eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
1.9هزار دنبال‌کننده
192 عکس
705 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
امـشب پارت نداریم قربونتون برم 🩵🪽✨" فردا دو تا میــزارم طولانی 🥲🔥❤️
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_329 -آبان چرا؟! +حال روحیش خوب نیست ... دوست دارم کنارمون باشه.. -مطمئنی می
-رو اعصاب خودت مسلط باش آقای بیاتی مواظب حرف زدنت هم باش تو میدونی راجب کی داری اینجوری صحبت میکنی؟! و در ضمن هتل خودمه اختیار شو دارم شکا حق دخالت و نظر نداری اگر خواستم نظر بده الان هم به جای این حرف ها کارت و بگو!؟ بیاتی که سکوت کرده بود مشخص بود داره حرص میخوره اصلا بیاتی کی بود که الکس و سرمایه اش انقدر براش مهم بود؟! -الو.. +الکس از من به تو گفتن بود که اون جارو به اون دختره نسپر دوروزه ورشکست میشی با اون زبونی که داره...! اینو از کجا پیدا کردی هااا چی بهت میده که اینجوری براش بال بال میزنی فک میکنی هر ش.... منی که داشتم با دقت دوتا گوش هامو تیز کرده بودم و به حرف هاشون گوش میکردم... با هر یک کلمه حرفی که میزد قلبم فشرده میشد و چشمام قرمز و اشکی تر... وقتی الکس چهره مو دید گوشی و پرت کرد رو داشبورد کنار آزادی نگه داشت ماشین رو برگشت سمتم تشر زد؛ -گریه نکن کاتریناااا.... یه لحظه ترسیدم حس کردم اون آرامشی که تا چند لحظه پیش داشتم از بین رفته ... دستش و دراز کرد و دور شونم انداخت و من و به خودش نزدیک کرد و گفت؛ -حریف چشمای تو یک نفر نمیشم.. کاترینا من باید مواظب تو باشم و اجازه نمیدم هرکسی برای خودش راجب تو یه چیزی بگه و من سکوت کنم. تو چشمام زل زد -میدونی من کینه ای ام...! یعنی آدمی نیستم که کسی بلایی یا حرفی چیزی بگه من سکوت کنم قطعا سرش یه بلایی میارم نگاهش کردم -خب اینا ربطش به من چیه؟! لبش و گاز گرفت و گفت -یعنی تو هم باید به حرف من گوش بدی ... با چشمای درشت شده زل زدم تو چشماش +برای خودت بریدی و دوختی هااا من دوست دخترتم.. -بله... الانم منتظرم یه چار قد بردارم سرت کنم... فقط خندیدم که لپم و کشید که گفتم؛ +الکس.. چرا فکر نمی‌کنی چرا فک نمیکنی دیگران راجب من چی میگن اللن همین بیاتی رو ببین تازه رفیقت هست آشنا عه همکارید راجب من چی میگه چرا باید به خاطر من زندگیت پر از حاشیهه بشه! با عصبانیت گفتم -مگه من کیییم من چیکاره تو هستم ؟؟؟! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_330 -رو اعصاب خودت مسلط باش آقای بیاتی مواظب حرف زدنت هم باش تو میدونی راجب
جدی گفت ؛ -شما خااانوم منی ..! اشک هامو پاک کردم از روی صورتم +ول کن منو بزار برم بشینم سر جام منو ببر خووونههه... من و کشید دوباره تو بغل خودش انداخت و آروم در گوشم گفت؛ -ببین بچه جون.. از بغل من حق نداری جم بخوری مگه اینکه خودم بگم... نگاهش کردم +مشکل ما فقط بغله؟! هووم؟! -خب الان تو میگی من چی‌کار کنم؟! ازت عذر خواهی کنم ، کافیه؟! تند لب زدم +نخیر... لازم نیست!!! گندی که بالا اومده با یک عذر خواهی حل نمیشه... -آخ کاترینا من چی‌کار کنم از دست تووو بچههه چرا مرغت یه پا داره پاتو کردی تو یک کفش در نمیاری دختر رها کن به جهنم من دهن اون بیاتی رو فردا صبح می‌رم میبندم دوتا تو دهنی هم بهش می‌زنم تا حالیش شه درباره کی اینجوری داره صحبت میکنه...! تا خواستم لب بزنم که نیازی نیست تند گفت؛ -مخالفت نداریم هرچی باشه خودم گردن میگیرم اجازه نمیدم کسی راجب تو اینجوری صحبت کنه خب! به ناچار لب زدم باشه. پوفی کشیدم دست‌به‌ سینه نشستم که ما شین رو روشن کرد به سمت رستوران راه افتاد سکوت بینمون برقرار شد ، که یهو گفت ؛ -خودت یه کاری میکنی که من سرت داد بزنم.. پوزخند زدم +نه جناب ...مشکل شما اینجور چیزا نیست کلاا... مشکل تو اینکه انقدر همیشه همه چی داشتی زور گو شدی... فکر میکنی با هرکی هرجوری دلت بخواد میتونی حرف بزنی فکر میکنی همه نوچه و کلفت دست تو هستن... اجازه داد حرفم و بزنم بعد که تموم شد آروم گفت -تموم شدش؟! با حرص نگاش کردم که گفت؛ -بچه رو چه به سخرانی؟! +چرا فک میکنی من بچه ام؟! به تیپ و قیافم اشاره کردم ؛ +سادگی یعنی بچگی! حتما باید مثل دوست دختر های عقب مونده باشم!! که هفته ای یه عمل جراحی انجام میدن؟؟؟!!! -اونا که پلگن... پوزخندی زدم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]