شوما؛ سسسسللللااااممم به کسی که باعث میشه هرروز بیام ایتا
تولدتتت مبارک باشه 🤍🩵🤍🤍
انشاالله به همه آرزو هات برسی 🤩🤩🤩
و اینکه لطفاً لطفاً پارت بده
.....
من؛ ذذذذووووووووووووووووووووووووقققققققققققققققققققققققققققققققق😭😭🎀✨
چششمم
شوما؛ عوااا چرا نگفتی ❤
تولدت مبارک باشه خوشگل خانم💗💕
....
من؛ اصن اینترنت نداشتم بیام این چند وقت
با بدبختی نقطه اتصال میزدم جواب تبریک بدم، اونم به زور میرفت
فدااااااااااااااتتتتتتتتتتتت🛐💝
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... | بُخٰآرِ سَردا
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬120٬٬
غریبه: خب اینجا سه تا اتاق داریم که دومی پر هست و سومی خالیه
تیرداد: خب اولیه چیه؟!
غریبه: اونجا نباید برید
تیرداد: میتونم دلیلشو بدونم؟!
غریبه: نمیتونم بگم ببخشید دیگه
تیرداد: نه خواهش میکنم
خب هزینه اش چقد میشه؟!
غریبه: شبی ۳۰۰ هزار تومن
تیرداد: مطمئنید؟!
غریبه: بله، شام هم بهتون میدیم
تیرداد: ممنون، خب ما الان باید بریم اتاق سوم درسته؟!
غریبه: بله بله
تیرداد: خب بچه ها بیاید بریم بالا، راستی آقا اینجا آنتن نیست؟!
غریبه: نه متاسفانه
ملیکا: ای بابااا
با مونا و تیرداد رفتیم بالا
انقد قدیمی بود که پارکت ها جیر جیر میکردن
اتاق اول: ۲۰۱
اتاق دوم: ۲۰۲
اتاق سوم: ۲۰۳
رفتیم و تیرداد گفت میرم پایین ببینم ماشینی رد میشه بنزین بگیرم یا نه
تیرداد رفت پایین و منو مونا تنها موندیم
داشتیم وسایل اونجا رو نگاه میکردیم
که یهو صدای جیر جیر همون پارکت ها اومد و احساس کردیم یکی داره نگاه مون میکنه
همون مرد اومد داخل اتاق..
از زبان تیرداد:
خیلی اون مسافرخونه دارک بود
چرا نباید تو اتاق ۲۰۱ میرفتیم؟!!
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]