هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
من از یه مدتی به بعد خیلی زندگیم آروم شده، نه تنها اینکه هیچ اتفاق چندان بدی نمی افته بلکه هیچ اتفاق چندان خوب و متأثر کننده ای هم نمی افته.
نمیدونم جوهرهٔ احساسم خشک شده یا آرامش قبل از طوفانِ مشکلات بعدیمه.
منم خیلی وقته این طور شدم
و نه تنها برای اتفاقات خوب بلکه برای اتفاق های بد هم هیچ احساسی بهم دست نمیده
مثل یه ربات همچنان به روزهای تکراریم ادامه میدم و انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده...
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
دلم ازون اتفاقای خوبی میخواد که قلبم از شدت ذوقش تند بزنه.