خوب خوشگلام من دوستم یه پارت رمان نوشته گفت بزارم اینجا بخونید نظر بدید حتما پیویم
@zahra1390_za
Part 1🤍
با رخت سفیدی گه تنم بود کشون کشون کشندونم توی زیرزمین انداختنم تو زیر
زمین اشکام بی اختیار میرخت معلوم نبود
این لباس عروسی بود یا کفن داشتم
همین طور عین ابر بهار گریه میکردم که مامان حامی (لیلا خانم ) در زیر زمین باز
کرد اومد روبروم وایساد با توانش توفی
توی صورتم زد گفت حامی هیچوقت با تو سر عشق و عاشقی ازدواج نکرد
تو اینجا خونبسی باید کار کنی حامیم هر استفاده ای بخواد ازت میکنه
تو هیچ وقت نمیتونی جای توران بگیری
و درو پشت سرش بست رفت .........
ترانه همینطور که داشت زیپ لباسم باز میکرد میگفت توران زن قبلی اربابه ک هیهو شدت گریه ام بیشتر شد و گفتم حامی قبل من یعین زن داشته
ترانه یه دونه محکم رو دستش گفت دختر اسمش اون طوری صدا نزن
اینجا اسم ارباب و صدا بزنی تیکه بزرگت بغل گوشته
گریه ام نکن خودت که میدونی حامی برای چی باهات ازدواج کرده برای اینکه داداش تو قاتل خواهر ارباب
تو ام یه خونبسی .
شب شده بود هنوز توی اون زیر زمین بودم میترسیدم
که صدای قدمای یکی شنیدم در باز شد و حامی اومد تو اخم غلیظی رو صورتش بود
اومد بالا سرم
دستش خواست بیاره طرف موهام که داد زدم تورو به جون هر کسی که دوست داری
کاری نداشته باش
بزار من برم تورو به ارواح خاک همون خواهرت که یهو با کاری که کرد صورتم حس نکردم......
متتظر نظراتتون هستم @zahra1390_za
.
Part 1🤍 با رخت سفیدی گه تنم بود کشون کشون کشندونم توی زیرزمین انداختنم تو زیر زمین اشکام بی اختیار
خوب خوب خوشگلای من انگار خیلی خوشتون اومده بود از این من یه پارت دیگه مینویسم براتون میفرستماااا🤍✨
.
همسایه فور ببینم برکنار مگه قرارمون روزی ۴فور نبود؟ جبران شد اعتراض نکنید
من کلا 2 تا فور زدم قشنگم🎀
خوب خوب خوشگلای من همون طور که میدونید 1404/3/9 یه سال میگذره دقیقا از روز تصادف حامی
ادیتای خوشگلتون رو برای این روز بفرستید پیوی من همه رو تو کانال میزارم.و استوری میکنم و حامیم تگ میکنم که ایشالله ادیتاتون ببینه
ایدیم @zahra1390_za