4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی عشق قباد به شهرزاد 🫀🥹🥹
#شهرزاد
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تمام منی ، من فدای تو ، تکتک نفس هام برای تو....💗🥲
هرچی که دارم برای تو ، تو فقط بمون🫂🤍
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
561.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگو مگه دوسم نداشتی ؟!!
چرا رفتی تنهام گذاشتی؟!!!🕊🤍
#زخم_کاری
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم برای نگاه کردن بهت تنگ شده🌚
حتی؛...
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردی که بلده چه جوری با مادرش رفتار کنه ، قطعا یاد گرفته با عشقش چه جوری درست رفتار کنه🫀🫂
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم:)♥️
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تار موت چیه ...؟!
من بوی موهاتم به تمام دنیا نمیدم ، دخترم💗💗🎀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر حق گفتی شيرزاد >>>🤍🥲
اما همچنان غمگینم
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تنها امید منی ، دوست دارم 🤍🌻
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_209 موهاش واروم چنگ زد پچ زد؛ _نه! نا مطمئن بهش خیره شدم +قول میدی؟ برگش
#شب_های_قدیمی
#PART_210
_ یه راهی برای اثباتش هست
مبهوت نگاش کردم که گفت ؛
_بیا منو از این در به دری و فکر و خیال نجات بده ...
سری تکون دادم
_الکس
عشق اگر عشق باشه به این چیزا نیازی نداره !!
این چیزی که تو دم ازش میزنی ، عشق نیست ...
منمحاضر نیستم ، به خاطر چیزی که یه هوس زد گذره غرور خودم و زیر سوال ببرم ...
نیدونم چرا این حرف و زدم ولی حرف دلم نبود منطق بودش
دستی توی موهام کشید و گفت
_ شک داری؟!
+به چی؟!
_به اینکه دوست دارم...
موهامو نوازش کرد
_خیلی زیاد !!
و آروم لبـ........ و روی گونم کشید و گفت
– میفهمی چقدر?!
بو...... های کوتاهی زد و پایین تر اومد و آروم و با صدای بم دار پچ زد
– خیلی زیاد..
خیلی زیاد شدی همه چیزِ این الکس!!
میخوام مال من باشی..
اصلا تو بیا ، بشو خانووم من
فقط بزار ببینمت ، خب?!
فقط بزار ببینمت
و بو...... نرمش و ادامه داد..
چشمام و بستم و دست و پاهام لرزید..
خوب کارش و بلد بود!!
خوب راه دلبری رو بلد بود..
هولش دادم عقب در کمال تعجب رفت عقب ..
موهام و کنار گوشم داد و گفت
– بگو کاترینااو..
بگو تو هیچ وقت با مارتینو نبودی
بگو هیچ حسی بهش نداری ، بگو!!
دستم و به ته ریشش کشیدم
+ من از مارتینو متنفر بودم..
بهم پیشنهاد داده بود ، پیش خودش و توی خونه خودش زندگی کنم.
ولی من قبول نکردم..
چون از مارتینو متنفر بودم....
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon