*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬114٬٬
اونا..اونا..
یلدا بودن؟؟!
نمیدونم یلدا رو یادتون میاد یا نه ولی من که به شخصه یادم رفته بود این هر.زه رو
یلدا، اره همون خواهرِ تیردادِ فیک
سعی کردم پیتزام رو طوری بخورم که تیرداد شک نکنه
پیتزایی که تا چند دقیقه پیش خودمو براش میکشتم، الان مث سنگ سفت شده بود برام
نمیدونم شایدم باید به تیرداد بگم
نمیشه باید بگم
ملیکا: تیرداد..تیرداد (آروم)
تیرداد: جونم؟!
ملیکا: میز روبرویی مون رو نگاه کن یواشکی، یلداعه
تیرداد: داری شوخی میکنی دیگه نه؟! ادامه نده چون اصلا بامزه نیست برام اسم اون دختره هر.زه به گوشم بیاد
ملیکا: به خدا شوخی نمیکنم نگاه کن، چه خوش و بشی هم می کنه با یارو
تیرداد: او مای گاد🤡🤦🏻♀️ همینو کم داشتیم، ولش کن اصن بیا پیتزات رو بخور
ملیکا: اوکی فقط امیدوارم چشمش بهمون نخوره
تیرداد: امیدوارم
مونا: چی شده؟!
ملیکا: بعدا برات تعریف میکنم
داشتیم پیتزا هامون رو تموم میکردیم که...
"سر میز یلدا و آقای ناشناس.."
یلدا: خب سهیل نظرت راجب این برگر و سوخاری چیه؟!
سهیل: عزیزم هر چیزی به سلیقه شما اصن توش حرف ندارن🎀
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
جغد ها اعلام حضور کنن ببینم، چند نفر بیدارن پارت بدم؟!🗿
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!
شوما: ساعت ۴ دارم اینو مینويسم یک عدد جغد 🦉
پارت بده ممنون🤍✨
....
من: آفرین که انقد شب زنده داری ولی من نتونستم🎀