هدایت شده از [دیـمــا]
یه لحظه چشمامو بستم و رفتم به اون روزایی که کلاس شیشم تو سگسرمای زمستون خوابآلود میرفتم مدرسه بعد میدیدم عه صف نداریم و بدو بدو میرفتم تو کلاس و یادم میومد عه امروز دوشنبهاست و باید بریم تو نماز خونه بشینیم زیارت عاشورا گوش بدیم و بوی جوراب این بی انظباطای گوزو رو تحمل کنیم.