eitaa logo
همراه شهدا🇮🇷
2.2هزار دنبال‌کننده
13.6هزار عکس
7.2هزار ویدیو
73 فایل
ٖؒ﷽‌ 💌#شهـבا امامزاבگاט عشقنـב كـہ مزارشاט زيارتگاـہ اهل يقين است. آنها همچوט ستارگانے هستنـב کـہ مے تواט با آنها راـہ را پیـבا کرב. پل ارتباطی @Mali50 @Hamrahe_Shohada #کپی_ازاد
مشاهده در ایتا
دانلود
بزرگۍ‌میگفٺ↓ تِڪیہ‌‌‌ڪُن‌بہ‌شُہداء' شُہداتڪیه‌گاهشان‌خُداسټ؛ اصݪا‌ڪنارگُݪ‌بِشینےبۅۍگُݪ‌میگیࢪے' پس‌گُݪستان‌ڪُن‌زندگیٺ‌رۅبا‌یادشُہدا
تولدت مبارک فرمانده 🖐 @Hamrahe_Shohada
MiladImamHadi1395[01].mp3
7.5M
💠 ای جان جانان، یا مولا یا هادی (سرود) 🎙 بانوای : حاج میثم مطیعی ویژه ولادت امام هادی (ع) @Hamrahe_Shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بے ولایت ، اصل عبادت باطل است بے ولایت هر کس بمیرد جاهل است ... بے ولایت ، تقوا گلے بے رنگ و بوست بندگے همچون نماز بے وضوست ... لبیک یا خامنه اے @Hamrahe_Shohada
🌹🕊بسم رب الشهدا 🕊🌹 ✍شهيد سید اسحاق موسوی فرزند سید محمد متولد سال۱۳۵۶دربغلان افغانستان. به همراه پدر و خانواده به ایران مهاجرت کرد ودر ایران بزرگ شد .وتا دیپلم درس خواندنشان طالبان وارد افغانستان شد،باگروههایی مثل حرکت در افغانستان با طالبان جنگید، بعد از سقوط بغلان با نیروهای اسماعیل خان،با طالبان جنگید و همسر و دوفرزندخودرا در این راه تقدیم اسلام کرد.بعد از مدتی دوباره به ایران بازگشت،وسرانجام بعد از تهدید سلفی ها مبنی بر تخریب حرم حضرت زینب (س)،خودرابه سوریه رساند،به خواست ابو حامد وارد حما شد،وبعد از شهادت حسین براتی به فرماندهي حما منصوب شد.در حما رشادتهایی از خود نشان دادکه باز به دستور ابو حامد وارد حلب شد،در کنار مهدی صابری و سید ابراهیم ،به دفاع از حریم آل الله پرداخت وسرانجام ،۱دی سال ۹۳در منطقه حندرات دعوت حق را لبیک گفت‌وگو دیدار سرور شهیدان شتافت،ودر تاریخ ۱۰دی۹۳پیکرش در بهشت امام رضای مشهد به خاک سپرده شد. 🌹🍃🌹🕊 @Hamrahe_Shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ 🔻 خاطراتی از حضرت آقا در جبهه 🔅 وقت ناهار! آخرين باری که آقا تشريف آورده بودند لشكر امام حسين (ع) يادم هست که در وسط محوطه با گروهی ايستاده بودند. پيرمردی جلو آمد و بعد از احوال‌پرسی نامه‌ای را به دست ايشان داد و سپس با هم مشغول صحبت شدند. ‌عده‌ای هم اطراف آقا ايستاده بودند و گروهی از مسئولين و فرماندهان نيز در آن جا حضور داشتند. در اين هنگام جوانی بسيجی با صدای بلند صدا زد «بچه‌ها ماشين غذا آمد! ناهار را آوردند! موقع ناهار است بياييد ناهار بخوريم.» در اين لحظه آقا سرشان را برگرداندند و نگاهی کردند و با لبخندی فرمودند :«اگر به ما هم می‌رسد ما همين‌جا غذا را بخوريم» ما گفتيم: «خير ما بيست نفر هستيم و سهميه شما جای ديگری رفته است.» ايشان فرمود: «بگوييد، بياورند اين‌جا تا با هم بخوريم.» آقا با اين کارشان خواستند به بقيه بفهمانند که غذای ما همان غذای شماست و تشکيلات خاصی ندارد. خلاصه بچه‌ها زير سايه‌بانی که با نخل خرما درست کرده بودند پتو پهن کردند و همه دور هم نشستيم و با بچه‌های گردان يونس (گردان غواصی) غذا را خورديم، بعد آقا گفتند آن بسيجی جوان که وقت غذا را اعلام کرد بيايد اين‌جا، آن جوان بسيجی آمد کنار آقا نشست و غذا را خورد. @Hamrahe_Shohada
گیریم ڪہ جنگ جملے هست غمے نیستـ .. یڪ فتنہ بین المللے هست غمے نیستـ .. ما تجربہ ڪردیم ڪہ در لحظہ ے فتنہ.. تا رهبـــــر ما هست غمی نیستـــ .. ❤️ @Hamrahe_Shohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا