هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
نوشتن و روضهگفتن و گریه برای تو کار ما نیست دختر کوچک حسین. کاش عرضه میکردیم امشبی را چند دینار شامی به جیب دربان حرامی حرمت که با دشداشهای چرک و ریشهایی بلند و شپشزده روی صندلی مقابل ورودی لمیده میگذاشتیم که فقط دوساعتی چراغهای حرم کوچکت را روشن کند. کاش سکهای پر شالش میگذاشتیم و از شیعیان دمشق چند عروسک برای حرمت رد میکردیم. امشب را نباید تنها و در تاریکی میگذراندی عزیزکم. بمیرم برای آن تاریکخانه میان بازار دمشق…
هدایت شده از -مَنحور¹²⁸-
ندارم دست و پایی تا عروسی را بگردانم
حنابندان قاسم شد قبولم کن به قربانی ..
-تازه داماد کربلاء؛
هدایت شده از پیچك | 𝙋𝙞𝙘𝙝𝙖𝙠
شب هشتم جون بدیم برات علی اکبرِ حسین./۳۳۳
هدایت شده از پیچك | 𝙋𝙞𝙘𝙝𝙖𝙠
*شد شد ، نشد از دم شارع العباس ؛
تا خود حرم ابوفاضل داد میزنم :
- انت عَباس .