eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
2هزار دنبال‌کننده
223 عکس
1.1هزار ویدیو
3 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من دوست دارمی رو میشنوم که چشات میگه.! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی تو دیگه معشوقه ما نیستی!😢 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیری از شدت ناراحتی😭🤣 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دخترت هم مثل خودت دیوونست ها! :)💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_386 خواستم بگم باشه که یادم اومد نمیتونم راه برم... لب گزیدم با مظلومیت گفتم
چشمام روی عضله هاش چرخید نگاهی کردم... راست می‌گف این گنده بکا قطعا کلی خورد و خوراک گنده هم پشتشون بود! وگرنه از کجا شون در اوردن؟! با شیطنت دستمو فشردم توش نچی کردم - معلومه باده چشماشو ریز کرد - میخوای بهت ثابتش کنم؟ اره؟! ابروهام بالا پرید ریز خندیدم - چطوری؟ نکنه میخوای سوزن فرو کنی توش؟ لپ شو کشیدم و با شیطنت گفتم -میخوای خودتو اوووف کنی؟! حرصی نگام کرد با اخطار گفت - کاتریناااا! غش غش خندیدم به صورت عصبیش - باشه باشه اصلا همش عضله است بادم نیست تو راست میگی حرف تو درست صحیح. زیر لب گفت - ولی تو پوست و استخونی دریغ از یکم گوشت بچه! بهم برخورد این چه تعریفی بود متوجه نشدم؟! الان گفت من لاغر مردنی ام؟!!! لبخندم درجا پرکشید - بازم این بحث و وسط نکش الکس! من شوخی ندارم سرش بس کن چیز خنده داری نیست اصلا تخس گفت - ولی من مشکل دارم! چشم غره ای رفتم دوباره تخس گفت -اره! چنگال تو دستم خشک شد ، مات بودم! سریع گرفتمش به سمتش و تهدید کردم - نکنه پشیمونی ، اشکال نداره روت نمیشه واضح بگو تعارف نکن! نیشخندی زد با انگشت اشاره اش چنگال و از جلوی صورتش کنار زد پچ زد - از چی پشیمون شم؟ هوم؟! تخس گفتم - از اینکه منو میخوای یانه! اخم ریزی کرد - غذاتو بخور بچه داری توهم میزنی بهش فک نکن دندونمو محکم رو هم فشار دادم و نق زدم باید میگفت - چرا نگفتی؟ یه تیکه از گوشت کبابیو سر چنگلاش زد به سمت ل/بم آورد اشاره ای به ل/بم کرد - باز کن دهنتو دهنمو باز کردم بگم نمیخوام که گوشت و فرستاد تو دهنم اومدم حرف بزنم مثل اینکه ها رسما خیلی مرموز گفت ساکت شووو! وقتی قورت دادم اومدم حرف بزنم که که زنگ گوشیش نذاشت اخمی کرد و با دستمال دستشو پاک کرد گوشیشو از جیب کتش بیرون کشید، چون کنارش بودم واضح صفحشو میدیدم مشخص بود سیو نبود یه شماره بود. ناشناس زنگ زده بود جواب داد که صدای آشنای دخترونه ای پیچید.. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon