+اون از خیلی لحاظ شبیه توئه مثل تو مهربونه مثل تو خوش اخلاقه و
مظلومیتشم مثل توئه
+نمیدونم، شاید چون شبیه تو بود عاشقش شدم...
+تو چی؟ تو فکر میکنی اون منو دوست داره؟ فکر میکنی منو به عنوان کسی که همیشه کنارش باشه قبول میکنه؟
+خودم زیاد امیدی ندارم ولی خب تلاشمو میکنم...
+اینجور که فهمیدم چشم خیلیا روشه ولی خب من نمیذارم اون مال کس دیگهای بشه
((گوشیشو از جیبش در میاره))
+راستی! میدونستی قاتلتو پیدا کردم؟
((عکس دانیال و رو به قبر میگیره))
+نگاش کن ، این همون کسیه که گلوله رو تو قلب تو خالی کرد ولی اون فقط به قلب تو گلوله نزد، به قلب منم زد من تا انتقام تو رو ازش نگیرم آروم نمیگیرم
+میدونم اگه الان خودت بودی جلومو میگرفتی میگفتی ارزششو نداره ولی الان تو نیستی که کسی جلومو بگیره...
+دلم خیلی واست تنگ شده...
((قبررو بغل میکنه))
+کاش الان کنارم بودی ،از وقتی رفتی زندگی خیلی سخت شده...
+حالا فکر نکنی اگه رفتن سراغ اون دختر دیگه از فکرت میام بیرونا، نه تو همیشه تو قلب و ذهن من جا داری....
+خب من دیگه باید برم الان آرمین میاد خونه و میبینه که من نیستم نگرانم میشه
+خداحافظ عزیزکم
ادآمه دآرد.
ببخشید قشنگام من تا جمعه اون هفته نیستم و پارت نمیدم بخاطر آزمون ورودی چون این هفته آخره و خیلی درسا سنگینه 🩸✨
ازتون میخوام لف ندین بعد جمعه میام و پر قدرت چند تا پارت میدم پس لطفاااا لف ندید❤️🍓
دوستون دارم 💞
،