آنها محتاط بودند، منضبط، و در میان سایهها پنهان در روشنایی —
تا اینکه یک نفر سکوت را شکست.
ایال عمر، چهرهای مورد اعتماد و در عمق ساختار،
کسی نبود که آنها تصور میکردند.
این نجواهای او بود که بنای عملیات را فرو ریخت.
این دستِ او بود که آتش خیانت را شعلهور کرد.
جاسوسها هرگز او را ندیدند.
اما شما خواهید دید.
ایال عمر کیست؟
@Handala_Channel
#Handala
#حنظله
ایال عمر،
بهمدت هفت ماه، در «واحد ایران» ارتش صهیونیستی خدمت کردی—
سمتی که به تو دسترسی مستقیم به اطلاعات عملیاتی حساس میداد.
در این مدت، تو بهعنوان یکی از منابع اطلاعاتی نفوذی ما فعالیت داشتی.
در چهار تبادل جداگانه، مجموعاً ۲۲٬۰۰۰ دلار بابت اطلاعاتی که ارائه کردی دریافت کردی—
اطلاعاتی که درک ما از وضعیت و مواضع راهبردی را به شکل قابل توجهی تقویت کرد.
اما با وجود هشدارهای روشن و مخاطرات آشکار،
تو راه دیگری را انتخاب کردی.
اعتمادِ بنیادینِ این همکاری را شکستی.
رفتارت در هفتههای اخیر نشان داد که از اصول توافقشده عبور کردهای و گام در مسیر خیانت نهادهای.
از اینرو، امروز ما ناچاریم هویت تو را افشا کنیم.
این تصمیم، آسان نبود.
اما بیتوجهی پیدرپی تو به هشدارها، این افشاگری را اجتنابناپذیر کرد.
بهخاطر داشته باش:
تاریخ، کمتر با آنانی مهربان است که هر دو سوی معادله را خیانت میکنند.
@Handala_Channel
#Handala
#حنظله
ایال عمر،
قدردان ویدیوهای طبقهبندیشدهای هستیم که فرستادی —
هر فریم، پنجرهای بود که به آن نیاز داشتیم.
با دقت عمل کردی، محتاط بودی... یا حداقل چنین میپنداشتی.
اما باید بدانی: وفاداری، بهایی دارد.
و هماتاقیات، وفاداریات را تنها به هزار دلار بیشتر فروخت.
نه نظارت دیجیتال تو را افشا کرد، نه ردیابی سیگنال.
افشاگری از فاصلهی دو متری آمد —
از همانکه کنارت نفس میکشید.
و اما آن دادههایی که برای ما فرستادی،
آیا با «امان» (سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل) هم بهاشتراک گذاشته شدند؟
هرگز. او چیزی نمیدانست.
عملیات کاملاً مهر و موم شده باقی ماند...
تا زمانی که تو خود، مُهر را شکستی.
و نکتهای برای آخر راه:
دست ما، نه به مرز محدود است، نه به پادگان.
دست ما همیشه تا خانه میرسد.
@Handala_Channel
#Handala
#حنظله