eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
357 دنبال‌کننده
204 عکس
77 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام چشمای قشنگش👀 چنلی با وایب آقای صالحی🫀 قلبمو پس به من بده بزار فراموشت کنم... من برای تو فیلمو عکس از حامیم میزارم🌚🪐 پس توهم فیلمو عکسارو بخاطر من ببین و لطفا از کانالم نرو، خب؟ دوست دارمم بهت خوشبگذره💝🎀 قصرمون: https://eitaa.com/hamimmahtab
عالییییییییییییی بوددددددد ذوق زده شدمممممممممممم عاشقتونممممممممممم ممنون ولی اگه تا یه ساعت دیگه یه پارت دیگه ندی لف میدم ترو خدا بدههه 🖤🩸 الی : چشم الان یه پارت استثنایی داریم ❤️
فیسو ببین یا خدا حاجی قدو ولش فیسو ولش تیپو ببین یاخداااا بگو باری کلا به این... بقیه اش رو نفر بعد بگه🫵🏻🫠 🖤🩸 الی : ناز و اداش باریکلا به این قد و بالاش 😂
https://eitaa.com/Hamim16/4779 من میخرم واست🥺🥺 🖤🩸 الی : فداتشم قربونت بشم 🤍🌀
https://eitaa.com/Hamim16/4790 فیسو ببین یاخداااا حاجی قد و ولش فیسو ولش تیپو ببین یا خداااا😩🤏🏻 🖤🩸 الی : بعله 😂
حاجی فیس و ببین یا خدا بقیشو تو بگو بعد من میکم 🖤🩸 الی : حاجی قد و ولش فیسو ولش بگو بقیع شو 😂
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ⁴⁶. . . «خونه حامی » ((حامی وارد خانه می‌شود و وقتی وارد سالن خانه می‌شود آرمین را میبیند که روی یکی از مبل ها نشسته و‌ در حال انگلیسی حرف زدن با یک نفر در پشت تلفن است، آرمین وقتی حامی را میبیند با اشاره به او سلام می‌کند و حامی جوابش را میدهد ، سپس با اشاره از او می‌پرسید که به کی حرف می‌زند و با ارمین با اشاره می‌گوید "آدریانو " حامی اوکی می‌دهد و منتظر می‌ماند تا تماس تمام شود ، آرمین بعد از چند دقیقه حرف زدن خداحافظی می‌کند و تماس را قطع می‌کند )) حامی: چی می‌گفت ؟ آرمین : هیچی بابا ! می‌گفت از این به بعد مو*اد که سفارش میده باید از راه زمینی براش ببریم +واسه چی ؟ -میگه مثل اینکه پلیس بهشون شک کرده و بندر و اینا رو امنیتی کرده میگه نمیتونم ریسک کنم و جنسارو اونجا تحویل بگیرم + عجباااا ،اینکه خیلی ادعا داشت که من فلانم و اون منطقه دسته و فلان پلیس زیر دستمه ، پس معلوم هست چه غل‍*طی می‌کنه ؟ - من چمیدونم ، فعلا که اینطوری میگه! +خب میگفتی خبر مرگش وایسا رو بخره ، چمیدونم از همون ترفند هایی که خودش بلده رو باهاش پلیسا رو خر کنه ، رشوه بده یا هر کاری ... -گفتم بابا ! میگه اون پلیسی که بهش رشوه می‌داده‌ رو به جرم همکاری با قاچاقچی ها و گرفتن رشوه دستگیرش کردن و الان پلیسی که جاش اومده دیگه رشوه و اینا قبول نمیکنه ! + اَههه ، مرت‍*یکه خ‍*ر آخرش سر هممون رو به باد میده - چی بگم والااا ((حامی کمی سکوت می‌کند و زیر لب به آدریانو فحش میدهد ، آرمین تصمیم می‌گیرد خبری را که میداند به حامی بگوید ، تا شاید کمی حالش خوب شود )) - راستی حامی ! + چیه ؟ -اون سرگرد نیک زاد بود ... + خب ! ((آرمین چند تا عکس از دانیال روبه‌روی حامی می‌چیند )) -بچها ها آمارشو درآوردن ، ببین ! ساعت ۲بعد از ظهر که از کلانتری میاد بیرون بره خونه ، بهترین موقعس واسه خلاص کردنش ، چون اون موقع هم خلوته اون دور و برا ، هم چون تنهاس راحت خلاصش می‌کنیم ! ((حامی با اشتیاق به عکس ها نگاه می‌کند ، و با دیدن چهره دانیال یاد صحنه کشته شدن نازنین می‌افتد )) . . .