شوما؛ هم مونا غلط کرد که درخواست داد هم تو که پارت نمیدی😚
....
من؛ من گوناه دارم😂😭
شوما؛ آخههههههه چراااااااا مونا مگه آبجیش نیستتتتتت این چه وضعشه بزار اینا عروسی رو بگیرن دیگهههه😂
....
من؛ اجیش نیس😂
رفیقشه😂
هدایت شده از 𝑹𝒂𝒛𝒂𝒗𝒊 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒚𐙚
اد نظر دهی پیوی؛💘
@Rabbit_X
چنلم؛💘
https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6
شوما؛ قبل اینکه پارت بدی ...
به نظرم مونا داره نقش بازی میکنه با ملیکا هماهنگ کرده خببب
....
من؛ نمیدانوم شاید واقعی باشه این یکی رفیقش هم از دست بده
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬113٬٬
برگام ریخت
یعنی چی؟!
صمیمی ترن رفیق زنم داره بام لا.س میزنه؟!
عجب بیشع.وریه
تیرداد: ببین مونا خانوم این کارت رو ندیده میگیرم تا دوستی تو با ملیکا بهم نخوره
یا شایدم نه! باید بش بگم تا ببینه با کیا دوست میشه
از امروز به بعد تو رو کنار ملیکا ببینم همه قضیه رو بش میگم تا تو باشی همچین جسارتی نکنی! (با انگشت اشاره براش خط و نشون میکشیدم)
ملیکا از دستشویی اومد و گفت: خب مونا جون چیشد؟!😉
مونا: نه واقعا انگاری بت پایبنده
ملیکا: این چه حرفیه من که میدونستم بم پایبنده، تو اصرار کردی انجام بده
مونا: الان چیزی کم شد؟! کار از محکم کاری که عیب نمیکنه
تیرداد: ای نامردا دست به یکی کرده بودین اره؟!!
باشه نوبت منم میرسه، خب ملیکا خانوم از کی تا حالا به پایدار بودن من نسبت به خودت شک کردی؟
ملیکا: عه تیرداد گفتم دیگه من اعتماد داشتم ولی مونا گفت یکم اذیتت کنیم
تیرداد: توام قبول کردی اره؟!
ملیکا: مشکلش چیه؟!
تیرداد: باشه دیگه گفتم نوبت منم میرسه..!
ملیکا: عااا🗿
همین وسط گارسون غذامون رو آورد
گارسون: خدمت شما
تشکر کردیم و شروع کردیم به خوردن
از زبان ملیکا؛
پیتزا رو با دست یه تیکه جدا کردم و روش سس ریختم
مزه پیتزا داشت میومد تو دهنم که چشمم خورد به میز جلویی مون...
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]