هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه ¦ ³سـاعت بمونـہ ֢
● - - - - - - - •🍓🍷•- - - - - - - - ●
#قیــــٰام
#پـٰارت_1
. خوشگل من کیه؟!
پر چادر رنگی ام رو جلوتر کشیدم و نازی به چشم و ابروم دادم .
قیام دست های سیاهش رو به پیشونی اش کشید و قهقه ای به هوا داد.
نگاهم به خط روی پیشونی اش بود که چشمکی زد و گفت : آتنا ؟ کرکره رو پایین بدم؟
مِن مِنی کردم و گفتم : من برم دیگه داداشام ممکنه از اینجا رد بشن من رو ببینن .
اشاره ی به ظرف آش کردم و ادامه دادم ؛ حتما بخوری ؛ نذری بود واست یکی کِش رفتم .
_ دمت گرم خانم خانما .
چجوری میتونم جبران کنم!؟
قدمی به عقب گذاشتم..
https://eitaa.com/joinchat/1924335205C886e4baa0f
پارت اول رو بخون عاشقش میشی🤎🍃
۳ رمان کامل شده هم داریم که با ژانر های مختلفه🥰💯
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه ¦ ³سـاعت بمونـہ ֢
عاشقش بودم و با شوق و هیجان سر سفره عقد نشستم .
روز بعد عقدمون دختری رو دیدم که ادعا کرد زندگیش رو گرفتم و به زودی مجبورم...❤️🩹👇🔥
https://eitaa.com/joinchat/1924335205C886e4baa0f
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
+ اشتباهی پیش اومده و اسم من رفته تو شناسنامه شما!
اخمی بین پیشونیش نشوند
- یعنی الان زن منی؟
حرصی سری تکون دادم
+ ظاهراً بله ، باید بریم محضر تا شناسنامه هارو درست کنیم و طلاقم بدی!
لبخند خبیثی رو لبش نشوند
- ولی من قصد ندارم زنم رو طلاق بدم.. حالا که این اتفاق افتاده چرا منکرش بشیم؟
با تعجب نگاهش کردم که یهو ..😋📵🔥
https://eitaa.com/joinchat/2915239540Ce9b0f73341
https://eitaa.com/joinchat/2915239540Ce9b0f73341
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه ¦ ³سـاعت بمونـہ ֢
من اتنام ، همه میگن اتنا دختری که عاشق پسر عموش شد ولی پسر عمو چه عرض کنم یه آدم خنگ که اصلا احساس نداشت ، یه روز که پدرم ازم خواست بعد پنج سال عقدمون هر طوری باید براش وارث بیاریم منم تصمیم گرفتم که ...🤣❌🔥
https://eitaa.com/joinchat/1924335205C886e4baa0f
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه ¦ ³سـاعت بمونـہ ֢
+ اتنا الان چیکار کنیم خیلی خیط نیست بریم بگیم ما ۹ ماه فرستادید مسافرت بچه دار بشیم ولی دریغ از یه بچه !؟
- اممم پس بیا بریم بچه بدزدیم بگیم بچه ماست
با شنیدن حرفش پوزخندی زدم که یهو با صدای بچه ...🤣❌🔥
https://eitaa.com/joinchat/1924335205C886e4baa0f