eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.9هزار دنبال‌کننده
181 عکس
687 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو زندگی هر دختری یه علی نیازه🥺😂🤌🏼 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به من نگو دوست دارم که باورم نمیشه..💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با تو بودن غیر از آن هیچ❤️:) ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه انقدر ذوق نداشته باشه چی؟:) ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
504.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزرگترین ضربه هارو از بهترین آدمای دورت‌ میخوری:)💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبایی دختر ایرونی در هر دوره ای ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
وقتایی که عاشقی گوگوش پلی کن.. وقتایی که افسرده ای چاوشی پلی کن.. وقتایی که میخوای آروم شی شجریان پلی کن...❤️‍🩹🥺
سلام سلاااامم..!😌💕
حالِ دلـت چطـوره؟!🫠✨
پـااارت داریممم🌸
دختـراممم ، حاضـرید؟!👀🍬
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_365 مشغول حرف زدن با پسر داییش بود اما وسط حرفاش لبخندی که کنج لبش نشست و کام
چه رمانتیک بعد این همه سال هنوزم سالگرد می‌گرفتن بابا دمشون گرم خوبه یادشون مونده و هنو حوصله شو دارن و دوست دارن.. از این خانواده حتما یه پسر مثل خودشون بار می اومد دیگه وقتی دنبال بهونه بودم... وگرنه مامان باباهم سالگردشونو همیشه کیک می‌گرفتن والا و این طبیعی باید باشه حتی بعضی وقتا بچه هاشون هم حساب نمیکردن دوتایی باهم میرفتن بیرون ... دوتایی می‌رفتن رستوران و دور دور... - عزیزم هیلدا با توعه با صدای خواهر الکس به خودم اومدم - جونم؟ چیزی گفتی؟! - من سوال پرسیدم عزیزم ولی انگار حواست نبود. دختر عمو الکس بود سر تکون دادم - ببخشید حواسم نبود تا خواست خواهر الکس حرفی بزنه که هلیدا قبل از اون سریع تر اقدام کرد با لبخند تصنعی گفت - با الکس رابطه ای داری؟ اخمی روی پیشونیم که نشست دست خودم نبود این چه سوالیه ..! این که رابطه داشتیم و انکار نمی‌کردم اما وقتی به بقیه نگفته بودیم چطور به خودش اجازه میداد سرک بکشه؟ یادم نمیاد جایی رو امضا کرده باشم که برای همه توضیح بدم زندگیم چه خبره .. خنده کوتاهی کرد - البته میتونی جواب ندی اذیتت نمیکنم ... سر تکون دادم با رکی تموم گفتم - خب من ترجیح میدم سوالتو بدون جواب بزارم عزیز. لبخندش از روی صورتش محو شد... فک نمیکرد همچین حرفی بزنم ! فکر نمی‌کرد اینجوری جوابشو بدم؟ خب بین زندگی های مردم سرک نمی‌کشید تا جواب بدی ام نگیره حس کردم خواهر الکس لبخندشو به زور جمع کرده بود. هیلدا به خودش اومد هول کرده گفت - ببخشید قشنگم، قصد نداشتم ناراحتت کنم سرمو تکون دادم و لبخند کوتاهی زدم ریلکس گفتم - ناراحت چرا؟ شونه ای بالا اندخت - هیچی همینجوری گفتم زیاد جدیش نگیر اخه دیدم کنار هم می‌شینید و خیلی راحتید فکر کردم شاید... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon