هیچوقت فکر نمیکردم که اولین دیدارم با شما
اینطوری تبدیل بشه به آخرین دیدار💔
#احــوٰالآتِ_فٰــــآمُنــآ
ᴴᵃⁿⁱᶠᵃ
درسته چفیه آقا قسمتم نشد ولی بالاخره
تونستم گل متبرک بگیرم.
#احــوٰالآتِ_فٰــــآمُنــآ
ᴴᵃⁿⁱᶠᵃ
بیستوچند سالگی من برای رفتن تو زود بود. سیوچند سالگی دوستانم برای بیتو شدن زود بود. من حالا حسودی میکنم به آنها که پنجاه و شصت سال از عمرشان را در عصر تو گذارندهاند. برای آنها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاکچاکت زیادی بچهایم. شانههای ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچگاه ندیدهایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بودهای. ما همانیم که ما را «بچههای عزیز من» خطاب میکردی. تازهتازه خوب و بد را فهمیده بودیم. تازه داشتیم میفهمیدیم که چه گراننعمتی بر سرمان است. افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه میزدیم. حرص میخوردیم از توهینها به تو؛ مینوشتیم، بحث میکردیم، دعوا میکردیم. در دنیای عیشونوشها و بیوطنیها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سالهای بیتو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید میرفتی عزیزم…
«مهدی مولایی»
حَنیفٰآ ¹¹⁰ 🇮🇷
یکم قشنگیییی ببینیم: ) #احــوٰالآتِ_فٰــــآمُنــآ ᴴᵃⁿⁱᶠᵃ
رفتیُ جان ِما را هم بردی ..
.
میگن هزینه ِتشییع رهبرتون از بیت المال ماست:/
شوما همون موقع که آمبولانس و آتش نشانی و بانک و... آتش میزدی سهم بیت المالت رو سوزوندی...
این بیت المال حالا حالا از خودمونه میخوایم خرج مراسم رهبرمون بشه.
حَنیفٰآ ¹¹⁰ 🇮🇷
من نمیدانستم معنی ِهرگز را ..
-
فی امان الله؛
در پناه ابی عبدالله...💔