715.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمل به قول داریم خوشگلا ✨
این فیلم حامیمو دیدی داره مار رو ناز میکنه 😂🐍
اگه ۳۱۰ تایی بشیم میزارم
چنلم
https://eitaa.com/Hamim16
الی جون امشب 3 پارت بزار قبل از اینکه کارتون خواب شم رمان تموم شه 😂
🖤🩸
الی : کارتون خواب واسه چی ؟😂
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ³³ . . .
(( آهو تمام نامه رو با صدای بلند برای بهار میخونه ، وقتی نامه تموم میشه هردو ساکت میشن و به فکر فرو میرن
بالاخره بعد از چند دقیقه...))
بهار : عجببببب.
آهو :…
+ آهو ؟
آهو : …
+ هوییی ، آهو ؟ « با دستش محکم به آهو میزنه»
- ها ؟ چیه ؟
+ کجایی ؟ سه بار صدات کردم!
- آها ، داشتم فکر میکردم …
+ به چی؟
- به این نامه ، به آرتین ، به حسی که بهم داره ، به خودم ، به همه چی …
+ خب ؟ نتیجه ؟
- نتیجه چی ؟
+ نتیجه فکر کردنت 😂
- هیچی … هنوز هیچی…
+ اوکی .
« چند دقیقه سکوت »
- بهار ؟
+ جونم ؟
- یچیزی بگم ؟
+ بگو .
- من یه حسی دارم .
+ چه حسی ؟😀
- نمیدونم ، عجیبه ، ولی ، حس میکنم دوسش دارم .
+ چییی؟
- گفتم که ،عجیبه ولی ...
+ واقعا ؟
- آره ، خیلی ، اصن خودمم نمیدونم چجوری ، ولی بهار ، رفتاراش ، کارایی که میکنه رو دوست دارم ، من تاحالا به غیر از مامانم کسی رو نداشتم انقد مواظبم باشه و حواسش بهم باشه
ولی اون هست ، اون انگار من براش مهمم ،انگار اهمیت دارم براش
اون حتی با دانیال هم فرق داره ، منو وادار به اینکه دوستش داشته باشم نکرده و بهم حق انتخاب داده ، این خیلی برام قشنگه
+ خب ؟ دیگه چی شیطون 😂
- عهههه ، جدی دارم حرف میزنم 😒
+ باشه ، بگو .
- بهار ، نمیدونم چرا ، ولی ، ولی وقتی بهم نگاه میکنه ، چشماش برق قشنگی داره ، آدم دلش میخواد تا صبح بشینه نگاش کنه ، میدونی وقتی نگاهم میکنه انگار داره با نگاهش بهم میفهمونه " من هستم ، حواسم بهت هست من مواظبتم ". و این خیلی واسم قشنگه ، بهار ، من ، من خیلی وقته دلمو بهش باختم ولی نمیخواستم اینو قبول کنم ، نمیدونم اصن چجوری ،ولی دوست دارم یه پسری مثل اون کنارم باشه
اون روز که توی کافه بخاطر من جلوی اون پسرا رو گرفت خیلی خوشحال شدم ، میدونی دوست داشتم تا ابد تو کافه بشینه و پیشم باشه ، چون فهمیدم واسه اولین بار یکی حاضره بخاطر من از خودش بگذره
- اییی جانممم ، قربونت برمممم مننن
حالا میخوای جواب مثبت بدی ؟
+ الان نه ، چون فک میکنه هولم و منتظر بودم ، ولی آخرش بهش بله رو میگم
- آها ، به نظرم منم اوکیه
+ خب ، راه بیوفت بریم ، مامانم نگران میشه .
- راستی آهو به مامانت و اینا چی میگی
+ فعلا نمیدونم، اصن بزار ببینیم ما اوکی میشیم بعد خودم یه جوابی واسشون پیدا میکنم ..
- اوکی
(( بهار ماشین و روشن میکنه ...)))
. . .
« دم خونه آهو »
آهو : خب بهار جونم ، کاری نداری ؟
بهار : نه قربونت برم ، حواست باشه مامانت نامه رو نبینه .
+ باشه حواسم هست ، برم دیگه ؟
- برو ، خودافض.😂
+ خودافض 😂
(( آهو پیاده میشه ، بهار میره ، آهو تا نصف کوچه رفته که یه نفر از پشت سر صداش میکنه …))
حامی : آهو خانم ؟
ادآمه دآرد.
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ³³ . . . (( آهو تمام نامه رو با صدای بلن
عااااا
عالییی
فوق العاده🤍
عالی بود ولی ترو خدا جون من اخرشو نرین
ببین اگه اخرشو خراب کنی میام خرابت میکنم حالا خود دانی ولی بدون که اگه اخرشو خراب کنی اتفاق خیلی بدی میوفته ها
غلط کردم ببخشید معذرت میخوام ترو جده ی سادات اخرشو خراب نکن
باشه قشنگم؟
🖤🩸
الی : نچچچچ من یزیدم 😂😂
ولی خب باشه زیاد خراب نمیکنم 😂
توروخدا پارت و بزاررررررر
من میام میزنمیتا
کتک دوست داری؟
میاما
🖤🩸
الی : نه من غلط کنم کتک دوست داشته باشم چشم 😂