eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
1.9هزار دنبال‌کننده
188 عکس
701 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
+هرکی‌عاشقه‌باس‌به‌عشقش‌برسه،مگه‌نه‌شیرین‌خانوم؟؟مثِ‌من‌و‌تو 😅-
+آخیش،حالم‌خوب‌شد... -مگه‌حالت‌بد‌بود؟؟ امیروشیرین/تاسیان
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_373 خمار در گوشم گفت -نچ ... زشت اینه که تو الان اينجوری تو بغل منی .. من قلبم
میخواستم اذیتش کنم دوست داشتم... کرم از خود درخته !!! -من از این دراماتیک بازی ها بلد نیستم هااا!! با من باید فقط غذا بخوری و بخوابی ... الانم صحبت نکن ، بریم خونه خوابم میاد در کمال ناباوری من اَلکس بــو......سه خیلی نرمی روی لــبـ.......کاشت و گفت -یه آبدارش ،طلبت... فقط آروم خندیدم که دستش و روی چشمام گذاشت -قربون جفت چشمات برم که خواب‌آلو شده بغلش کردم و خودشم مشغول با موهام شد ... .... تو ماشین من و آبان عقب نشسته بودیم نگاهی به آبان انداختم انقدر خسته شده بود خودشو هلاک کرده بود خواب خواب بود منم دوست داشتم بخوابم هرچه سریع تر برسیم خونه و روی تشک نرم و گرمم بخوابم حس و حال خوب .... سرم و به شیشه ماشین تکیه داده بودم بیرون و نکاه میکردم سکوت کل ماشین و گرفته بود انگار همه گی خسته بودیم... وقتی به حال خودم اومدم جلوی در خونه بودیم دلم میخواست همین جا بخوابم خسته بودم خیلییی میدونستم اگر بخوابم تا فردا ظهر میخوابم بی حال از ماشین پیاده شدم دست آبان و گرفتم خواستم برم که الکس صدام کرد -کاترینا...! فردا نمیخواد بیای استراحت کن بدون هیچ چون و چرایی تایید کردم و شب بخیر کفتم و رفتیم خونه... نمیگفتی هم نمیومدم مردک .. وقتی خوابیدم، به یک باره خوابم برد ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_374 میخواستم اذیتش کنم دوست داشتم... کرم از خود درخته !!! -من از این دراماتی
صبح با سر صدایی که میومد از بیرون بیدار شدم اصلا نمیدونم از کجا بود؟!! کی دیشب خوابم برد نفهمیدم نگاهی به دور و بر انداختم ... هیچکس نبود آبان نبودش خوب که دقت کزدم دیدم صدا از بیرون میاد الکس صداش از پایین میومد سریع از جام بلند شدم همچنان که موهامو میبافتم با عجله رفتم بیرون صدای یه آشنایی بود که داشت میگفت؛ -چرا انقدر طفره میری دارم میگم کاترینا کجاست ؟؟!!! صدای آبان میومد که داشت میگفت؛ -مگه کری؟! دارم میگم بالا خوابیده چرا اینجوری میکنی تووو؟! خودم و بهشون نزدیک کردم با دیدن مارتینو که دوباره اومده بود پیش من رنگم پرید... به سمتم اومد از شک زیاد یه قدم رفتم عقب همین یه قدم عقب رفتنم کافی بود الکس عصبانی تر بشه... با هر یک قدمی مارتینو به سمت من من یک قدم میرفتم عقب به یک باره دستش کشیده شد و از من دور شدش مشتی محکم تو صورت مارتینو خورد انقدر وحشتناک بود چرا این جا این جوری بود چی شده بود ؟! مارتینو... الکس اینجا چیکار میکردن؟!! خواست مشت بعدی رو بزنه تو صورتش که اجازه ندادم این کار رو کنه و این از چشم الکس دور نموند از من دلخور شد مظلوم نگاش کزدم بعد خم شدم به سمت مارتینو روی زمین افتاده بود لب زدم -خوبی ؟! چیزی نشدی که؟! اینجا چیکار میکنی تووو برای چی اومدی اینجا؟! هرچی میگفتم جواب مو نمیداد با داد گفتم -جوابمو بده چزا اومدی اینجااا جی میخوای از جونم دست از سر من بردار من دوست ندارم ولم کن چرا تو زندگیم یه ردی باید از تو باشه هاااا!؟ یه حس عجیب و غریبی داشتم ... جوری که انگار ... واقعن داشت حالم بد میشه هر لحظه امکان داشت بخورم زمین... از جام بلند شدم که یهو سرگیجه شدیدی بهم دست داد... دستمو بند دیوار کردم اما انگشتام تحمل سنگینی وزنمو نداشت و افتادم ... صورتم از درد جمع شدش. از درد پاهام که زیر تنم موند و چرخید . نفسم رفت... مطمئن بودم شکسته.. داشتم مثل مار به خودم میپیچدم... از درد بغضم شکست - لعنت بهش .. هرکاری میکردم نميتونستم بلند شم هق هق ام بالاخره اوج گرفت فقط تنها اسمی که به زبونم اومد الکس بود -اَلــکـ..س .... سریع جلوم زانو زد -چیشده کاترینا هق زدم -پاهام درد میکنه ... فک کنم شکسته خیلی درد دااارهه دستش به سمت پاهام رفت همین که نوک انگشتش روی ساق پام نشست جیغ زدم -آخ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_375 صبح با سر صدایی که میومد از بیرون بیدار شدم اصلا نمیدونم از کجا بود؟!! کی
پارت جدید شبتون بخیر🤍🥲 فردا یکم فعالیت دیر تز انجام میشه لف ندید ممنونم از شما عزیزانم🫂🥺❤️‍🩹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا