eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.8هزار دنبال‌کننده
145 عکس
760 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی عشق قباد به شهرزاد 🫀🥹🥹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تمام منی ، من فدای تو ، تک‌تک نفس هام برای تو....💗🥲 هرچی که دارم برای تو ، تو فقط بمون🫂🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
561.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگو مگه دوسم نداشتی ؟!! چرا رفتی تنهام گذاشتی؟!!!🕊🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم برای نگاه کردن بهت تنگ شده🌚 حتی؛... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردی که بلده چه جوری با مادرش رفتار کنه ، قطعا یاد گرفته با عشقش چه جوری درست رفتار کنه🫀🫂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم:)♥️ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تار موت چیه ...؟! من بوی موهاتم به تمام دنیا نمیدم ، دخترم💗💗🎀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر حق گفتی شيرزاد >>>🤍🥲 اما همچنان غمگینم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تنها امید منی ، دوست دارم 🤍🌻 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
سلام نازم ..حالت خوبه ؟:)🥺🩷✨
پارت بخونیـم ، دختر؟!:)🩵🦋
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_209 موهاش و‌اروم چنگ‌ زد پچ زد؛ _نه! نا مطمئن بهش خیره شدم +قول میدی؟ برگش
_ یه راهی برای اثباتش هست مبهوت نگاش کردم که گفت ؛ _بیا منو از این در به دری و فکر و خیال نجات بده ... سری تکون دادم _الکس عشق اگر عشق باشه به این چیزا نیازی نداره !! این چیزی که تو دم ازش میزنی ، عشق نیست ... منم‌حاضر نیستم ، به خاطر چیزی که یه هوس زد گذره غرور خودم و زیر سوال ببرم ... نیدونم چرا این حرف و زدم ولی حرف دلم نبود منطق بودش دستی توی موهام کشید و گفت _ شک داری؟! +به چی؟! _به اینکه دوست دارم... موهامو نوازش کرد _خیلی زیاد !! و آروم لبـ........ و روی گونم کشید و گفت – میفهمی چقدر?! بو...... های کوتاهی زد و پایین تر اومد و آروم و با صدای بم دار پچ زد – خیلی زیاد.. خیلی زیاد شدی همه چیزِ این الکس!! میخوام مال من باشی.. اصلا تو بیا ، بشو خانووم من فقط بزار ببینمت ، خب?! فقط بزار ببینمت و بو...... نرمش و ادامه داد.. چشمام و بستم و دست و پاهام لرزید.. خوب کارش و بلد بود!! خوب راه دلبری رو بلد بود.. هولش دادم عقب در کمال تعجب رفت عقب .. موهام و کنار گوشم داد و گفت – بگو کاترینااو.. بگو تو هیچ وقت با مارتینو نبودی بگو هیچ حسی بهش نداری ، بگو!! دستم و به ته ریشش کشیدم + من از مارتینو متنفر بودم.. بهم پیشنهاد داده بود ، پیش خودش و توی خونه خودش زندگی کنم. ولی من قبول نکردم.. چون از مارتینو متنفر بودم.... ‌         ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon