eitaa logo
[𝑩𝒐𝒌𝒉𝒂𝒓 𝒔𝒂𝒓𝒅..]
75 دنبال‌کننده
143 عکس
2 ویدیو
0 فایل
«حضورِ او، نه در خیال است و نه در یاد؛ که سایه‌سارِ سکوت است و کفایتِ بیداد.»
مشاهده در ایتا
دانلود
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬110٬٬ ملیکا: تیرداددد تیرداد اینو انتخاب کردم نظرت؟! تیرداد: بیا بریم داخل مغازه ببینیم به دستمون میاد یانه قشنگ بودنش که عالیه چون شما انتخاب کردی✨ واکنش مونا از دور به مکالمه تیرداد و ملیکا: ملیکا خوشحالم برا این انتخابت🥹😂 رفتیم و وارد مغازه شدیم ملیکا: سلام تیرداد: سلام مغازه دار: سلام خیلی خوش اومدین تیرداد: ممنون، ببخشید اون انگشترِ پنجمیِ ردیف دوم از سمت راست رو میشه بدین؟ مغازه دار: بله چرا که نه از داخل ویترین درآورد و گذاشت جلوی ما من و تیرداد دستمون کردیم حس فلز سردش حس خوبی بود مونا گفت؛ مونا: این از اون اولیه بهتره ملیکا: منم نظرم همینه تیرداد: باشه، پس آقا بیزحمت همین رو لطف کنین مغازه دار: چشم تیرداد حساب کرد و اقاعه انگشتر رو هم آماده کرد تشکر کردیم و از مغازه اومدیم بیرون حسابی گشنم شده بود در حدی که شکمم قار و قور میکرد ملیکا: تیرداد یه زحمت برات داشتم تیرداد: جونم؟! ملیکا: میشه یه چیزی بخری گشنمه تیرداد: بریم رستوران؟! ملیکا: نمی‌دونم، مونا تو گشنَتِه؟؟ مونا: حقیقتش رو بخوای اره تیرداد: پس میریم رستوران هرکی هرچیزی که دوست داشت سفارش بده ادامه‌دارد... [ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬111٬٬ ملیکا: دستت درد نکنه تیرداد: خواهش میکنم با پیاده روی فراوان رسیدیم به ماشین و از شدت گرما داشتیم آب‌پز می‌شدیم وارد ماشین شدیم و به محض اینکه تیرداد ماشین رو روشن کرد، من کولر روشن کردم ملیکا: به خدا کولر نعمت الهیِ، اگه نباشه همه پختیم! (نفس نفس زدن از روی پیاده روی و گرما) مونا: سخن حق جواب ندارد🎀 ...🥄🍔 با همین بحث ها رسیدیم رستوران تیرداد: مسافران گرامی لطفاً کمربند هایتان را باز کنید و به سمت رستوران حرکت کنید ملیکا: 😂 وقتی وارد رستوران شدیم یه آهنگ ملایم پخش بود و برعکس هوای بیرون با وجود کولر اینجا خیلی خنک تر بود یه میز سه نفره انتخاب کردیم و نشستیم سه دقیقه بعدش گارسون اومد و ازمون پرسید که کی، چی میخوره ملیکا: من پیتزا تیرداد: منم پیتزا مونا: پس منم میخورم ادامه‌دارد... [ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
شوما؛ چرا پارت ندادی هرچی منتظر بودم😥 .... من؛ ببخشید
بچه هااا🎀 اون مدرسهِ قبول شدمم🎀
شوما؛ فق اونجا ک ملیکا گفت پیتزا تیردادم گف منم پیتزا😭 .... من؛ 😂😭🎀
شوما؛ میشه پارت بدی 🥺 ..‌‌.. من؛ خدا شاهده من دیشب ساعت دو شب خوابیدم و از شدت گرما ساعت ۶ صب بیدار شدم بعد از ساعت ۶ تا ۷ بعد از ظهر هم رفتم تکواندو خدا شاهده چشامو دو دقیقه رو هم نذاشتم
شوما؛ پارتتتتتتتتتت .... من؛ حتما فردا میدم
شوما؛ پارتتتت میخامممممممم .... من؛ چش
شوما؛ پریمیر چیه زینب؟ .... من؛ همون تدوینگری