حمّاد؛
خواهش مرغابیان را رد نکن قدری بمان؛ رفتن تو حال دنیا را پریشان میکند..
بسیار کلنجار رفت،
با مرغابیها؛
و بعد با میخ در . .
هرکدام میپرسیدند: چرا ؟!
آرام در گوششان میگفت:
دلتنگ فـاطمهام :)!