5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالای قبرم از او سخن بگویید ❤️🩹😭
#گلسنگ
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تغییرو برم🥲😂
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزیروزگاریایران....🥹🌊
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب خیلی دارکی بود.. 😉😂
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
شب خیلی دارکی بود.. 😉😂 #بدنام ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
قسمت جدید بدنام ....👀😁
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سر به سر من نزار من خودم درد سرم 💅😭
خانوم طناز یکی از کارکتر های مورد علاقه ام در سریال یاغی بود❤️🔥
#یاغی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از گل نازک تر نباید بگی ، آره عزیزم!👌😂💗
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف نزنید🔪🤣😏
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساکت شو همیشه همیشه نکن 😒😭
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماهدخت❤️🩹🥲
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش حداقل من برات مهم بودم..❤️🩹
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_367 این دفعه اونی که بین حرفش پرید و جوابشو داد کارن بود پسر عموی کوچیک الکس
#شب_های_قدیمی
#PART_368
هرچقدر اون بچه اسرار کرد خواهرش مامانش و..
گفت نه !
میگم که مرغش یه پا داره ول کن نیست حرف حرف خودشه باز بگین نه!
البته خودمم دوست نداشتم راحت نبودن که اونجا باشم ..
خونه ی خود آدم از همه چی بهتره راحت کیف میکنم
با این فکر دلم خواست زودتر بریم تا بخوابم..
خیلی خسته بودم ولی خوش گذشت هرچی بود
تو حیاط منتظر بودیم تا اهورا بیاد بریم ....
_کاتریناا..
الکس بود برگشتم سمتش با اینکه حال نداشتم بی حال گفتم
-جان..؟!
یه چیزی توی دلم هری پایین ریخت که نزدیکم شد و بازوهام و توی دستش گرفت و گفت ؛
-دیر رسیدم .... اصلا دیر پیدات کردم
اشتباه کردم.
منی که هاج و واج مونده بودم داشت راجب چی حرف میزد چرا یهو این شکلی شد ؟!!!!
-درمورد چی حرف میزنی الکس؟!
توی چشمام زل زد آروم لبش و به لاله ی گوشم نزدیککرد و گفت؛
-تو عشق منی ...
هز اتفاقی بیوفته بازم عشق منی ...
بو/سه ی آرومی کاشت ...
دلم میخواست ادامه بده !!!
از این عشقبازی و جملات عاشقونه رو
وسط همین ویلااا!
توی این خونه.
توی این هوا این فصل الان که شب بود بهم بگه...
ولی اون یک قدم عقب تر رفت...
گفت:
-تو مال خودمی خب برای منی هیچ کس نمیتونه تورو از من بگیره اصلا حق نداره ...
هرکی این کار رو کنه حکمش مرگه مجازات داره .
خانم خوشگلمم.
چشمکی زد
-شک داری؟
+به چی؟!
_به اینکه دوست دارم....
پوزخندی زدم.
+مگه داری؟!
موهامو نوازش کرد
_خیلیییی زیااااد.
و آروم لــبـ.........و روی گونم کشید و گفت
_میفهمی چقدر؟!
بو...... های کوتاهی زد و پایین تر اومد و آروم با صدای بم دار پچ زد
-خیلی زیااااد
خیلیییی زیااااد شدی همه چیز من ، الکس کیانی!
میخوام همیشه مال خودم باشی.
اصلا توباش،همه کس زندگی من شو...
فقط بزار کسی نتونه جز من تورو داشته باشه.
فقط مال خودمی...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon