توی قسمت تو خشک میشی پیش من یکی از گلدونا شکست بعد حامیم گفت چه لحظه احساسی ساخته شد و بعد گلارو داد به دختر و پسر کوچیکی
دختر رو بغل کرد بردش رو صحنه بهش گفت باهم بخونیم ولی بلد نبود گفت مامانش بیا بببرش الان چشمش میزنن
یادم رفت بگم وسطاش باتو رو هم خوند و به ماه کامل هم اشاره کرد و گفت توی شیراااااااز(بجای توی تهران)
بعدش به اصرار زیاد من و دوستم و مردم عشقشو داری ، شب آخر ، راز شب ، خورشید و ماه و بلدم بودی رو خوند برامون 🥺🥺