ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
چنلت رو چک نکردم ، بد موقع بود پاک کن 🙂
پایان ناشناس
شلوغ نبود ولی مرسی کویر نکردین ❤️
هدایت شده از رِفـْیـْقِخُــدٰا:)
درود
ایتا کل چنلارو داره اداره میکنه و همه رو زیر نظر داره ایتا فن با ۵۹ هزار نفر گفت کد فیل،،تری فقط چند تا عدده
خودش گه بیکار نیست علاف گزارش های مردم شه خودش همرو در نظر داره
ایتا داره همه ی چنلا رو پاکوفیلت،،،ر میکنه و اکانت ها رو بیشترمورد بررسی قرار میده‼️
پس اینو همجا فور کنید تا بفهمن و کانالاشونو نجات بدن‼️
دیروز ۱۶ تا چنل فی،،ل شده امروزم کلی دیگه
کانالاتونوامن کنید پروفایلش رو سیاه کنید اسمشو عوض کنید
#فورنیی
🚨 یه گروه خفن جدید 👀🔥
sunflower🌻
اینجا فقط میای بخندی 😂
حرف زدن آزاد، دیوونهبازی مجاز 😎🔥
❌ ساکتها اینجا دوام نمیارن
😏 فقط پایهها بیان
👉 اگه دنبال یه جمع باحال و فانـی، بیا تو 👀🤍
https://eitaa.com/joinchat/2456946330Cc2777549cc
اگه نیای الهی نارنگی شی🍊
اگه بیای بلوبری🫐🐾
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🚨 یه گروه خفن جدید 👀🔥 sunflower🌻 اینجا فقط میای بخندی 😂 حرف زدن آزاد، دیوونهبازی مجاز 😎🔥 ❌ ساکته
قشنگا ریپ شدم چیزی خواستین بگین یا ناشناس یا توی گپ بگین
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ²⁶ . . .
«ساعت ۰۰:۰۰ شب ، کافه »
)(آهو میاد که میز هارو تمیز کنه و کافه رو تعطیل کنن ، اول میره سمت میز حامی .
درحال تمیز کردن میزه که یه کاغذ رو میز توجهشو جلب میکنه .))
آهو : این چیه دیگه ؟
(( بازش میکنه، داخل یه یادداشته))
نوشته روی کاغذ
---------------------------------------
تو کیستی ؟
که من اینگونه در رویاهای خویش ، با تو درنگ میکنم ...◡⃝A
---------------------------------------
((آهو با دیدن نوشته روی کاغذ تعجب میکنه ))
آهو : اینو کی گذاشته اونجا ؟
((غرق در فکر بود که یهو بهار پشت سرش ظاهر میشه ))
بهار : آهو پس چرا خشکت زده زود کارتو بکن بریم
(( چشمش میوفته به کاغذی که توی دست آهو بود ))
+ این چیه دیگه ؟
((کاغذو میقاپه و نوشته رو میخونه ))
+ اوووو اینو کی نوشته ؟
- نمیدونم اومدم میزو پاک کنم این روش بود
+ اول اسم تورو نوشته آخرش
- کووو؟
+ اینا ها (( به A آخر نوشته اشاره میکنه ))
- شاید اول اسم کسیه که نوشته تو از کجا میدونی برا منه 😒
(( بهار به صندلی یه نگاهی میندازه ))
+ وایسا ببینم ، این همون صندلیه نیس که اون پسره روش نشسته بود؟ نکنه اون یادداشتو گذاشته ؟ آهو من نگفتم این پسره از تو خوشش میاد 😁
- برو باباااا توام از کجا میدونی واسه منع شاید از جیبش افتاده شاید اصن برای من نیس بعدشم اون اول اسم خودش A هست اونی ام که آخر یادداشت گذاشته اول اسم خودشه
+ باشه آهو خانم ، اصن یه سوال این یادداشته صاففف از جیبش افتاده جایی که دم دست تو باشه و تو ببینیش؟
بعدشم ، این پسره از همون روز اول پاشو گذاشت تو کافه پیدا بود از تو خوشش اومده ، از نگاهاش حرفاش طرز رفتارش با تو همه چی پیدا بود
-بیخیال بابا ، حالا طرف شاید یه یادداشت اشتباهی گذاشته تو انقد واسه اش داستان میبافی و واسه خودت داستان میبافی
+ باشه حالا من هی هرچی میگم تو حرف خودتو میزنی 😒
((بهار میره و آهو دوباره به دست خط حامی خیره میشه ، اون حرفای روی کاغذ جوری به قلبش نفوذ کرده بود که هربار که از اول میخوند تپش قلبش بالا میرفت ))
آهو : بهار راست میگه ، این پسر از همون اول که اومد پیدا بود یه حسی نسبت به من داره ، کاراش، لبخنداش ، رفتاراش ، اینکه با دیدن هرکسی که مزاحم من میشه خشن میشه ولی با لطیف ترین لحن ممکن با خودم حرف میزنه عجیبه ...
(( یه بار دیگه یادداشتو میخونه ))
+ خیلی دوست دارم حرفای بهارو درباره اینکه منو دوست داره باور کنم ، ولی فک نمیکنم پسری مثل اون عاشق یه دختری مثل من بشه
(( نویسنده: کجاشو دیدی آهو خانم 😌))
ادآمه دآرد.