eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.9هزار دنبال‌کننده
188 عکس
701 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم واسه پارتمون نفسم؟🥺💕✨
یه کم دیر واسه پارت اومدم ، ولی اومدم .. بیاید بخونیمش جینگولای من🤓❤️✨
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_357 و قبل از اینکه چیزی بگم... راه افتاد سمت آبان و اهورا. در حالی که من هنوز
همون موقع صدای آبان از دور اومد: - آهای عاشقا! اگه حرفاتون تموم شده ما یخ زدیم اینجا! چشمام گرد شد. + آبان!! - خب پنج دقیقه پیش خداحافظی کردیم! الان ده دقیقه‌ست دارن همونجا وایسادن! الکس زیر لب خندید. منم از خجالت صورتمو برگردوندم. چند دقیقه بعد... با یه دور سرخ و سفید شدن و دلتنگی ازهم خداحافظی کردیم ... و تشکر از الکس . بالاخره رسیدیم خونه قبل از پیاده شدن گفت: - راستی... + جان؟ نگاه معنی‌داری کرد. - یه نفر امشب خیلی خوشحال به نظر میومد! بالش صندلی رو برداشتم پرت کردم سمتش. + برو گمشو! صدای خنده‌اش تا آخر کوچه میومد... همون شب.. بعد از دوش گرفتن خودمو روی تخت انداختم. اما خواب؟ محال بود. هر بار چشمامو میبستم... یه جمله توی سرم تکرار میشد. "ولی یه چیزی هست که از دست دادنش میتونه حالمو خراب کنه..." و بعد... "تو." بالش رو روی صورتم گذاشتم. + خداااا.. این پسر رسماً اعصابم رو به هم ریخته بود. اما ته دلم... یه حس شیرین میدوید. حسی که هرچی بیشتر سعی میکردم نادیده بگیرمش... بیشتر خودش رو نشون میداد. --- صبح روز بعد... هنوز ساعت ده نشده بود که گوشیم لرزید. با چشم‌های خواب‌آلود صفحه رو نگاه کردم. پیام از الکس بود. "بیداری؟" بی‌اختیار لبخند زدم. چند ثانیه بعد نوشتم: "الان آره." تقریباً همون لحظه جواب داد. "خوبه." ابروهام بالا رفت. "فقط همین؟" سه نقطه تایپش ظاهر شد... و چند ثانیه بعد پیام جدید اومد. "نه." قلبم یه ضربه زد. "دلم خواست اول صبح صداتو بشنوم." و لعنتی... من حتی قبل از اینکه جواب بدم... داشتم لبخند می‌زدم... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_358 همون موقع صدای آبان از دور اومد: - آهای عاشقا! اگه حرفاتون تموم شده ما ی
و لعنتی... من حتی قبل از اینکه جواب بدم... داشتم لبخند می‌زدم. چند ثانیه به صفحه گوشی خیره موندم. بعد نوشتم: "صبح به خیر آقای محترم." پیامم هنوز سین نخورده بود که گوشیم زنگ خورد. چشمام گرد شد. الکس بود. خنده‌ام گرفت. تماس رو وصل کردم. + سلام چند ثانیه سکوت شد. بعد صدای آرومش اومد: _سلام خانوومم نمیدونستم چرا... ولی همین یک سلامش با همیشه فرق داشت. + زنگ زدی بگی صبح به خیر؟ خندید. _نه. + پس؟ - میخواستم مطمئن شم بیداری. + برای چی؟ _چون امروز یه جای مهم باید بریم. از جام نیم‌خیز شدم. + کجا؟ - سورپرایزه. + الکس... - جانم؟ + از سورپرایز بدم میاد. خندید. _دروغگو + جدی میگم. - پس چرا الان داری کنجکاوی میمیری؟ لبمو گاز گرفتم. لعنتی... راست میگفت. _تا یک ساعت دیگه آماده باش. + اگه نیام چی؟ چند ثانیه سکوت کرد. بعد گفت: _میای. + از کجا اینقدر مطمئنی؟ صدای خنده آرومش توی گوشی پیچید. _چون تو هم مثل من کنجکاوی. حاظر شو میام دنبالت. و تماس رو قطع کرد. چند ثانیه به صفحه خاموش گوشی خیره موندم. بعد با حرص گفتم: + اعصاب خورد کن! اما لبخندم جمع نمیشد. --- یک ساعت بعد... جلوی خونه ایستاده بودم. آرایش خاصی نکرده بودم. فقط یه مانتوی ساده مشکی پوشیده بودم. اما عجیب بود... دلم میخواست وقتی منو میبینه خوشش بیاد. و همین فکر باعث شد خودم از خودم خنده‌ام بگیره. چند دقیقه بعد ماشینش پیچید توی کوچه. همین که نگاهمون به هم افتاد... لبخند زد. نه از اون لبخندهای همیشگی... یه لبخند خاص. انگار از دیدنم خوشحال شده بود. شیشه رو پایین داد. _سلام خانوم خانوووماا + سلام. نگاهش چند ثانیه روی صورتم موند. طولانی‌تر از حد معمول. بعد زیر لب گفت: _خوبه. ابروهام بالا رفت. + چی خوبه؟ استارت زد. اما جواب نداد. + الکس! لبخندش عمیق‌تر شد. _هیچی. + نه بگو. یه نگاه کوتاه سمتم انداخت بعد خیلی آروم گفت: _اینکه اومدی. و من نمی‌دونستم چرا... ولی همون یک جمله ساده... تمام صبحم رو قشنگ‌تر کرد. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
شبتون بخیر🌑🤍
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محبوبه هر کاری کرده واسه خاطر من کرده :)🥲🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو موفق شو من اینجوری برات ذوق کنم🥹❤️ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشق واقعی قباد نبود که با صحبت‌های شهرزاد خوابش برد ... عاشق واقعی کسیه که ....(((: ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیالوگ زن و بچه یاد دی ماه انداخت 🥺🕊 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرجای این دنیا بری باز مال خودمی ، تمام.💘😭 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دو پسر رقص شون ❤️‍🔥😭 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon