شوما؛ ایولللللللللل هوووووووو گیلیلیییییییییییی
زینبی بوس بت
....
من؛ فدات😂✨
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬104٬٬
کم کم داشتیم میرسیدیم به بالن ها
تا اینکه ...
پای ملیکا نزدیک بود پیچ بخوره
ملیکا: آرومتر برو الان میخوردم زمین
تیرداد: باشه بابا پرنسس (چشم غره)
همینجور که داشتم بحث میکردم با ملیکا چشمم خورد به مونا
برام دست تکون داد
سریع با چشام بش علامت دادم که دیدمت
عجب کیک و بادکنکی گرفته بود
ملیکا: تیرداد اینا صدای چیه؟! چرا انقد ترسناکه؟! مگه نمیخوایم صحبت کنیم؟ چرا چشامو بستی؟!
تیرداد: دو دقیقه صحبت نکن خودت به جوابش میرسی
ملیکا: هوففف
رسیدیم به بالن مون
تیرداد: خب ملیکا الان تو یکم پات رو بلند تر بزار چون یه مانعی هست (فاصله بالن با زمین)
ملیکا: حاجی اوکیه ولی صداها خیلی زیاده
تیرداد: (خیلی اروم رو به مونا) آماده ای؟!
مونا: (آروم) اره
ملیکا: با کی صحبت میکنی؟!
تیرداد: خب حالا وقت باز کردن چشاته..!
تیرداد: دَرَ دَ دَن✨
از زبان ملیکا؛
خدایا تیرداد چرا اینجوری میکنه
اون که نمیدونه امروز تولدمه که بخواد سورپرایز کنه منو
پس چرا چشامو بسته؟؟
تیرداد: دَرَ دَ دَن✨
چون چشمام به روشنایی عادت نکرده بود یکم چشامو مالوندم و از صحنه ای که دیدم..
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
[𝑩𝒐𝒌𝒉𝒂𝒓 𝒔𝒂𝒓𝒅..]
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬104٬٬ کم کم داشتیم میرسیدیم به بالن ها تا اینکه
بمونین توش چون من دارم میرم جایی و تا فردا نیستم😂🎀🤌🏻
.
اگه داستان تموم بشه دلتون برای چیه داستان تنگ میشه؟!
یا بهتر بخوام بگم کدوم شخصیت؟!
اصن دلتنگش میشین؟!
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!
@Rabbit_X
.